سخنرانی مریم رجوی در جشن نوروزی پاریس



















يامُقَلِبَ القُلوبِ و الاَبصار، يا مُدَبِرالَيلِ وَالنَهار يا مُحَوِلَ الحولِ والاَحوال، حَوِل حالَنا الي اَحسَنِ الحال
اي كه دلها را از يقين سرشار مي‌كني و به ديدگان نور اميد مي‌بخشي،
اي كه سپيدي و روشني را برظلمت اختناق پيروز مي‌گرداني،
اي كه روزگار ملتها را دگرگون مي‌سازي
زندگي مردم ايران را به بهترين صورت تغيير بده و آزادي و خوشبختي را نصيب آنها كن.
هموطنان عزيزم كه در ايران يا در كشورهاي مختلف جهان، با برپايي سفرة هفت‌سين نوروز را گرامي‌داشته‌ايد،
حلول سال نو را به همة شما تبريك مي‌گويم.
تهنيت و شادباش به كشورمان ايران، كه در عطش سوزان آزادي است:
شادباش اي عشق خوش سوداي ما
اي طبيبِ جمله علتهاي ما.
تبريك به آن‌كه گفت خورشيد را نمي‌توان از تابيدن بازداشت. به مسعود، كه مقاومت در برابر فاشيسم مذهبي را بنياد گذاشت و بهار بزرگ ايران را پي‌افكند.
و تبريك به اعضايِ شوراي ملي مقاومت ايران كه ديرپاترين ائتلاف سياسي ايران در ربعِ قرنِ گذشته را حفظ و حراست و نمايندگي كردند.
و با تبريك به همة ياران، اعضا و هواداران و خانوادههاي اين مقاومت كه در سراسر جهان سالي پراز تلاش و موفقيت براي مردم ايران و اين جنبش به ارمغان آوردند.
و تبريك به زنان و مردان سرفراز شهر اشرف. آنان كه گوهر آزادي را نه در ساحل سازش و امن و عافيت، بلكه در عرصه توفان يافته‌اند. آنان كه نام ايران برايشان اميد و آرمان است و آنها كه امير خيز ايران را به دژ بالابلندي براي دموكراسي و دانشگاهي براي توسعه اين امرِ مهم ،در بحراني‌ترين منطقة جهان تبديل كرده‌اند. بله، به شما مجاهدان آزادي هزار تبريك.

هموطنانِ عزيزم،
سالي كه گذشت، سال پيشي گرفتن راه‌حل سوم، تغيير دموكراتيك به‌دست مردم و مقاومت ايران بود. و امسال، سالي كه تازه آغاز شده، سال شكوفايي قيامها و اعتراضهاي مردم ايران در سراسر كشور، سال موفقيت صدبرابر ياران مقاومت در خارج كشور، و هم‌چنين سال جهش جايگزين دموكراتيك، سال پيشروي جبهة ضدبنيادگرايي عليه رژيم آخوندي در عراق و سال گسترش همبستگي جهاني با مردم و مقاومت ايران است. آري امسال، سال پيشروي و توسعه اين مركز نوين دموكراسي يعني شهر اشرف است.

هم‌ميهنانِ عزيز،
در آستانة نوروز، به‌دستور خامنه‌اي در زندان گوهردشت، مجاهد قهرمان حجت زماني اعدام شد و بهار ايران‌زمين باز لاله‌گون شد. حجت، سرفراز خروشيد و ايستاد و گواهِ ايستادگيِ ملت ايران براي به‌زير كشيدنِ رژيم ولايت فقيه شد.
از همين فديه‌هاست كه با وجود اختناق وحشي حاكم،مقاومت و اعتراض در سراسر ايران زبانه كشيد. در چهارشنبه سوري امسال، موج خروش و اعتراضِ دختران و پسرانِ ايران، تمهيدات سياسي و امنيتي آخوندها را درنورديد و مردم ايران باز با صداي غرا گفتند خواهان آزادي و دموكراسي‌ هستند و آمادگي خود را براي پايان دادن به كار رژيم آخوندي ابراز كردند.

هم‌ميهنان عزيز،
در آستانة سال نو، پروندة اتمي رژيم آخوندي، سرانجام به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع شد. در نتيجه، سرمايه‌گذاري رژيم بر روي شكاف اروپا ـ آمريكا بي‌حاصل شد و تلاش آخوندها براي تشكيل جبهه‌يي با همراهي هند، روسيه وچين به شكست انجاميد.
