در دوم اسفند ماه گذشته دادگاه پاريس به شكايت و شهادتهاي دروغين عوامل رژيم آخوندها عليه مديريت پايگاه خبررساني ايرانفوكوس رسيدگي كرد و حكم خود را مبني بر بطلان اتهامات در روز 15فروردين1387 صادر نمود. دو روز بعد گشتاپوي فاشيسم ديني حاكم بر ايران كه شكست سنگين خود را از جلسه دادگاه دريافته بود، در منتهاي درماندگي به بازمصرف مزدوران مستعمل در كافهيي در پاريس روي آورد.
از اين پيشتر، دادگاه پاريس با تبرئه دوتن از مجاهدين در 29آبان1386، بهرغم تمامي تلاشها و دروغپردازيهاي پنج ساله رژيم آخوندي در باره خودسوزيهاي ژوئن2003، بر برچسبهاي آخوندپسند رسماً نقطه پايان گذاشته و مهر ابطال زده بود.
منتهاي درماندگي اطلاعات بدنام آخوندها براي تخطئه مجاهدين و هم چنين ابعاد خصومت و جنون آن عليه ساكنان شهر اشرف را با توجه به اطلاعات و توضيحات زيرين بخوبي ميتوان دريافت:
1ـ درآذر ماه86 گروهي از مأموران اطلاعات و نيروي قدس از داخل و خارج ايران براي توطئه و شكايت و لجنپراكني عليه مجاهدان شهر اشرف به عراق فرستاده شدند و در هتل منصور بغداد تحتامر سفارت رژيم قرار گرفتند. برخي از اين مزدوران، كه به مدت سه ماه ناگزير از اقامت و انجام مأموريت در عراق شدند ازجمله، عبارتند از: مسعود خدابنده، مصطفي محمدي، رضا اكبري نسب، تيمور ختار و عليرضا بشيري.
مزدوران مزبور در طبقه سوم هتل منصور مستقر شدند و تحتسرپرستي مأموران قدس و اطلاعات آخوندي به اسامي طباطبايي، نوبخت و اسدي قرار گرفتند. همه صورتحسابهاي هتل توسط سفارت رژيم ايران پرداخت ميشد ومزدوران ابتدا در سمينار مضحكي تحت عنوان «مبارزه با تروريسم» شركت داده شدند كه با حضور 20نفر از عوامل و جيرهخواران رژيم برگزار گرديد.
گردهمايي و تحركات مزدوران رژيم توجه نيروهاي عراقي را هم به خود جلب كرد و بسياري از آنان از جمله «انجمن دانشگاهيان و روشنفكران عراقي» و «تجمع حقوقدانان مستقل عراقي» با صدور اطلاعيههايي به افشا و محكومكردن اين خيمهشببازي مبادرت كردند.
2ـ سفارت رژيم يكي از عوامل عراقي خود در وزارت امنيت عراق بهنام فاضل الشويلي را موظف به هماهنگكردن مأموريتهاي اين مزدوران كرد. تشكيل انجمنهاي پوششي اطلاعات آخوندها با عنوانهاي ساختگي از قبيل خيريه يا حمايت از مهاجرين و ايرانيان يا بنياد حمايت از خانواده در بغداد و خالص و سعديه و كركوك، در شمار همين مأموريتها بود. تشكيل واحدهاي تبليغاتي، دستجات شناسايي و اطلاعات و سلولهاي تروريستي و آدمربايي و جوخههاي مرگ در پوشش انواع و اقسام انجمنهاي خيريه و حمايت از رژيم آخوندي يك صنعت رايج و شناختهشده نيروي قدس و اطلاعات آخوندها در عراق است.
3- مزدوران يادشده بعضاً مانند مسعود خدابنده، جنايتكاراني هستند كه قبل از جنگ اخير در عراق، خواستار بمباران و كشتار مجاهدين بودند و مقالات و كتابهايي مبنيبر شركت مجاهدين در عمليات كويت و در حمله شيميايي به حلبچه و مخفيكردن سلاحهاي كشتار جمعي عراق در قرارگاههايشان منتشر ميكردند.
