پايان معرکهگيري «انتخابات» و آغاز دوران جديد بحران
سينا دشتي
هرناظر و علاقمند به تحولات سياسي ايران ازآنچه که در اين چند ماه بر سر اين رژيم آمده است، برداشت و تحليل خاص خود را دارد. ولي به ويژه پس از نمايش انتخابات رژيم، اکثر قريب به اتفاق اين نظرات بريکدستسازي کامل و درتيول ولي فقيه بودن اين مجلس نظرواحدي دارند.
سمت و سوي حركت مجلس جديد رژيم را رهبرمقاومت در پيام نوروزي خود بدينسان تعريف کرد: «برخي گمان ميكنند كه گوئيا صورت مسأله اين انتخابات حذف باندهاي موسوم به اصلاحطلب بوده است. اما اين كار چهار سال پيش در انتخابات اسفند 1382 انجام شده و پس از به حاشيهراندن آنها بود كه احمدي نژاد به رياست جمهوري رسيد و رژيم يكپايه شد. بنابراين صورت مسأله اين انتخابات در يك كلام بمب اتمي با همه الزامات آن در قبال قطعنامهها و رويكرد جامعه بينالمللي است. هدف، به كنترل درآوردن و آب بندي جبهه ولايت و مرتجعان خلص موسوم به اصولگرا و خطبستن براي تك و پاتكها و بحرانهاي بعديست».
رژيمي كه در سال 83، به دنبال جنگ عراق وبهخصوص بازشدن راه دخالتهاي گسترده رژيم دراين كشور و محدوديتهاي مقاومت، ادعاي قدرقدرتي داشت و خود را برنده اول جنگ عراق ميدانست، امروز به جايي رسيده كه بحرانها در هر زمينه احاطهاش كرده و به صورت ريزش در بالاترين سطوح حكومتي بارز شده است. اكنون دژخيماني مثل پورمحمدي، لاريجاني، صفوي و… يكي بعد از ديگري، درمانده و وامانده وبريده، دنبال كارفرهنگي يا دمبل و هالتر ميروند تا خود را سرپا نگهدارند. واقعيت اين است كه اينها نشانههايي ديگر ازفاز انحلال وسرنگوني است.
ديگرحتي آيتالله بي.بي.سي هم، كه خود را چوب زير بغل رژيم و امدادرسان و بزككننده آن در هر تنگنا ميداند، مجبور شده اقرارکند که:
«اين انتخابات سه پيام مهم دارد که نشانه تغييري ماهوي در چگونگي حکومت کردن در ايران و بهخصوص نقش رهبري در رأس حکومت است که ميتواند اثرات عميقي بر آينده نظام اسلامي ايران بر جاي گذارد».
رژيم «قرون وسطايي» كه با سرقت رهبري انقلاب، از قعر اعصار و قرون خود را به دوران جديد تحميل كرده، مضافاً بر وحشيگري و دجالگريهايش، بيشترين كمكها وامدادها را طي ساليان از سياست مماشات دولتها وقدرتهاي بينالمللي دريافت كرده و به اتكاي آن حكومت ضد بشرياش را حفظ كرده است. رژيمي كه پس از گل گرفته شدن تنورجنگ با عراق، پايان يافتن فرصت بزرگ جنگ كويت و پس از شكست شعبدهبازي اصلاحات و در پس افشاي ماجراجوييهاي اتمياش و شکست پروژه استراتژيکي تسلط کامل بر عراق كه تماماً به يمن رزم و پايداري و افشاگريهاي مجاهدين ومقاومت ايران محقق گرديد، اكنون تصوير تيره و تاري را درپيش روي خود دارد.
«ياران گرمابه و گلستان» اروپايياش از شدت شوري آش نمايش اين بار آخوندها، صدايشان درآمد و برايشان واضحتر از هر زمان ديگر روشن گرديد که چشم دوختن به سر بهراه شدن حکومت، چشم دوختن به سايه نخل در قطب جنوب است.