ارجاعِ پروندة رژيم، جامِ زهري بود كه مقاومت مردم ايران با فداكاري و تلاشهاي بسيار به‌كام حكومت ولايت فقيه ريخت. پنهانكاري هجده سالة آخوندها در فعاليتهاي اتمي نخستين بار توسط همين مقاومت برملا شد و در سال گذشته نيز، مقاومت ايران بارها جهان را از سايتها، پروژه‌ها، تونلها و واردات غيرقانوني و بسياري طرحهاي ديگر مطلع نمود و همة راهها را براي فرار رژيم از حسابرسي بين‌المللي مسدود كرد.
آخوندها، هم با مقابله و افشاگري مقاومت مردم ايران، و هم با انزواي بين‌المللي مواجه شدند. به‌همين دليل باز به دجالگري پناه بردند. آنها پروژة اتمي را، كه خود از ابتدا آن‌را تضمين بقا ناميده‌اند، يك پروژة ملي توصيف كردند، ساختن سلاح كشتار جمعي را ماية غرور ملي قلمداد كردند و درمنتهاي بيشرمي آن را به طرح ملي شدن نفت توسط پيشواي كبير نهضت ملي ايران دكتر محمد مصدق تشبيه كردند. درحالي‌كه خود، ضدايران و ايراني و دشمنان قسم‌خوردة مصدق هستند و نخستين باني رژيمشان، خميني، از سيلي خوردن مصدق در كودتاي 28 مرداد آشكارا شكرگزاري كرده‌است.اما بمب اتمي در دست فاشيسم مذهبي همان‌قدر ملي و ميهني است كه بمب اتمي در دست فاشيسم هيتلري ملي و ميهني بود. راستي، ملي‌گرايي و ميهن‌پرستي چه سازگاري با ولايت‌فقيه دارد؟ زيرا ولايت فقيه به‌وضوح غصب آشكار حاكميت ملي است.
همه به‌ياد دارند كه همين رژيم، جنگ هشت سالة شوم خود با عراق را هم ملي و ميهني و اسلامي توصيف مي‌كرد. در آن‌زمان باز اين مقاومت ايران بود كه در مقابل جنگ‌طلبي خميني سينه سپر كرد و جنبش صلح و آزادي را سازمان داد. تا اين‌كه جنگ با سه ميليون كشته و مجروح ومعلول، هزار ميليارد دلار خسارت مادي و 87شهر ويران به‌پايان رسيد و اثبات شد كه آتش‌افروزي خانما‌سوزي كه صدها هزار دانش‌آموز را در ميدانهاي مين مثله كرد، هيچ ربطي به ملت ايران و مصالح ملي كشورما نداشته و تنها هدف آن حفظ حاكميت ارتجاع بوده است.
اين رژيم براي حفظ خود، به جنگ و بحران نياز دارد. بنابراين، از آغاز به بحرانهايي مثل گروگانگيري در سفارت آمريكا، جنگ باعراق، فتواي قتل سلمان رشدي و گروگانگيري در لبنان متوسل شده و حالا آن را با پروژه اتمي و مداخله و تروريسم در عراق و مداخله در صلح منطقه و ابداع طرحها و تئوريهاي جديد براي ايجاد آشوب، ادامه مي‌دهد.
اين جنگ‌‌طلبیها بر ضد خواسته‌ها و منافع ملت ايران است. سرازير كردن بخش هنگفتي از درآمد نفت ايران به پروژة اتمي، درحالي‌كه اكثر مردم ايران در فقر و محروميت مي‌سوزند، برضد مصالح ملي ايران است.
ملت ايران نه فقط با افتادن سلاح هسته‌يي به‌دست آخوندها به‌شدت مخالف است، بلكه خواهان آن است كه دست اين رژيم از هرگونه سلاحي كوتاه شود تا آنها بتوانند بدون رعب و وحشت، آزادانه به خيابانها بيايند و نفرت و انزجار خود را از رژيم آخوندي ابراز دارند و اين رژيم را جارو كنند.

هموطنان و مشتاقان آزادي،
در سالي كه سپري شد، رژيم ولايت فقيه با روي كار آوردن احمدي‌نژاد، به يك انتخاب اساسي دست زد كه هدف آن تضمين بقاي حاكميت از طريق افزايش سركوب، تسليح اتمي، بلعيدن عراق و دشمني با صلح در منطقه بود. متقابلاً مقاومت ايران در مهمترين عرصه‌ها راه را بر رژيم آخوندها بست.