4ـ ارائه شكايتهاي ساختگي به دستگاههاي قضاييه عراق عليه مجاهدان اشرف و جذب افراد قابل خريدن از ميان نفرات تيف (خروجي تحتكنترل نيروهاي آمريكايي در جنب قرارگاه اشرف) به منظور بازمصرف آنان تحت عنوان «اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران» بخش ديگري از مأموريت مزدوران مزبور بود.
5ـ در همين راستا در بهمن ماه گذشته سفارت رژيم در بغداد به راهاندازي شعبه اطلاعات آخوندي با پوشش «يك سازمان غيردولتي مدافع حقوقبشر» بهنام «بنياد خانواده سحر» در شهر خالص در نزديكي اشرف مبادرت كرد. قبل از آن، مأموران سفارت رژيم با عبدالرسول ملاحميدالسعدي (ملقب به ابوحيدر)، مسئول دفتر 9بدر و دو نفر از سركردگان جوخههاي مرگ بهنامهاي ابوتبارك الساعدي و خضير محمد احمد (معروف به ابواسامهخالصي)، ديدار و گفتگو كرده بودند تا دكان جديد را تحت حمايت خود قرار دهند. ابو اسامه جنايتكاري است كه در خرداد85 دستاندركار انفجار اتوبوس كارگران اشرف بود كه 11كشته و 15مجروح برجاي گذاشت. در 19بهمن86 نيز تروريستهاي وابسته به نيروي قدس ايستگاه پمپاژ آب شهر اشرف را با 300كيلوگرم تي.ان.تي منفجر كردند و آب اشرف و 20هزار تن از اهالي منطقه قطع شد.
6ـ در همين اثنا وزارت اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس مأموريت يافتند در كردستان عراق بهويژه در شهرهاي سليمانيه و اربيل نفوذيهاي رژيم را كه در سالهاي گذشته به تيف رفته بودند و همچنين خودفروختگاني را كه در تيف به خدمت رژيم درآمده بودند به ايران ببرند و يا در سليمانيه و اربيل توجيه كنند و با دستورالعملهاي جديد براي مصرف عليه مجاهدين و مقاومت ايران روانه كشورهاي اروپايي سازند. به همين منظور اطلاعات آخوندها سرپلهايي در استانبول و آنكارا ايجاد كرد تا تسهيلات لازم را براي اعزام مزدوران به اروپا فراهم نمايد.
7- برخي از اين افراد را در مقري در اربيل اسكان دادهاند كه پاتوق سركنسولگري و عوامل رژيم شده است. دو مأمور وزارت اطلاعات به نامهاي امامي و اسماعيلي توجيه و بهروزكردن و فرستادن آنها به ايران يا كشورهاي اروپايي را بهعهده گرفتند.
برخي از اين افراد پس از رفتن به ايران و دريافت توجيهات در مراكز مافياي اطلاعات آخوندي دوباره به اربيل برگردانده ميشوند تا از اين سكوي پرتاب به كشورهاي اروپايي گسيل شوند.
8ـ چهار تن از كساني كه پس از خروج از تيف چندين هفته در پاتوق كنسولگري و عوامل رژيم در اربيل بهسر بردند و اطلاعات آخوندي درصدد منتقل كردن آنها به كشورهاي اروپايي است، عبارتند از: محمود خالقي، مجيد روحي، محمد رزاقي (معروف به محمد رذل) و نادر نادري (معروف به نادر پاسدار). اين افراد در تيف به عنوان مأمور وزارت اطلاعات شناخته ميشدند و توسط بسياري از افراد تيف بايكوت شده بودند. محمود خالقي كه در آبان1382 به تيف رفت در ارتباط روزانه با كنسول رژيم در اربيل قرار گرفت.
9 - محمد رزاقي كه از اين پيشتر دوبار از ارتش آزاديبخش اخراج شده بود در تيرماه سال1383 از اشرف به تيف رفت. او متعاقباً در ارتباط فعال با وزارت اطلاعات قرار گرفت و به همراه نادر نادري، مجيد روحي، محمود خالقي، حسن پيرانسر و محمد كرمي، باند وابسته به وزارت اطلاعات را در تيف تشكيل دادند. آنها با يك تلفن موبايل مستقيماً با وزارت اطلاعات در تهران در تماس بودند و دستور ميگرفتند. توجيه يك اكيپ وزارت اطلاعات كه تحتعنوان اعضاي خانوادههاي مجاهدين به اشرف رفت توسط همين باند انجام شد تا گردانندگان اكيپ از وضعيت و نحوه برخورد در اشرف، پيشاپيش مطلع باشند و بتوانند خود را با آن تطبيق بدهند.
