شنبه، ۸ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۳ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 6

خنياگر« شهر عشق»

دكتر حميدرضا طاهرزاده

عماد رام يكي از برجسته‌ترين موسيقيدانان معاصر ايران است كه در چهار دهة گذشته نقش منحصربه فردي در ارائه و ارتقاي موسيقي سالم در جامعة ايران به عهده داشت. ويژگيهاي درخشان كار عماد رام را مي‌توان در آفرينش انواع مختلف موسيقي بدون كلام، آوازي و نوازندگي ملاحظه نمود.
در مورد زندگي افتخارآفرين عماد رام، كه در واقع از زندگي هنري او جدا نمي‌تواند باشد، در گذشته مطالبي خدمت هم‌ميهنان هنردوست ارائه كرده‌ام. اما در اين نوشتة كوتاه برآنم سيماي پرفروغ اين هنرمند وارسته را در لابه‌لاي ملوديهاي صميمي و انساني آثار سرسبز و نشاط‌آفرين او، به اختصار، بيان كنم.
بسياري بر اين باورند كه خلاقيت، طراوت و روح زندگي‌بخش كه در كلية كارهاي عماد به گوش مي‌خورد، اصل پايه‌يي و راز و رمز ماندگاري و جاودانگي اوست. عماد با اتّكا به همين سرچشمة پايان‌ناپذير خلاقيت و ابتكار كه در روح او موج مي‌زد، توانست ويژگي يگانة خويش را در قالب زيباترين نغمه‌هاي روان در موسيقي خود به گوش جان دوستداران موسيقي برساند.
 