مشخصاً در عراق، مجاهدان آزادي در شهر اشرف، تأثيرگذاري عمده‌يي در پايداري و برانگيختن و سمت دادن تمايلات دموكراتيك اين كشور عليه مداخلات ويرانگر رژيم آخوندي داشته‌اند. عراقيان شريف در بيانية تاريخي خود، مجاهدين خلق ايران را متحد و شريك طبيعي مردم و نيروهاي دموكراتيك عراق اعلام كرده‌اند.
ضرورت مقابله با خطر رژيم آخوندي،سرانجام به تشكيل جبهة يكپارچه‌يي از نيروهاي دموكراتيك عراق منجر شد. اين جبهه كه در برابر مداخلات رژيم ايران صف‌آرايي كرده مانع از آن شد كه آخوندها به نتایج مطلوب خود در انتخابات عراق دست‌پيدا كنند.
استراتژي سياسي رژيم آخوندي در عراق به بن‌بست رسيد. در مقابل، شهر اشرف بر موج فشارها و توطئه‌ها فائق آمد و خود را تثبيت كرد. به‌نحوي كه امروز دوباره اشرف نقش شايستة خود را در كانون مقاومت مردم ايران براي به زير كشيدن استبداد مذهبي بازيافته است.
به‌همين دليل مشتاقان آزادي، به‌ويژه دختران و پسران آگاه و شجاعي كه در سراسر ايران براي پايان دادن به ستم و استبداد و بي‌عدالتي قيام كرده‌اند، به شهر اشرف چشم دوخته‌اند. هموطنان دلير ما، از سه سال پيش تاكنون، با تحمل انواع مرارتها و خطرات، خود را به اشرف مي‌رسانند و محبتها و حمايتهاي مادي و معنوي خود را نثار مجاهدان آزادي مي‌كنند. اين حمايت بي‌شائبه گوياي حقيقت بزرگي است كه نه دسيسة ملايان، نه اوضاع بغرنج سالهاي اخير نتوانست آن را پنهان كند. حقيقت اين است كه اشرف تجليگاه آرزوهاي ملت ايران و تكيه‌گاه راه‌حل تغيير دموكراتيك است.
پايداري اشرف، و موقعيت مستحكم آن، درعين‌حال گوياي پايه‌هاي اجتماعي و مردمي مقاومت در داخل ايران است. اگر هموطنان ما از شهرهاي مختلف كشور، در سه سال گذشته بي‌وقفه از اشرف حمايت نمي‌كردند، اشرف چگونه قادر به ايستادگي مي‌شد؟
آري، امروز هم ايرانيان آزاديخواه به‌ويژه جوانان، به اشرف رو مي‌آورند و هم نمايندگان احزاب، گروهها،عشاير، و نيروهاي ضدبنيادگراي عراق در اشرف حضور مي‌يابند و آن‌را متحد طبيعي خود در برابر بنيادگرايي و تروريسم مي‌دانند. بدين‌گونه تمايلات ترقيخواه و دموكراتيك در هر دو كشور ايران و عراق در اشرف پيوند مي‌خورند.
پس درست در مقابل آخوندها كه نقش آنها با جنايتهاي شنيعي مانند انفجار مراقد متبركة ائمه اطهار يا برپايي شكنجه‌گاههاي متعدد در بغداد شناخته مي‌شود، مردم ايران با روي آوردن به اشرف مسير به‌كلي متفاوتي را ترسيم كرده‌اند. اين مسير، برادري دو ملت ايران و عراق و پي‌افكندن صلح و آزادي و دموكراسي در هر دو كشور است.

هم‌ميهنان گرامي!
در سالي كه گذشت، آخوندها براي فرار از سرنگوني، رژيمشان را منقبض و تك‌پايه كردند. در نتيجه، نمايش دو چهرگي ارتجاع حاكم، كه ساليان سال سود عظيمي نصيب آخوندها كرده بود، فرو ريخت، مانور استحاله منقرض شد، و سياست مماشات درهم‌شكست.