10 - يكي از مزدوراني كه توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شده، علي پاك نام دارد كه خود را عباد معرفي ميكند. وي 9ماه بعد از شروع جنگ در عراق براي نفوذ به صفوف مجاهدين به اشرف رفت اما هيچگاه به داخل مناسبات مجاهدين راه نيافت و تا بهمن84 كه به تيف رفت تماماً در قسمت پذيرش بهسر برد. زيرا برخلاف اظهاراتش كه خود را هوادار به زندان رفته مجاهدين جلوه ميداد، معلوم شد كه سه بار بهخاطر خريد و فروش مواد مخدر به زندان افتاده و بهطرز مشكوكي قبل از اتمام دوره محكوميت آزاد شده و به عراق آمده است.
11 - جمشيد چارلنگ، مزدور ديگري كه نزديك به 4سال در تيف بهسربرده است به همراه پاسداري بهنام «چراغعلي گوردي» به قرارگاههاي مجاهدين در عراق آمده بود. مجاهدين پاسدار مزبور را سريعاً اخراج كردند اما چارلنگ بنا به اصرار خودش باقي ماند. وي نهايتاً در فروردين83 به تيف رفت.
12- بتول ابراهيمي، نفوذي لورفته ديگري است كه اكنون توسط وزارت اطلاعات به اروپا صادر شده است. شاهمراد زارعي مأمور اداره كل اطلاعات آخوندها در ايلام كه در اسفند1376 توسط ضداطلاعات ارتش آزاديبخش ملي ايران افشا شد(كتاب شكست يك توطئهـ طرحهاي نفوذ وزارت اطلاعات رژيم) و باعث دستگيري و شهادت شماري از مجاهدين و نيروهاي هوادار شده بود، بتول ابراهيمي را به ارتش آزاديبخش فرستاد.
از بتول ابراهيمي چندين بار خواسته شده بود قرارگاه مجاهدين را ترك و به دنبال زندگي خود برود، اما او ميگفت كه سرپرست قابل اعتمادي در داخل ايران ندارد و مهمتر اينكه مأموران اطلاعات از او نوشتهها و عكسهايي دارند كه در صورت بازگشت به ايران او را ناگزير از همكاري ميكنند. او مصرانه بهعنوان يك زن بيسرپرست خواهان ماندن در كنار مجاهدين بود.
پس از جنگ در عراق دو نفر كه خود را مادر و دايي بتول ابراهيمي معرفي ميكردند درسال83 از ايلام به ديدار او آمدند. اما بعداً معلوم شد كه بتول ابراهيمي هرگز چنين دايي نداشته و مرد مزبور مأمور اطلاعات ايلام و حامل پيام و عكسهاي جاسازي شده در پشت يك آئينه براي او بوده است. متعاقباً بتول ابراهيمي در دي ماه84 با سرقت يك خودرو از اشرف گريخت و به تيف رفت. وي پس از ترك تيف در دي ماه86 به ايران رفت و پس از يك توقف چند هفته اي، وزارت اطلاعات آخوندها او را به اروپا صادركرد.
13 ـ مزدور ديگر عليرضا نصراللهي است كه در دي79 به قرارگاههاي مجاهدين در عراق پيوست. وي پس از جنگ در آذرماه82 به دليل برملاشدن سه بار دستگيريش در داخل ايران بهخاطرجرايم عادي و آزادي با قول همكاري، اخراج شد و به تيف رفت و در تيف بهفاصله كوتاهي در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت.
14 - عليرضا نصراللهي به همراه سه مزدور ديگر يعني بتول ابراهيمي و جمشيد چارلنگ و علي پاك، پس از ورود قاچاق به فرانسه روز 17فروردين در يك كافه در پاريس با چند مزدور پيشانيسياه وزارت اطلاعات مانند جواد فيروزمند، محمدحسين سبحاني، جهانگير شادانلو، امير موثقي، بتول ملكي، علي قشقاوي و همچنين احسان نراقي و علي راستبين، پادوهاي حقير شيخ و شاه، گرد آمدند تا «نقض حقوق بشر توسط مجاهدين» و «قتل اعضاي ناراضي» را افشا كنند!