آنچه که رژيم را به هراس انداخته نه قطعنامههاي شوراي امنيت بهرغم هر فشار محتمل و نه حتي افق يک درگيري نظامي خارجي است. بلكه تهديد از جانب مردم و مقاومت ايران است، زيرا اين جديترين و واقعيترين پاسخ سرنگوني رژيم آخوندي است. اعترافهاي فرمانده جديد سپاه پاسداران واعلام تعويض خط سپاه از تهديدات خارجي به داخل كشور مؤيد همين مطلب است.
در مهرماه 86 سركرده جديد سپاه پاسداران ارتجاع، استراتژي جديد سپاه را در تركيب با بسيج ضدمردمي «مقابله با تهديدهاي داخلي» اعلام كرد «تا بتواند در برابر تهديدات سياسي، اجتماعي و امنيتي دشمنان، به درستي وارد عمل شود». پاسدار جعفري گفت: «بنا به تشخيص رهبر جمهوري اسلامي، استراتژي سپاه با گذشته فرق کرده بدين ترتيب كه مأموريت اصلي سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهاي داخلي است و سپس در صورت تهديد نظامي خارجي، سپاه به كمک ارتش خواهد شتافت» (بي.بي.سي-7مهر86).
سركرده سپاه آخوندها در سمنان هم با صراحت گفت: «احتمال عمليات ضربتي توسط آمريكا عليه جمهوري اسلامي وجود دارد اما تهديدات داخلي از هرگونه تهديد براي كشور خطرناكتر است»(خبرگزاري رژيم-16آبان86).
گسترش اعتراضات اجتماعي، راديکاليزه شدن آنها و استمرار آن گلوي رژيم را بيش از هرزمان ديگر فشار ميدهد.
تظاهرات دانشجويان شيراز و سهند تبريز با شعار اشرف نشان ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم، گوياي نقش و راهي است که مجاهدين و مقاومت ايران وكانون آن اشرف پايدار، طي اين سالها پرچمدار آن بودهاند وخواهند بود و آن حتميت سرنگوني رژيم است.
اين چشمانداز اكنون ديگر يک بحث تئوريک نيست. ديگر يک مقوله خارج ازدسترس نيست، بلکه يک واقعيت روشن دوران است که حتي حاميان رژيم و بوقهاي تبليغاتي رسوايي نظير آيت الله بي.بي.سي را وادار ميکند که كمي از آخر و عاقبت آنچه كه درانتظار رژيم است نگران بشوند. ولي مضحك اين كه آيتالله بي.بي.سي پس از سه دهه ديكتاتوري و فاشيسم وآنهم در وحشيانهترين اشكال آن، تازه! از احتمال ديكتاتوري شدن رژيم سخن ميگويد: «آيا اين نوع حکومت کردن و صداي مخالف را بستن به ديکتاتوري فردي منجر نميشود که هيچگاه در تاريخ معاصر جهان عاقبت خوشي نداشته است؟»
البته كه مماشاتگران و سياستگذاراني كه طي اين سالها كيسههاي خود را از خون مردم ايران پركردند و نه تنها چشم بر روي اعدام و شكنجه جوانان اين مملكت بستند بلكه در بسياري موارد توجيهگر سركوبها و وحشيگريها و بمبارانهاي رژيم عليه رشيدترين فرزندان مجاهد ومبارز اين خلق شدند، تا اين رژيم را حفظ كنند، بايد كه اكنون نسبت به سرنوشت وعواقب اين رژيم نگران باشند و توجه آخوندها را نسبت به عاقبت ناخوش حكومتهاي ديكتاتوري جلب كنند.
اما تاريخ مقاومت خلقها مسير خود را به اتكاي رزم و رنج بهترين فرزندانش طي ميكند و با سرنگوني ديكتاتورها، ننگ و روسياهي تاريخي را براي مماشاتگران باقي ميگذارد.
براي تحقق اين مهم، در اين دوران تعيين تکليف، همه و همه در مسير پيشتازان و پرچمداران مقاومت ايران، براي گرفتن حق مسلم خودمان يعني آزادي، بهپاخيزيم. آزادي، خجسته آزادي...