در سطح بين‌المللي، مواضع ساليان اين مقاومت درباره لزوم طرد رژيم آخوندي به‌عنوان تهديد صلح و امنيت جهاني، اثبات شد و در ماههاي اخير رهبران آمريكا، فرانسه، آلمان و انگلستان بارها تكرار كردند كه اين رژيم مهمترين تهديد براي همة جهان است
و در داخل ايران، فريبكاريهاي رژيم براي بهبود اوضاع اقتصادي خشم و انزجار هموطنان ما را برانگيخت. رئيس‌جمهور ارتجاع، حتي به يك وعدة خود عمل نكرد. او بلافاصله اصل و نسب ارتجاعي خود را بارز كرد و دجاليت امام خود را در پيش گرفت. براي پوشاندن ناتواني رژيم در پاسخگويي به خواسته‌هاي مردم، به جنگ‌طلبي و تهديد و ماجراجويي پرداخت. با شعار مهرورزي اعدامها و به‌خصوص اعدام نوجوانان را افزايش داد و با شعار بردن پول نفت به سفره‌هاي مردم، بسياري را به‌خاك سياه نشاند.
از اولين ماههاي روي‌كارآمدن پاسدار احمدي‌نژاد، گراني و تورم افسارگسيخت، فقر و تنگدستي توده‌هاي مردم شدت گرفت، صدها هزار جوان ديگر به بيكاران اضافه شدند،كارگران زحمتكش ماههاي متوالي بي‌حقوق ماندند و كارمندان، به‌خصوص آموزگاران و پرستاران، بيش از پيش به ناداراي و بينوايي كشيده شدند. در سالي كه گذشت، نارضايتي اجتماعي سير تصاعدي به خود گرفت و شمار حركتهاي اعتراضي به بيش از چهارهزار مورد رسيد كه در تمام دوران حاكميت آخوندها بي‌سابقه است. اعتراضها و تظاهرات هموطنان عرب در خوزستان كه به شهادت دهها نفر از آنها انجاميد، سلسله تظاهرات هموطنانمان در چند شهر كردستان، اعتراضهاي حق‌طلبانة كاركنان شركت واحد، كه به دستگيري عدة زيادي از آنها و از جمله كودكانشان منجر شد و بالأخره اعتراض دراويش نعمت‌اللهي در قم، كه آخوندها آنها را به‌طرز وحشيانه‌يي قلع و قمع و دو هزار نفر را دستگير كردند، از مهمترين نمونه‌هاي بروزِ نارضايتي‌هاي انفجاري جامعة ما بود.
زنان پيشرو ايران، به‌رغم اختناق سنگين حاكم، در سال گذشته دو بار در قلب تهران اجتماعات شجاعانه‌يي برگزار كردند و «صداي آزادي» زن ايراني و تمام مردم ايران را به‌گوش همه رساندند. اجتماع آنان در روز هشتم مارس، روز جهاني زن، كه در آن سرودخوانان مي‌گفتند: «جهان ديگري ممكن است»، توجه و تحسين بسياري را در جهان برانگيخت.
درود بر زنانِ تحت سركوب و ستم ميهنم كه سنگر مقدم نبرد عليه اين ديكتاتوري مذهبي و سمبل شهامت و شجاعت در اين كارزار عظيم هستند.
در سالي كه گذشت آلترناتيو دموكراتيك در برابر رژيم آخوندي از دل ضربه‌ها و توطئه‌ها قد برافراشت:
ـ دو ميليون و هشتصد هزار عراقي شريف با امضاي سند تاريخي پراهميتي، تصريح كردند كه مجاهدين را وزنة تعادلِ استراتژيكي در برابر رژيم آخوندها مي‌دانند.
ـ مجلسِ سناي بلژيك در قطعنامه‌يي به‌اتفاق آراء خواستار تجديد نظر در نامگذاري تروريستي عليه مجاهدين شد.
ـ 430تن از نمايندگانِ مجلسينِ انگلستان در بيانيه‌يي اعلام كردند: «راه‌حل مشكل ايران نه مماشات و نه استفاده از نيروي نظامي، بلكه تغيير دموكراتيك با اتكا به مردم ايران و مقاومت آنها مي‌باشد».
ـ 6500تن از حقوقدانان و وكلاي اروپايي، بر فقدان مشروعيتِ برچسب تروريستي گواهي دادند.
ـ صدهزار شهروند فرانسوي، در بيانيه‌يي از مقاومت ايران و راه‌حل آن براي مسأله ايران حمايت كردند.