فقط معلوم نيست كه در هفت دور اسكرين و تحقيقات خصوصي توسط سرويسهاي مختلف آمريكايي و پس از چند سال اقامت در تيف تحت كنترل نيروهاي آمريكايي، چرا دم برنياوردهاند تا دعاوي آنها بهطور زنده و حضوري مورد استماع و تحقيق قرار بگيرد، اما به يكباره پس از چفتوجورشدن با وزارت بدنام، دچار اين قبيل استفراغات زنجيرهيي شدهاند!
يك مقام مسئول فرانسوي پذيرش و پناهندگي اين افراد را در فرانسه تكذيب كرده و«مطلقاً عاري از صحت» خوانده است. اين در حالي است كه اطلاعات آخوندها هم چنان در صدد صدور و باز مصرف مزدوراني از همين قبيل به كشورهاي اروپايي است.
15ـ سازمان مجاهدين خلق ايران در بهمن ماه گذشته ضمن افشاي ترفندهاي اطلاعات آخوندي، درباره نفرات تيف اعلام كرد: «بنا به گفته فرماندهان نيروي چندمليتي، هيچكس جز به درخواست خودش، تيف را ترك نكرده است. به همه افراد موقعيت پناهندگي و جواز عبور موقت براي 6ماه و همچنين كارت شناسايي سازمان ملل داده شده تا در پستهاي بازرسي نشان بدهند…
سخنگوي مجاهدين خاطر نشان كردكه با اين همه، مسئوليت برعهده نيروهاي چندمليتي و ارگانهاي ذيربط بينالمللي است.
سخنگوي مجاهدين افزود: در عين حال، همچنان كه مجاهدين پيش از اين نيز اعلام كردهاند در اشرف به روي پناهجويان و هر كس كه خواهان كمك باشد باز است و از هر رسيدگي و كمكي كه در توان و مقدوراتشان باشد دريغ نميكنند».
16ـ ازآنجا كه گشتاپوي فاشيسم مذهبي اصرار دارد مزدوران لاحق خود را «اعضاي سابق مجاهدين» معرفي كند، يادآوري ميكنيم كه دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران چهار سال پيش در اطلاعيه سوم مرداد1383 درباره موقعيت حقوقي مجاهدين در عراق اعلام كرد:
همزمان با امضاي موافقتنامه موقعيت حقوقي ساكنان اشرف به عنوان افراد حفاظتشده تحت كنوانسيون چهارم ژنو «از سوي رهبري مقاومت و مسئولان سازمان مجاهدين تأكيدات مؤكد درباره ضرورت و اهميت انتخاب نهايي در اين سرفصل صورت گرفت و بهيكايك افراد خاطرنشان گرديد كه قبل از امضاي موافقتنامه، يك بار ديگر به انتخاب نهايي بينديشند: اگر خواستند، بمانند و با مجاهدين و رزمآوران آزادي بهپايداري پرشكوه براي پيروزي و سرنگوني رژيم آخوندي، با همه مخاطرات آن، ادامه بدهند. اگر هم انتخاب ديگري دارند، بهدنبال زندگي مطلوب خود بروند و گزينه مورد نظر خود را از طريق مقامها و ارگانهاي رسمي پيگيري نمايند. سرانجام، كمتر از 200نفر (كه دو سوم آنها نفرات جديدالورود و غيرعضو بودند) خروج از عراق را انتخاب كردند و به خروجي قرارگاه اشرف كه تحت كنترل نيروهاي آمريكايي است رفتند و بيش از 3400تن كماكان استقرار در اشرف را براي ادامه مبارزه خود برگزيدند»(نشريه مجاهد شماره675ـ 6مرداد1383).
سازمان مجاهدين خلق ايران با يادآوري مصوبه آوريل1997 شوراي وزيران اتحاديه اروپا كه ورود و حضور عوامل اطلاعات رژيم ايران را در كشورهاي اروپايي ممنوع ميكند، خواستار دستگيري و محاكمه و اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها در كشورهاي عضو اتحاديه اروپاست. مأموران گشتاپوي آخوندها نه تنها عليه اپوزيسيون رژيم آخوندي و عليه پناهندگان و پناهجويان ايراني بلكه عليه امنيت و آرامش كشورهاي اروپايي عمل ميكنند و فاشيسم ديني در شرايط نياز آنها را مورداستفاده تروريستي قرار ميدهد.
