شنبه، ۸ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۲ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 5

مـارگارت اتـوود (…ـ 1939)

ترجمة: دكتر زري اصفهاني

مارگارت اتوود، يکي از مشهورترين نويسندگان معاصر کانادايي است که کتابها و اشعارش به‌عنوان مرجع درکلاسهاي ادبيات تدريس مي‌شوند. او مؤلف بيش از 30 کتاب (نوول ـ داستانهاي کوتاه ـ شعر و نقد ادبي، تاريخ اجتماعي و کتابهاي کودکان) است. مارگارت شاعر، نووليست و منتقد ادبي شناخته شده‌يي است که به‌خاطر فمنيست‌بودن و استفاده از ميتولوژي در کارهايش شهرت دارد. نوشته‌هايش از رئاليسم سنتي نشأت مي‌گيرد. در كارهاي او زن به عنوان کاراکتر اصلي معرف شخصيتي است که به‌دليل زن‌بودن و سياست رايج جهاني مورد سرکوبي قرار گرفته است. اتوود در داستانهايش واقعيتهاي اجتماعي را با تخيل و ميتولوژي ( افسانه‌هاي تاريخي) و طنز مخلوط مي‌كند. هم‌چنين از ابزار پست مدرنيسم براي کمرنگ کردن قطعيت رئاليسم سنتي استفاده مي‌کند.
مارگارت اتوود در 18‌نوامبر 1939در اتاوا (پايتخت کانادا) متولد شد.کودکيش را در جنگلهاي شمال کبک (استان فرانسوي‌نشين کانادا) درکنار پدرش که متخصص ريشه‌يابي و رده‌بندي گياهان بود گذراند. اين نحوة زندگي در کودکي تجربيات او را در استفادة تشبيهات و تعبيرها از جهان‌وحش و حيوانات نشان مي‌دهد. چيزي كه بعدها در سال1991 در کتابي به اسم اطلاعات جهان‌وحش منتشر شد. او در اکثر شهرهاي معروف کشورهاي اروپايي و آمريکا زندگي کرده است.
داستانهاي اتوود اغلب سمبوليک هستند و او در لابه‌لاي طنز و تخيل و رنج حرکت مي‌کند. اولين و سومين نوولش کميک بود و چهارمي (زندگي قبل از انسان) تصويري خشن و غم‌افزا از زندگي انسان را نشان مي‌دهد. او هم‌چنين يک فعال سياسي در ارتباط با انجمن قلم و سازمان عفو بين‌الملل بوده است و نوشته‌هايش معرف انديشة فمينيستي اوست.
کارهاي اتوود استقبال جهاني داشته است و در كشورهاي مختلف چاپ شده است. او جايزه‌هاي متعددي براي نوشته‌هايش به‌دست آورده است. در سال 2000 کتاب «ترور کور» او برندة بالاترين جايزة ادبيات بريتانيا شد. نوولهايي مثل افسانة دست‌ساز و چشم گربه جايزة کتاب را درکانادا، به‌دست آوردند. اوچندين نشان افتخار نظير مدال کلوب هنر ملي در انگلستان وهم‌چنين آمريکا و ايتاليا و فرانسه و چند دکتراي افتخاري ادبيات ازدانشگاههاي کانادا و انگلستان را به‌دست آورد.
اتوود در حال حاضر در تورنتو با گريم گيبسو ( نووليست) و دخترش زندگي مي‌کند.
شعر آغاز يكي از شعرهاي اوست:


آغاز
تو اين راه را آغاز مي‌کني
اين دست تست
اين چشم تست
اين يک ماهي است، آبي و مسطح
برروي کاغذ، تقريبا به شکل يک چشم
اين دهان تست يک دايره
يا يک ماه، چه فرق مي‌کند (هرچه که دوست داري‌)
اين زرد است
بيرون پنجره باران، سبز است
زيرا که تابستان است
و بالاتر از آن درختان و سپس دنيا
که گرد است و تنها همين رنگهاي اين 9 مداد شمعي را دارد

اين جهان است که سرشارتراست
و مشکلتر براي ياد گرفتن از آن‌چه من گفتم
حق با تست که لکه لکه‌اش کردي
بارنگ قرمز و سپس نارنجي
جهان مي‌سوزد
وقتي تو اين کلمات را ياد گرفتي
تو خواهي آموخت که لغات بيشتري هست که مي‌تواني بياموزي
دست جهان بالاي دست تو شناوراست
هم‌چون ابر کوچکي بربالاي درياچه
دست جهان دست ترا برروي اين ميز نگاه مي‌دارد
دست تو سنگ گرمي است
من بين دو لغت مي‌ايستم

اين دست تست. اينها دستهاي من است. اين دست [جهان است
که گرد است اما مسطح نيست و رنگهاي بيشتري دارد
بيش از آن‌چه ما بتوانيم ببينيم
شروع مي‌شود و پاياني دارد
و اين چيزي است که تو بدان برمي‌گردي
دست تو

آن‌چه رفته
آن‌چه رفته روزهايند
زماني که تو مي‌توانستي برروي آب گام بزني
زماني که مي‌توانستي قدم بزني
روزها رفته‌اند
تنها يک روز به‌جا مانده است
روزي که تو در آن هستي

خاطرات دوست تو نيستند
تنها مي‌توانند بتو بگويند
چه چيزي را ديگر نداري

دست چپي که مي‌تواني بکار ببري
دو قدمي که مي‌تواني بروي
تمام ابزار کوچک مغز
سلام سلام
تنها دستي که هنوز کار مي‌کند
ابزارها نمي‌گذارند که بروي
اين يک قطار نيست
جيرجيرک نيست
بيا هول نشويم
بيا راجع به تبرها صحبت کنيم
کدام يک خوبند
نامهاي بسيار درختان

چگونگي ساختن خانه يا قايق و يا چادر
جعبه ابزار ديگر به‌کار نمي‌آيد
افعالش را نشان نمي‌دهد
سوهان، رنده، درفش
برگشت به فلز عبوس
من گفتم «آيا چيزي را تشخيص مي‌دهي»
يک چيز آشنا را
تو گفتي «بله بستر را»
بهتراست مواظب توفان باشيم
که در کف اتاق جريان يافته است
و از آفتاب ساخته شده است
جنگل از سايه‌ها ساخته شده است
بهتراست مراقب بخاري ديواري باشيم
که اکنون يک ساحل است