پنجشنبه، ۴ اسفند، ۱۳۸۴ صفحه ۵ روزنامه مجاهد شماره 70

مردي براي زيبايي

سعيد عبداللهي


براي حجت زماني

زوبين بالهايش
اتمسفر قرون جهل را دريد و
شاهراه نگاهش
ستيغ حقيقتِ ممنوع بود
و مرگ
نه فرجامش
که نياز لبخند بود
بر لبان شکوه و
غرور ايستادن.

مردي که حماسه از پياش دويد
و خورشيد
در زهدان خيالش لانه کرد
تا در خسوف شقاوت
نامش
دليل زندگي باشد.

ثقل صبور کلامش
فرياد مداوم «نه!»
تا ابليس
بر درگاهش مويه کرد
و جلاد
در شکست شلاق
مهميز گسست.
مردي که صخره
بر شانه‌هايش گريست
و عقابان
به تمناي بالهايش
بر شاخه‌هاي حسرت فرود آمدند…

ــ تو اين‌گونه زيبايي
انسان عصر من! ــ

28بهمن84