از اين پيشتر، دادگاه پاريس با تبرئه دوتن از مجاهدين در 29آبان1386، بهرغم تمامي تلاشها و دروغپردازيهاي پنج ساله رژيم آخوندي در باره خودسوزيهاي ژوئن2003، بر برچسبهاي آخوندپسند رسماً نقطه پايان گذاشته و مهر ابطال زده بود.
منتهاي درماندگي اطلاعات بدنام آخوندها براي تخطئه مجاهدين و هم چنين ابعاد خصومت و جنون آن عليه ساكنان شهر اشرف را با توجه به اطلاعات و توضيحات زيرين بخوبي ميتوان دريافت:
1ـ درآذر ماه86 گروهي از مأموران اطلاعات و نيروي قدس از داخل و خارج ايران براي توطئه و شكايت و لجنپراكني عليه مجاهدان شهر اشرف به عراق فرستاده شدند و در هتل منصور بغداد تحتامر سفارت رژيم قرار گرفتند. برخي از اين مزدوران، كه به مدت سه ماه ناگزير از اقامت و انجام مأموريت در عراق شدند ازجمله، عبارتند از: مسعود خدابنده، مصطفي محمدي، رضا اكبري نسب، تيمور ختار و عليرضا بشيري.
مزدوران مزبور در طبقه سوم هتل منصور مستقر شدند و تحتسرپرستي مأموران قدس و اطلاعات آخوندي به اسامي طباطبايي، نوبخت و اسدي قرار گرفتند. همه صورتحسابهاي هتل توسط سفارت رژيم ايران پرداخت ميشد ومزدوران ابتدا در سمينار مضحكي تحت عنوان «مبارزه با تروريسم» شركت داده شدند كه با حضور 20نفر از عوامل و جيرهخواران رژيم برگزار گرديد.
گردهمايي و تحركات مزدوران رژيم توجه نيروهاي عراقي را هم به خود جلب كرد و بسياري از آنان از جمله «انجمن دانشگاهيان و روشنفكران عراقي» و «تجمع حقوقدانان مستقل عراقي» با صدور اطلاعيههايي به افشا و محكومكردن اين خيمهشببازي مبادرت كردند.
2ـ سفارت رژيم يكي از عوامل عراقي خود در وزارت امنيت عراق بهنام فاضل الشويلي را موظف به هماهنگكردن مأموريتهاي اين مزدوران كرد. تشكيل انجمنهاي پوششي اطلاعات آخوندها با عنوانهاي ساختگي از قبيل خيريه يا حمايت از مهاجرين و ايرانيان يا بنياد حمايت از خانواده در بغداد و خالص و سعديه و كركوك، در شمار همين مأموريتها بود. تشكيل واحدهاي تبليغاتي، دستجات شناسايي و اطلاعات و سلولهاي تروريستي و آدمربايي و جوخههاي مرگ در پوشش انواع و اقسام انجمنهاي خيريه و حمايت از رژيم آخوندي يك صنعت رايج و شناختهشده نيروي قدس و اطلاعات آخوندها در عراق است.
3- مزدوران يادشده بعضاً مانند مسعود خدابنده، جنايتكاراني هستند كه قبل از جنگ اخير در عراق، خواستار بمباران و كشتار مجاهدين بودند و مقالات و كتابهايي مبنيبر شركت مجاهدين در عمليات كويت و در حمله شيميايي به حلبچه و مخفيكردن سلاحهاي كشتار جمعي عراق در قرارگاههايشان منتشر ميكردند.
4ـ ارائه شكايتهاي ساختگي به دستگاههاي قضاييه عراق عليه مجاهدان اشرف و جذب افراد قابل خريدن از ميان نفرات تيف (خروجي تحتكنترل نيروهاي آمريكايي در جنب قرارگاه اشرف) به منظور بازمصرف آنان تحت عنوان «اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران» بخش ديگري از مأموريت مزدوران مزبور بود.
