در جريان برگزاري مراسم بزرگداشت 19و22بهمن امسال در اشرف، اركستر و گروه كر بزرگ ارتش آزادي چند ترانهسرود مربوط به دوران انقلاب57 را با تنظيمهاي جديد اجرا كردند و چند ترانه سرود جديد را نيز به ياد بهمن و انقلاب57 ارائه نمودند.ماندانا روستا: پايداري رزمندگان آزادي در آفرينشهاي هنري به زيبايي و جاذبه تبديل ميشوند
كداميك از ترانه و سرودهاي اين مراسم را شما اجرا كرديد؟
ترانة «بايد يكي شويم» را اجرا كردم، شعرش از شهيد خسرو گلسرخي است و يكي از ترانهسرودهاي خاطرهانگيز دوران انقلاب است.
البته اين اثر را پارسال هم بههمين مناسبت بازخواني كرده بودم و امسال دوباره در ميدان اشرف و در مراسم، روبه خلق قهرمان و رو به همه كساني كه تشنه آزادي و دنبال آن هستند، يكبار ديگر فرياد كرديم كه «بايد يكي شويم» و بايد كه با شهر شرف و آزادي يكي شد تا بتوانيم در مقابل اين دژخيم بايستيم وسرنگوني را محقق كنيم، و همانطور كه در شعر گفته است:
بايد در هر سپيدة البرز
نزديكتر شويم
اينان هراسشان ز يگانگي ماست
بايد كه خنده در آينده جاي اشك بگيرد
بايد كه دستهاي خسته بياسايند
بايد كه سفرهها همه رنگين
بايد كه قلب ما سرود وپرچم ما باشد
چرا سراغ بازسازي ترانه سرودهاي دوران قيام بهمن رفتيد؟
همانطور كه ميدانيد خميني انقلاب را دزديد، اعتماد مردم را دزديد، اين سرقت بزرگ فقط به غصب حق حاكميت و قدرت سياسي محدود نشد، بلكه شامل ميراث فرهنگي و هنري و ترانه سرودهاي انقلاب هم بود.
خاطره روزهاي بهمن و آن انقلاب و زندهنگهداشتن آن روزها، روزهايي كه مردم در اوج اعتماد، در اوج فدا، در اوج صداقت و در اوج همه ارزشها با هم يكي بودند خيلي انگيزاننده است، به اين ترتيب ما ميخواهيم بگوييم كه انقلاب بهمن نمرده، بهمن هنوز هم بهمن است.
در سالهاي اخير شاهد توليدها و ابتكارهايي از سوي گروههاي مختلف هنري در اشرف هستيم. در مورد كارهايشان چه احساس و نظري داريد؟
از نظر من اين توليدات خيلي ارزشمند است نه فقط بهخاطر تكنيكهاي هنري كه در آن بهكار گرفته شده، بلكه بهخاطر بيان درد، زندهكردن و ايجاد حس زندگي و اميد و مبارزه، بيان فدا و صداقت يك نسل و رساندن مظلوميت مقاومت و سازماني كه در طي اين ساليان در تمام فراز و نشيبهاي دوران، تسليم تعادل قواي مادي روز نشده و پاي ارزشها و اصولش و حق وحقوق ملتش ايستاده و… درست برعكس آنچه كه اين رژيم ميخواهد به همه تلقين كند كه وضع همين است كه هست و كاري نميشود كرد. ما با سرودهايمان و با ترانههايمان سعي ميكنيم به بهترين شكل بگوييم كه همه كار ميشود كرد و بايد كرد. بهقول معروف هر آنچه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند.
به عبارت ديگر وقتي ارزشهاي مبارزاتي تا اين درجه از بلوغ وجود دارند. اين واقعيت خودش را تحميل ميكند و همه جا را فراميگيرد. نميتوانيم از تعهد و مسئوليت هنرمند صحبت كنيم و از كنار مهمترين مسئوليتي كه هر انسان آگاهي در ايران امروز بر عهده دارد به سادگي عبور كنيم يا در مقابلش بي تفاوت باشيم.
اگر هنر و آفرينش هنري در خدمت اين مبارزه و مقاومت و دفاع از حقوق مردمش قرار نميگيرد، ديگر كجا ميخواهد دين خودش را به جامعه و مردمش ادا كند؟
زيباييها و جاذبه اين كارهاي هنري بهطور مستقيم از محتواي خود آنها مايه ميگيرند. وقتي اين آفرينشهاي هنري از «اشرف» به مثابه مظهر پايداري و فداكاري براي رسيدن به هدف مقدس مردم ايران سخن ميگويند،دلپذير و زيبا و ارزشمند ميشوند.