عماد با تكيه بر دانش و شناخت عميق از موسيقي سنتي ايران و تلفيق آن با موسيقي فولكلوريك نواحي شمال ايران، سرزميني كه از آن برخاسته و با آن انس و خوي وصف‌ناپذيري هم گرفته بود، ترانه‌هاي بسيار زييايي در همين فرم از خود به‌ياد بگذارد. ترانه‌هايي كه با گذشت زمان هيچ‌گاه رايحة دل‌انگيز خود را از دست نداده و هم‌چنان بر جان مي‌نشيند. امتزاج موسيقي محلي با موسيقي ايراني هميشه مورد نظر هنرمندان بزرگ بوده است. در موسيقي ساير ملل نيز از رهگذر همين هماهنگي بسياري از بزرگترين آثار در پهنة موسيقي كلاسيك آفريده شده. در ايران هم بزرگاني هم‌چون پرويز محمود، مرتضي حنانه، حسين دهلوي و برخي ديگر در اين زمينه دستاوردهاي بزرگي داشته اند. عماد به خوبي توانست با دميدن روح سرسبز و زندگي‌بخش اين موسيقي در كالبد موسيقي سنتي ايران، موسيقي زيباي ايراني را غناي دلپذيري ببخشد. بر همين منوال عماد با ابتكارات خاص خود موسيقي عامه‌پسند را هم سر و سامان داد و با مهارت و ذوق سرشارش توانست با ابتذال اين نوع خاص موسيقي عوام‌پسند مقابله كند و در عوض با خلق ترانه‌هايي در اين حال و هوا خدمت شاياني به رشد و ارائة موسيقي سالم به جامعه ايران بنمايد. هم‌چنان كه همگان آگاهند، از پديده‌هاي شوم و زيانبار فرهنگ فاسد دوران رژيم گذشته، ترويج موسيقي كاباره‌يي و عدم حمايت از موسيقي سالم ايراني بود كه مي‌رفت به نيستي و نابودي كشيده شود. در اين مسير اهتمام و تلاش خستگي‌ناپذير موسيقيداناني چون عماد كه هم سراينده و هم اجراگر آثار خويش بود براي مبارزه با آن تفكر و شكل منحط حاكم بر روح موسيقي ايراني آن روزگاران در خور ستايش است.
عماد در اداره كل فعاليتهاي هنري وزارت فرهنگ و هنر آن دوران و در جايگاه سرپرست و رهبر يكي از اركسترهاي خوب آن وزارتخانه خدمات درخشاني ارائه كرده كه كارنامة آن امروزه همواره عماد را در مقام يك موسيقيدان تراز اول ايران در تارك موسيقي ايران قرار مي‌دهد. سالهاي سال مردم ايران آن چهرة صميمي و گرم و مهربان عماد را در تلويزيونهاي سياه و سفيد خود مشاهده كرده و با آثار او زيسته‌اند. به همين دليل عماد به عنوان چهرة يك هنرمند مردمي و متعهد، هميشه فاتح قلوب شنوندگان آثارش بوده است. اين ويژگي مردم دوستي و مهر در همة كارهاي او ساري و جاري است. ساروي خونگرمي كه بي‌خويش و با مهر مي‌سرود و مي‌نواخت و با صداي يگانه‌اش بر روح و روان دلهاي پاك و بي‌آلايشي هم‌چون خود زيباترين نغمه‌هاي هستي را ترنّم مي‌كرد.
علاوه بر قدرت سرايش و پرداختن در امر نغمه‌سرايي و ملودي پردازي، عماد يك استاد مسلّم و بي‌همتا در قلمرو نوازندگي فلوت بود. بي‌اغراق هنر نوازندگي خارق‌العادة عماد در نواختن اين ساز غربي موجب تحسين و غرور هر هنرمند ايراني است. عماد قادر بود با اين ساز كه اتفاقاً يكي از انواع سازهاي بادي مهجور در اروپا هم مي‌باشد، ظرائف و پيچيدگيهاي خاص موسيقي هنري ايران را به بهترين شكل ممكن اجرا كند. او همة حالات و تمهيدات موسيقي سنتي را كه نيازمند اجراي فواصل ربع پرده كه مخصوص موسيقي ايراني است با مهارت وصف ناپذيري بيان مي‌كرد. اين تبحر و تسلط چشمگير در نوازندگي فلوت و خدمتي را كه عماد براي ايراني‌سازي اين ساز غربي انجام داد، بدون ترديد مي‌توان در شمار و كنار تلاشهايي كه بزرگاني چون صبا و وزيري براي اجراي آثار اصيل ايراني بر روي ويلن كرده‌اند متواضعانه ستود. سالها عماد در اين زمينه با بزرگاني چون استاد بي‌بديل تنبك شادروان حسين تهراني و يگانه قلمرو سنتور استاد بزرگ موسيقي فرامرز پايور- كه متأسفانه در بستر بيماري جانكاهي است و از خداوند شفاي عاجلش را خواهانيم- همكاري درخشاني داشته است. از جمله ارزنده‌ترين دستاوردهاي عماد در غربت و در درون جنبش مقاومت ايران، مجموعه‌يي از همنوازيهاي فلوت با اركستر بزرگ است كه در آنها عماد اين بخش از شايستگي خود را به زيبايي سروده و اجرا كرده است. هم‌ميهنان ما هميشه در طول بيش از يك دهة گذشته شاهد هنرنمايي اين هنرمند ارزنده در صحنه‌ها و كارزارهاي مختلف در اقصي نقاط جهان بوده كه عماد چگونه تا واپسين دم حيات پرفروغش هنر و انسانيتش را در طبق اخلاص نهاده بود و بي‌چشمداشت نثار مي‌كرد. خنياگر پير ما صداي منحصر به‌فردي هم داشت كه گرما و محبت هميشگيش الهام‌بخش بسياري از خوانندگان موسيقي مدرن ايران است و به تصديق همگان خيليها در اين زمينه وامدار اويند. تناليته بم و نرم و بسيار گرم و پرحسٴ عماد ، آميخته با ملوديهاي روان و انساني او كه گاه با نغمة ساز آسمانيش همراهي مي‌شد تركيب بديع و شگفت‌انگيزي در موسيقي ايران ايجاد كرده كه بدون ترديد عماد را در زمرة يكي از برجسته‌ترين فرهنگسازان اين مرز و بوم در اعماق روح و جان مردم فرهنگ‌پرور ايران جاوادنه كرده است.
خنياگر نيك نهاد و بهشت طينت ما آزاده‌يي از ديار انسانيت، معرفت و پاكي بود كه به‌حق دكتر منوچهر هزارخاني در مراسم بزرگداشتش از او به عنوان سمبل «نجابت» و انساني كه به قاموس اين كلمه معني مي‌بخشد ياد كرد. يادش گرامي باد.