5ـ در همين راستا در بهمن ماه گذشته سفارت رژيم در بغداد به راهاندازي شعبه اطلاعات آخوندي با پوشش «يك سازمان غيردولتي مدافع حقوقبشر» بهنام «بنياد خانواده سحر» در شهر خالص در نزديكي اشرف مبادرت كرد. قبل از آن، مأموران سفارت رژيم با عبدالرسول ملاحميدالسعدي (ملقب به ابوحيدر)، مسئول دفتر 9بدر و دو نفر از سركردگان جوخههاي مرگ بهنامهاي ابوتبارك الساعدي و خضير محمد احمد (معروف به ابواسامهخالصي)، ديدار و گفتگو كرده بودند تا دكان جديد را تحت حمايت خود قرار دهند. ابو اسامه جنايتكاري است كه در خرداد85 دستاندركار انفجار اتوبوس كارگران اشرف بود كه 11كشته و 15مجروح برجاي گذاشت. در 19بهمن86 نيز تروريستهاي وابسته به نيروي قدس ايستگاه پمپاژ آب شهر اشرف را با 300كيلوگرم تي.ان.تي منفجر كردند و آب اشرف و 20هزار تن از اهالي منطقه قطع شد.
6ـ در همين اثنا وزارت اطلاعات آخوندي و نيروي تروريستي قدس مأموريت يافتند در كردستان عراق بهويژه در شهرهاي سليمانيه و اربيل نفوذيهاي رژيم را كه در سالهاي گذشته به تيف رفته بودند و همچنين خودفروختگاني را كه در تيف به خدمت رژيم درآمده بودند به ايران ببرند و يا در سليمانيه و اربيل توجيه كنند و با دستورالعملهاي جديد براي مصرف عليه مجاهدين و مقاومت ايران روانه كشورهاي اروپايي سازند. به همين منظور اطلاعات آخوندها سرپلهايي در استانبول و آنكارا ايجاد كرد تا تسهيلات لازم را براي اعزام مزدوران به اروپا فراهم نمايد.
7- برخي از اين افراد را در مقري در اربيل اسكان دادهاند كه پاتوق سركنسولگري و عوامل رژيم شده است. دو مأمور وزارت اطلاعات به نامهاي امامي و اسماعيلي توجيه و بهروزكردن و فرستادن آنها به ايران يا كشورهاي اروپايي را بهعهده گرفتند.
برخي از اين افراد پس از رفتن به ايران و دريافت توجيهات در مراكز مافياي اطلاعات آخوندي دوباره به اربيل برگردانده ميشوند تا از اين سكوي پرتاب به كشورهاي اروپايي گسيل شوند.
8ـ چهار تن از كساني كه پس از خروج از تيف چندين هفته در پاتوق كنسولگري و عوامل رژيم در اربيل بهسر بردند و اطلاعات آخوندي درصدد منتقل كردن آنها به كشورهاي اروپايي است، عبارتند از: محمود خالقي، مجيد روحي، محمد رزاقي (معروف به محمد رذل) و نادر نادري (معروف به نادر پاسدار). اين افراد در تيف به عنوان مأمور وزارت اطلاعات شناخته ميشدند و توسط بسياري از افراد تيف بايكوت شده بودند. محمود خالقي كه در آبان1382 به تيف رفت در ارتباط روزانه با كنسول رژيم در اربيل قرار گرفت.
9 - محمد رزاقي كه از اين پيشتر دوبار از ارتش آزاديبخش اخراج شده بود در تيرماه سال1383 از اشرف به تيف رفت. او متعاقباً در ارتباط فعال با وزارت اطلاعات قرار گرفت و به همراه نادر نادري، مجيد روحي، محمود خالقي، حسن پيرانسر و محمد كرمي، باند وابسته به وزارت اطلاعات را در تيف تشكيل دادند. آنها با يك تلفن موبايل مستقيماً با وزارت اطلاعات در تهران در تماس بودند و دستور ميگرفتند. توجيه يك اكيپ وزارت اطلاعات كه تحتعنوان اعضاي خانوادههاي مجاهدين به اشرف رفت توسط همين باند انجام شد تا گردانندگان اكيپ از وضعيت و نحوه برخورد در اشرف، پيشاپيش مطلع باشند و بتوانند خود را با آن تطبيق بدهند.
