دوشنبه، ۱۰ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۶ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 12

با چــــراغ

به یاد
و به مناسبت
درگذشت شاعر انسان «م . آزاد »

با چراغ
میان ویرانه‌های دل‌ می‌گردم
در پای هردیوار فروریخته
خاطره یی سرگردان
به نـُدبه
نشسته است .

با چراغ
میان ویرانه های گل‌ می‌گردم
سایه ٌ له شده نسترن
هنوز معطر است .

با چراغ
گمگشتگان نجیبم را
در غوغای زخمهای آتشزا
و بلوای مردگان پیش از مرگ‌ می‌جویم
و نمی یابم
مگر در پرغرورترین انزوای ناگزیر زیستن .

با چراغ
پشت درهای بسته‌ می‌گردم
صدای زنان و مردانی را‌ می‌شنوم
که رونق نام را با ننگ برنمی تابند .
اگر شمشیرشان در کف نیست
اما
تیرآور و مظلمهٌ ظلم هم نیستند .

با چراغ
میان پریشان روزگاری واژگان‌ می‌گردم
کلمه یی درخور برای ستودن رنج انسان
نمی یابم .

با چراغ
میان گورستانهای بی مرده خوار‌ می‌گردم
تا تو را بجویم
ای جویندهٌ طلای ناب .

19 ژانویه 2006