گسترش يأس و سرخوردگي در نيروهاي رژيم

به تو چه ربطي داشت كه رفتي جنگيدي؟
نفرت اجتماعي از عملكردهاي مختلف رژيم ديگر منحصر به نيروهاي انقلابي يا حتي روشنفكران ناراضي و حتي عامه مردم نيست. اكنون روزهايي را شاهديم كه نيروهاي خلص خود رژيم به شكلهاي مختلف از بدنه آن كنده مي شوند و به خيل ناراضيان مي‌پيوندند. نگاهي به روزنامه‌ها و وبلاگهاي مختلفي كه اين روزها مثل قارچ سبز شده، و خود نشانه شدت سانسور و خفقاني است كه دستگاههاي رژيم به راه انداخته‌اند، به خوبي نشان مي‌دهد كه احساس يأس و سرخوردگي در نيروهاي رژيم يك جريان گسترده وغيرقابل انكار است. در همين رابطه دو نمونه از اين قبيل سرخوردگيها را از سايتهاي مختلف برايتان انتخاب كرده‌ايم كه خواندنشان خالي از لطف نيست.
مطلب اول (از وبلاگ شلمچه) بخشهايي از نامه يك بسيجي، خطاب به بسيجي ديگري است كه در جنگ كشته شده و جسدش را 6سال پيش تحويل گرفته و در گلزار شهداي قم خاك كرده‌اند. حالا بخوانيم اين بسيجي سيلي خورده در مورد برادر گلوله خورده‌اش چه نوشته است:
«روزگار غريبي است ...
حتي همرزمانت تو و دوستان شهيدت را فراموش کرده‌اند...اين روزها اگر از شما صحبت کنيم ما را متهم به مرده‌پرستي مي‌کنند. خيليها شما را حتي شهيد هم نمي‌دانند. آنها ادعا مي‌کنند که جنگ ايران و عراق فقط برادرکشي بود چون هر دو گروه مسلمان بودند... اصلاً به تو چه ربطي داشت که خودت را داخل معرکه جنگ کردي؟! مگر تو يك جوان نوزده ساله با هزار اميد و آرزو نبودي؟! تو را چه به جنگ؟!
تو بايد درست را مي‌خواندي. به دانشگاه مي‌رفتي. ازدواج مي‌كردي. زندگي راحتي براي خود مهيّا مي‌كردي. مي‌داني تو در حق خودت ظلم كردي؟!
اين را من نمي‌گويم . اين را همانهايي مي‌گويند كه تو را شهيد نمي‌دانند و جنگ تحميلي هشت ساله‌مان را جهاد في سبيل‌الله نمي‌دانند... من که بارها به آنها گفته‌ام که تو جهاد کردي. تو دفاع کردي. تو از حيثيت و آبرويت دفاع کردي. تو از دينت و اعتقاداتت دفاع کردي. تو از شرافت ملّتت دفاع کردي. تو به فرمان امامت جهاد کردي. ولي آنها به هيچ وجه نمي‌پذيرند. آنها عزم خود را جزم کرده‌اند که کار تو و همرزمانت را بي‌ارزش نشان بدهند.
آنها حتي نمي‌خواهند ياد شما در دلها باقي بماند.
اين روزها روي دفتر و کتاب دانش‌آموزان 10ـ12ساله به جاي عکس شما، عکسهاي هنرپيشه‌هاي ...
نمي‌خواهم ديگران را محکوم کنم. مشکل از خود ماست...آنهايي که شنيده‌ها را ديده‌اند نيز شما را فراموش کرده‌اند. شما حتي بين بچه مذهبيهاي ما هم غريب هستيد.
پ.ن

حتماً همه كشور اينطوريه، شما با چه اميدي كار مي‌كنيد.

احمد توكلي از چهره‌هاي شناخته‌شده و لورفته ارتجاع است. او از بدو حاكميت آخوندها جزء چماقداران و سر سپاران «ولايت» بوده و هست. در اين راستا از هيچ چماق‌كشي در شهرش، بهشهر، تا مجلس رژيم و بعد هم وزارت و وكالتش دريغ نكرده است. او از جمله افرادي است كه براي اثبات وفاداري خود به امام دجالش از شليك تير به شقيقه اسيران در اوين و شكنجه‌گاههاي آخوندي دريغ نكرده است. (گزارش اين جنايت وحشيانه كه يكي از نمونه‌هاي بي‌شمار جنايتهاي او است در شماره گذشته نشريه مجاهد آمده بود) او هم اكنون هم به عنوان رئيس كميسيون پژوهشهاي مجلس آخوندي به انجام وظيفه مشغول است. توكلي در جريان باندبازيهاي رژيم از حاميان احمدي‌نژاد بود ولي بعد به خاطر سرخوردگي از او به حمايت از قاليباف پرداخت. با اين تفاسير توكلي سايتي براي خودش راه انداخته است به نام سايت الف. خودش مدعي است كه «جمعی از اعضاي هیأت علمی دانشگاهها و نیز متخصصان و کارشناسان در حوزه‌های مختلف علوم انسانی، در حرکتی جمعی، جامعه تحلیلی خبری الف را تشکیل دادند». حالا در اين سايت چه مي‌كند؟ مواضع خودش را تبليغ مي‌كند. يك بخشي هم دارد كه به سؤالات رسيده پاسخ مي‌دهد. خواندن پرسشها و پاسخها بسيار جالب است. يكي از آنها را برگزيده‌ايم تا هم معلوم شود ريزش نيروهاي رژيم تا چه حد جدي است و هم ملتفت ميزان دجاليت آقاي دكتر شويم:
با سلام
نميدونم اينجا جاش هست يا نه! اما ميخوام صدايم را بشنويد. من دانشجوي دانشگاه علامه بودم. دانشگاهي كه احساس مي‌كنم رخوت و كسالت سراسرش رو فراگرفته. از استادها گرفته تا رئيس دانشكده تا رئيس دانشگاه. روابطي كه تو اين دانشگاه تعريف شده مثل تار عنكبوت ميمونه. اميدوارم به زودي مگسها و پشه‌هاش رو خفه كنه، چون اگه بزرگتر بشه اونوقت ديگه نميشه جلوش رو گرفت.
حتما همه كشور اينطوريه. شما با چه اميدي كار ميكنيد. آيا خود شما هم ريشه در اين مافيا داريد؟
اين نامه رو كسي مينويسه كه به احمدي‌نژاد رأي داده، و ولايت فقيه رو قبول داره. اما يواش‌يواش داره به همه چيز شك ميكنه. بعضي وقتا فكر مي‌كنم بد نيست آمريكا بياد و كاسه كوزه اينا رو به هم بريزه تا بيشتر آبروي اسلام و نبردن.
و الا بعد يه مدت بايد به اسلام هم شك كرد.

احمد توکلی پاسخ سوال
به عنوان يك دولت به شما پيشنهاد مي‌كنم با قرآن و ذكر الهي مأنوس‌تر باشيد. ذكر خدا دل را آرامش مي‌دهد. با دل و ذهن آرام بهتر مي‌توانيد راه درست را تشخيص دهيد. در اوج ناملايمات و ناهنجاريها مي‌توان با مثبت‌انديشي و توكل به خدا نيرو گرفت و به جنگ ناملايمات رفت.