10 - يكي از مزدوراني كه توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شده، علي پاك نام دارد كه خود را عباد معرفي ميكند. وي 9ماه بعد از شروع جنگ در عراق براي نفوذ به صفوف مجاهدين به اشرف رفت اما هيچگاه به داخل مناسبات مجاهدين راه نيافت و تا بهمن84 كه به تيف رفت تماماً در قسمت پذيرش بهسر برد. زيرا برخلاف اظهاراتش كه خود را هوادار به زندان رفته مجاهدين جلوه ميداد، معلوم شد كه سه بار بهخاطر خريد و فروش مواد مخدر به زندان افتاده و بهطرز مشكوكي قبل از اتمام دوره محكوميت آزاد شده و به عراق آمده است.
11 - جمشيد چارلنگ، مزدور ديگري كه نزديك به 4سال در تيف بهسربرده است به همراه پاسداري بهنام «چراغعلي گوردي» به قرارگاههاي مجاهدين در عراق آمده بود. مجاهدين پاسدار مزبور را سريعاً اخراج كردند اما چارلنگ بنا به اصرار خودش باقي ماند. وي نهايتاً در فروردين83 به تيف رفت.
12- بتول ابراهيمي، نفوذي لورفته ديگري است كه اكنون توسط وزارت اطلاعات به اروپا صادر شده است. شاهمراد زارعي مأمور اداره كل اطلاعات آخوندها در ايلام كه در اسفند1376 توسط ضداطلاعات ارتش آزاديبخش ملي ايران افشا شد(كتاب شكست يك توطئهـ طرحهاي نفوذ وزارت اطلاعات رژيم) و باعث دستگيري و شهادت شماري از مجاهدين و نيروهاي هوادار شده بود، بتول ابراهيمي را به ارتش آزاديبخش فرستاد.
از بتول ابراهيمي چندين بار خواسته شده بود قرارگاه مجاهدين را ترك و به دنبال زندگي خود برود، اما او ميگفت كه سرپرست قابل اعتمادي در داخل ايران ندارد و مهمتر اينكه مأموران اطلاعات از او نوشتهها و عكسهايي دارند كه در صورت بازگشت به ايران او را ناگزير از همكاري ميكنند. او مصرانه بهعنوان يك زن بيسرپرست خواهان ماندن در كنار مجاهدين بود.
پس از جنگ در عراق دو نفر كه خود را مادر و دايي بتول ابراهيمي معرفي ميكردند درسال83 از ايلام به ديدار او آمدند. اما بعداً معلوم شد كه بتول ابراهيمي هرگز چنين دايي نداشته و مرد مزبور مأمور اطلاعات ايلام و حامل پيام و عكسهاي جاسازي شده در پشت يك آئينه براي او بوده است. متعاقباً بتول ابراهيمي در دي ماه84 با سرقت يك خودرو از اشرف گريخت و به تيف رفت. وي پس از ترك تيف در دي ماه86 به ايران رفت و پس از يك توقف چند هفته اي، وزارت اطلاعات آخوندها او را به اروپا صادركرد.
13 ـ مزدور ديگر عليرضا نصراللهي است كه در دي79 به قرارگاههاي مجاهدين در عراق پيوست. وي پس از جنگ در آذرماه82 به دليل برملاشدن سه بار دستگيريش در داخل ايران بهخاطرجرايم عادي و آزادي با قول همكاري، اخراج شد و به تيف رفت و در تيف بهفاصله كوتاهي در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت.
14 - عليرضا نصراللهي به همراه سه مزدور ديگر يعني بتول ابراهيمي و جمشيد چارلنگ و علي پاك، پس از ورود قاچاق به فرانسه روز 17فروردين در يك كافه در پاريس با چند مزدور پيشانيسياه وزارت اطلاعات مانند جواد فيروزمند، محمدحسين سبحاني، جهانگير شادانلو، امير موثقي، بتول ملكي، علي قشقاوي و همچنين احسان نراقي و علي راستبين، پادوهاي حقير شيخ و شاه، گرد آمدند تا «نقض حقوق بشر توسط مجاهدين» و «قتل اعضاي ناراضي» را افشا كنند!