همايون تجلي: شور مبارزاتي و سرشاري آرماني مبناي خلاقيتهاي هنري است
انگيزه بازسازي ترانهسرودهاي قديمي و جاافتاده انقلاب بهمن چه بود؟
ترانههاو سرودهايي كه در بحبوحه انقلاب 22بهمن57 ساخته شدند، در ساختار يا نحوه تنظيم بهطورعام از سادگي برخودار بودند و به دليل اينكه زبان حال مردم و بيان احساسات عصياني و ضد ديكتاتوري آنها بود، خيلي سريع بر سر زبانها ميافتادند و خود عامل محركي بودند براي بهغليان در آوردن همان احساسات و حركات تودهيي.
قبل از هر چيز همين سابقه آنها را خاطرهانگيز ميكند. خاطرات تلخ و شيرين از صحنههاي جنگ و گريز خياباني با نيروهاي حكومت نظامي ديكتاتوري پهلوي و در مقابلش عشق و صميميت و اتحاد و همبستگي مردمي.
البته يك انگيزه ديگر هم هست كه بازسازي و اجراي مجدد اين ترانهها و سرودها بعد از گذشت 27سال، اگر چه يادآور آن خاطرات است ولي عنصر مهمتري هم نقش ايفا ميكند و بيان اين حقيقت است كه آن شور و هيجان و پتانسيل آزاديخواهانه و ضدديكتاتوري مردم ما،كه دارو دسته آخوندها به خيال خام خود قصد نابودي، خاموشي و بهفراموشي سپردن آن را داشتند، همچون آتشي نهفته در خاكستر هنوز زنده است و آمادگي شعلهور شدن و زبانهكشيدن را دارد. به قول مسعود: انقلاب عظيم مردم ما نه مرده و نه خاكسترشده.
فكر ميكنم همة ما ايرانيها هر جا كه باشيم در اين احساس با هم مشترك و موافقيم كه هنوز هم وقتي ميشنويم و يا با خود زمزمه ميكنيم: «همه بهپيش، به يكصدا، جاويدان ايران عزيز ما» انگار صدايي در گوشمان زمزمه ميكند كه: بايد رفت، بايد به پيش تاخت، بايد خلق اسيرمان را ميهمان كنيم، ميهمان سرنگوني رژيم آخوندي و برقراري آزادي و دموكراسي.
چه مشكلاتي در توليدهاي هنري سالگرد 22بهمن امسال وجود داشت و چگونه حل كرديد؟
شرايطي كه ما در آن بهسر ميبريم، شرايط عادي يا آرامي نيست. چه به لحاظ سياسي و حتي امكاناتي و شرايط شغلي و كاري كه براي آفرينشهاي هنري ضروري است. در حالي كه كار ساختن و پرداختن و تمرين و ضبط يك اثر موسيقي، همه مقولاتي هستند كه بايستي با تمركز و در شرايطي بدور از تنش و با امكانات مكفي پيش بروند . بهخصوص وقتي ميخواهيم برنامهيي در سطح برنامه امسال ارائه كنيم.
يكي از مشكلات ما برق بود كه به دليل وجود هواي نامناسب و بارندگي دائم قطع و وصل ميشد، تا جاييكه در بعضي نقاط تهديد جدي براي دستگاهها و ابزار الكترونيكي و برقي ما بهشمار ميآمد و كار ما را مختل ميكرد.
مشكل ديگر اين بود كه برخي از كادرهاي هنري ما از نوازنده و خواننده تا سرايندگان كر نه فقط در كار هنري، بلكه در زمينههاي ديگري هم مسئوليت داشتند و بهكارگيري آنها برنامهريزي و هماهنگيهاي پيچيدهيي ميطلبيد. آن هم وقتي رهنمود اين است كه در كمترين زمان، به بيشترين راندمان دست پيدا كنيم.
اما همة اينها با يك چيز و بر اساس يك فرمول و يك قانون حل ميشدند و از سر راه برداشته ميشدند. آنهم اين حقيقت است كه ارتش آزاديبخش ملي ايران، ارتشي است سرشار از خلاقيت و شور مبارزه و كار. يعني چيزي كه در اين جا مبناي خلاقيت هنري است، شور مبارزه و سرشاري آرماني عنصر مجاهد خلق است.
الان كه اين پروژه را پشت سرگذاشتهايم، وقتي به گذشتة نزديك مربوط به روند همين كارها نگاه ميكنم، دچار حيرت ميشوم كه چگونه در چنين زمانبندي كوتاهي ما اين برنامه را اجرا كرديم؟
در حاليكه همانطور كه گفتم نفرات گروه كر ما در عين حال كه درگير تمرين و ضبط بودند، به كارهاي ديگري هم مشغول بودند كه مربوط به آمادهسازيهاي مراسم رژه بود.
بهطور خلاصه فقط در سايه اين روح همياري و همكاري و در سايه هدفي واحد، كه همانا مقاومت و مبارزه تا سرنگوني رژيم آخوندي است، توانستيم برنامههايي را كه مد نظر داشتيم، با وجود مجموعه مشكلات و موانع، محقق كنيم.
