شاپشال خان دربار ولی‌فقيه

آرميك جاسميان
خدا بيامرزد شادروان پزشکپور را که در رمان دائی‌جان ناپلئون خودش «شاپشال‌خان» ملعون را به همه نشان داد. شابشال‌خان به‌گفته پزشکپور معلم روسی محمدعليشاه بود که در ضديت با مشروطه ومشروطه‌خواهان يد‌طولايی داشت وهيچ‌گاه در هيچ مناسبتی از لجن‌پراکنی عليه آنها دريغ نداشت و در تيز‌کردن تيغ استبداد عليه آنها از هيچ توجيهی فروگذار نمی‌کرد. او تا می‌توانست در حمد و ثنای محمد‌علیشاه منبرها می‌رفت و روضه‌ها سر می‌داد. چشم ديدن مجاهدان مشروطه را نداشت وتمام جنايات استبداد را هم نشان از کيان پادشاهی قلمداد می‌كرد و محمدعلیشاه را بهترين کس برای «رام‌کردن مردم ايران» و «سرکوب ياغيان» تبريز وديگر ولايات ايران معرفی می‌نمود! نکته مهم اما اين است که محمدعلیشاه در اواخر حکومتش که از روی ترس ووحشت در انظار پيدايش نمی‌شد، شابشال خان به‌جای او به سرزنش مشروطه‌خواهان و مردم و مدح شاه مستبد کمر همت می‌بست و از اين کار سکه‌ها اجرت می‌گرفت…
حالا بعد ازحدود يک قرن دوباره سر‌و‌کله «شاپشال‌خان» پيدا شده. منتها اين يکی «شاپشال‌خان» خيلی تماشايی است و دم عيدی سوژه بامزه‌يي است برای پيک شادی در اشرف! فرق اين «شاپشال خان مدل 2006» با قبلی اين‌است که اولی معلم روسی شاه بود ولی اين يکی شاگرد ولی‌فقيه، اولی روسی درس می‌داد و اين يکی دجاليت درس می‌خواند، اولی از موضع قدر قدرتی استبداد روضه می‌خواند و اين يکی از وحشت ضعف وسقوط ولی‌فقيه مرثيه‌خوانی می‌کند، اما از حق نگذريم هر دو برای سکه طلا وفرش دستباف ايرانی و جرعه‌يي نفت مفت، از هيچ کار بی‌ناموسی دريغ ندارند و کپی برابر اصل است.
خدا به‌سر شاهد است که اگر ما کمترين خرده‌برده و يا پدر‌کشتگی فردی با اين «شاپشال‌خان»‌2006 داشته باشيم، او خودش باعث می‌شودکه دست خود را رو کند. آخر چه‌کار کنيم جدا از افشاگريهای مقاومت، ولی‌فقيه بيچاره هم از سرفصل انقباض و انتصاب «آقا محمود تير‌خلاص‌زن» در رأس امور صدور تروريسم و اعزام تپاله‌های مزد‌بگير به ممالک خارجه و لنز آخوندی به چشم «ديدبان حقوق‌بشر» زدن و اختصاص «تيف» به‌عنوان چراگاه طعمه‌های خويش که کمی قبل از بازگشت به آغوش ملا اژه‌اي ببرند «کيف»، مجبور است که برای حفظ بيضه معروف نظام علما، يکی يکی آنها را مثل مرغ عزا وعروسی سر ببرد تا هم چند روزی دوام حاجتش برآورده شود و هم اعلام کند که اقدام جدی برای آنفلونزای مرغی کرده است؟! اين غمزه شتری «شاپشال‌خان2006» هم در اين اوضاع مزيد بر علت شده تا بفهميم که بابا اوضاع رژيم بيش از آن چه که سياسيون تحليل می‌کنند خراب است! آخر اين «شاپشال‌خان» در سال 57 از کسانی بود که فکر می‌کردند ايران تحت حاکميت شاه «جزيره ثبات» است؟! ولی معلوم است که درس نگرفته ونمی‌خواهد بگيرد؟! ما هم به زبان خودمان به او می‌گوييم «هر کس که نخواهد که بداند که نداند، در جهل مرکب ابد