ـ و دوازده هزار وكيل و حقوقدان عراقي، حمايت خود را از سازمان مجاهدين خلق ايران به‌عنوان يك جنبش مسلمان دموكرات اعلام كردند.
چنين بود كه برچسب تروريستي عليه جنبش مقاومت ايران بيش از هميشه بي‌اعتبار شد. اين برچسب اكنون شاخص رابطة كشورهاي غربي با فاشيسم مذهبي است. سؤال اينست كه آيا اروپا و آمريكا مي‌خواهند به‌حمايت طولاني از ديكتاتوري آخوندي، كه سابقة دافعه برانگيز و زخم بزرگي در روابط آنها با مردم ايران ايجاد كرده، خاتمه دهند؟
حرف مردم ايران روشن است. ايرانيان مشتاق آزادي در سال گذشته، با برپايي حدود پنجاه تظاهرات و بيش از 250 آكسيون و جلسه و سمينار در اروپا، آمريكا، كانادا و استراليا خواهان تغيير دموكراتيك در ايران شدند. آنها به‌دفاع از حقوق و آزاديهاي پايمال شدة مردم ايران برخاستند و به كشورهاي غربي گفتند: حق ملت ايران براي مقاومت در برابر استبداد خونريز حاكم را به‌رسميت بشناسيد!
ياران مقاومت و همه ايرانيان آزاديخواهي، كه ضمن سال گذشته، بارها و بارها، اين صداي حق‌طلبانه را در سراسر جهان فرياد كردند، هركدام از مظاهر عشق و ايمان به آزادي و رهايي مردم ايرانند.
به شما ياران صَديق اشرف كه همه جا پرچم سرفرازي ايران را به‌اهتزاز درمي‌آوريد، به شما كه قيمت شرف و حيثيت و بهاي آزادي را مي‌پردازيد، به شما كوشندگان، آزادي و دموكراسي ايران، درود مي‌فرستم و همة شما را فرا مي‌خوانم كه در اين دوران سرنوشت ساز، كوشش خود را براي نجات ميهن اسيرمان صدچندان كنيد.
و هم‌چنان‌كه تابه‌حال كرده‌ايد، صداي سركوب‌شدگان و صداي مردم اسير و صداي مقاومت مظلوم آنان را به‌گوش جهانيان برسانيد.
درود بر شما و به آن‌چه كرده‌ايد و آن‌چه خواهيدكرد.

هموطنان عزيز!
پايداري جنبش مقاومت ايران در برابر يك رژيمِ آدمخوار، بهارِ حقيقي و شكوفايي انساني جامعة ايران است كه در نقطة مقابل همين رژيم اعتماد و دوستي و همدلي به بار مي‌آورد. سركوبگري آخوندها نيز با گسستن رشته‌هاي مودت ميان مردم امكان بقا مي‌يابد. بنابراين در نيايش نوروزي تقويت همبستگي در خانوادة بزرگ مردم ايران و نزديك شدن دلهايشان را از خداي بزرگ مسئلت مي‌كنم.
از همة شما صميمانه مي‌خواهم كه در سال جديد درهاي قلبها و خانه‌هايتان را بيش از هميشه به‌روي اعضاي خانواده و فاميل و همسايگان و همشهريان باز كنيد، به يكديگر هديه بدهيد و آشتي و مهرباني را جايگزين دوري و جدايي كنيد. به ياري مردم تهيدست، كه حاكميت آخوندي بسياري فرصتها را از آنها سلب كرده بشتابيد. به‌خصوص به كودكان محروم كمك كنيد تا شايد از پرپرشدن آنها جلوگيري شود.
و به زندانيان و خانواده‌هايشان رسيدگي و محبت نماييد.
در نيايش نوروزي هم‌چنين براي مردم كشور همسايه و برادرمان عراق دعا مي‌كنيم كه هرچه زودتر از اوضاعِ فاجعه‌بار كنوني و از كشتار و ناامني و پريشاني، نجات يابند.
آغاز سال1385 را به همة شما، به مادران، پدران، خواهران، برادران و پسران و دختران عزيزم در سراسر ايران، به‌خصوص به خانواده‌هاي شهيدان و زندانيان سياسي تبريك مي‌گويم و سالي پراز موفقيت براي همه آرزو مي‌كنم.
نوروز پيروز مي‌آيد و بهار بزرگ ايران در راه است.
پيروز باشيد.