فقط معلوم نيست كه در هفت دور اسكرين و تحقيقات خصوصي توسط سرويسهاي مختلف آمريكايي و پس از چند سال اقامت در تيف تحت كنترل نيروهاي آمريكايي، چرا دم برنياوردهاند تا دعاوي آنها بهطور زنده و حضوري مورد استماع و تحقيق قرار بگيرد، اما به يكباره پس از چفتوجورشدن با وزارت بدنام، دچار اين قبيل استفراغات زنجيرهيي شدهاند!
يك مقام مسئول فرانسوي پذيرش و پناهندگي اين افراد را در فرانسه تكذيب كرده و«مطلقاً عاري از صحت» خوانده است. اين در حالي است كه اطلاعات آخوندها هم چنان در صدد صدور و باز مصرف مزدوراني از همين قبيل به كشورهاي اروپايي است.
15ـ سازمان مجاهدين خلق ايران در بهمن ماه گذشته ضمن افشاي ترفندهاي اطلاعات آخوندي، درباره نفرات تيف اعلام كرد: «بنا به گفته فرماندهان نيروي چندمليتي، هيچكس جز به درخواست خودش، تيف را ترك نكرده است. به همه افراد موقعيت پناهندگي و جواز عبور موقت براي 6ماه و همچنين كارت شناسايي سازمان ملل داده شده تا در پستهاي بازرسي نشان بدهند…
سخنگوي مجاهدين خاطر نشان كردكه با اين همه، مسئوليت برعهده نيروهاي چندمليتي و ارگانهاي ذيربط بينالمللي است.
سخنگوي مجاهدين افزود: در عين حال، همچنان كه مجاهدين پيش از اين نيز اعلام كردهاند در اشرف به روي پناهجويان و هر كس كه خواهان كمك باشد باز است و از هر رسيدگي و كمكي كه در توان و مقدوراتشان باشد دريغ نميكنند».
16ـ ازآنجا كه گشتاپوي فاشيسم مذهبي اصرار دارد مزدوران لاحق خود را «اعضاي سابق مجاهدين» معرفي كند، يادآوري ميكنيم كه دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران چهار سال پيش در اطلاعيه سوم مرداد1383 درباره موقعيت حقوقي مجاهدين در عراق اعلام كرد:
همزمان با امضاي موافقتنامه موقعيت حقوقي ساكنان اشرف به عنوان افراد حفاظتشده تحت كنوانسيون چهارم ژنو «از سوي رهبري مقاومت و مسئولان سازمان مجاهدين تأكيدات مؤكد درباره ضرورت و اهميت انتخاب نهايي در اين سرفصل صورت گرفت و بهيكايك افراد خاطرنشان گرديد كه قبل از امضاي موافقتنامه، يك بار ديگر به انتخاب نهايي بينديشند: اگر خواستند، بمانند و با مجاهدين و رزمآوران آزادي بهپايداري پرشكوه براي پيروزي و سرنگوني رژيم آخوندي، با همه مخاطرات آن، ادامه بدهند. اگر هم انتخاب ديگري دارند، بهدنبال زندگي مطلوب خود بروند و گزينه مورد نظر خود را از طريق مقامها و ارگانهاي رسمي پيگيري نمايند. سرانجام، كمتر از 200نفر (كه دو سوم آنها نفرات جديدالورود و غيرعضو بودند) خروج از عراق را انتخاب كردند و به خروجي قرارگاه اشرف كه تحت كنترل نيروهاي آمريكايي است رفتند و بيش از 3400تن كماكان استقرار در اشرف را براي ادامه مبارزه خود برگزيدند»(نشريه مجاهد شماره675ـ 6مرداد1383).
سازمان مجاهدين خلق ايران با يادآوري مصوبه آوريل1997 شوراي وزيران اتحاديه اروپا كه ورود و حضور عوامل اطلاعات رژيم ايران را در كشورهاي اروپايي ممنوع ميكند، خواستار دستگيري و محاكمه و اخراج مزدوران اطلاعات آخوندها در كشورهاي عضو اتحاديه اروپاست. مأموران گشتاپوي آخوندها نه تنها عليه اپوزيسيون رژيم آخوندي و عليه پناهندگان و پناهجويان ايراني بلكه عليه امنيت و آرامش كشورهاي اروپايي عمل ميكنند و فاشيسم ديني در شرايط نياز آنها را مورداستفاده تروريستي قرار ميدهد.
سازمان مجاهدين خلق ايران
23فروردين1387
23فروردين1387