الدهر بماند!» حالا که همه دنيا از رژيم و پاسدار تير خلاص‌زن احمدی‌نژاد ابراز انزجار و تنفر می‌کنند و تبديل به حکومت منفورين در جهان شده، فيلش ياد هندوستان کرده و اندر باب، «محبوبيت» تير خلاص زن سفارت‌گير خطبه هجو می‌خواند. «فشار بيشتر بر ايران باعث خواهد شد که مردم از دولت حمايت بکنند. رئيس‌جمهور جديد ايران کاراکتر غيرمعمولي است. او در اقشار مختلف مردم محبوبيت نداشت. اما فشارها و انتقادات شديد عليه ايران باعث محبوبيت او شده است و حال برنامه‌هاي هسته‌يي ايران جنبه غرور ملي را در ايران پيدا کرده است». به اين می‌گويند «شاپشال خان استمالت‌چی»! لااقل به اندازه جدت شاپشال‌خان ملعون کمی هم به‌فکر مردم و منافع کشور خودت باش نه اين‌که حتی به آنها هم خيانت کنی و در خدمت به ملاها، آنها را گوشت دم توپ و بمب اتمی آخوندها کنی؟! توجه می‌کنيد اين همان گری سيک است که پرونده‌يي جز خدمت به آخوندها ندارد. ولی وضع رژيم طوری است که الان فی‌الفور به همين پارگراف نيازمند شده و بالاخره به‌قول معروف «چهل سال به توپچی مواجب می‌دهند که يکبار شليک کند!» بيچاره گری سيک که خود را زير سم ستوران آخوندی به کجا کشانده؟!
واقعيت اين‌است که دوران انقباض رژيم دوران رو‌شدن دستها و سوختن و رسوايی کسانی است که با هر لباس و مسند و مقامی از درونمايه آخوندی برخوردارند! اين قانونمندی شرايط حاضر است و دست کسی نيست. اين شاپشال‌خان که نماينده حقيقی خط استمالت و لاس زدن با آخوندها است و يار وياور ولی‌فقيه، خود را در جبهه بنيادگرايی و تروريسم ملايان ثبت نام نموده وعضو دائمی آن شده است والا در شرايطی که جنايات آخوندی در عراق هر‌روز دهها قربانی می‌گيرد و در ايران سرکوب بيداد می‌کند وحتی دراويش مظلوم ايران هم از گزند حمله وهجوم دستجات آدمکش ولی‌فقيه در امان نيستند، اين‌گونه مداحی حکومت ضدبشری و تروريست آخوندی را کردن، مگر جز ضديت با خواست و اراده مردم ايران و جهان است؟ اما بگذاريد در خاتمه به او وديگر همپالكیهايش بگوييم که اگر «شاپشال‌خان» توانست محمد‌علیشاه را از سرنگونی و نابودی استبدادش نجات دهد تو و ديدبان تو هم خواهيد توانست. لاکن بدانيد که شما با اين کردار و رفتار و گفتار خود در تاريخ ملت ايران به‌عنوان موجودات خبيث و جزئی از نظام آخوندی تا ابد ثبت می‌شويد وهرگز مردم ايران آن‌را فراموش نخواهند کرد. هر چند که به يمن مقاومت سازمانيافته و دموکراتيک ملت ايران از روز اول حساب مردم شريف کشورهای آمريکا و اروپا و… را از «يک مشت مداح معتاد ولی‌فقيه بنيادگرايی و تروريسم» نظير شما جدا کرده‌اند؟! امثال تو با راه‌رفتن بر فرشهای دستباف دخترکان معصوم ايرانی، که به‌عنوان دستمزد خود از «ولی امر تروريستهای جهان» هديه می ‌گيريد، آن‌جايی که گلهای قرمزی در نقش فرش می‌بينی، خونهاي چکيده از سر انگشتان آنهاست که لگد‌مال می‌كني و اين هرگز يادمان نخواهد رفت.