دوشنبه، ۱۰ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۴ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 12

برتولت برشت، موجي بلند بر صخره‌هاي جهل و بي تفاوتي

ادامه مي يابيم ما جاودانه
بدين ترتيب همه چيز تغيير مي‌كند
«از شعر جاودانه_ برشت»

برتولت برشت را به عنوان يكي از بزرگترين نمايشنامه‌نويسان قرن بيستم مي‌شناسيم. اما او خود را بيشتر يك شاعر مي‌دانست. شاعري كه البته شعرهايش در زير انبوهي از شاهكارهاي نمايشي‌اش تا حد زيادي ناشناخته مانده‌است.
اما چه او را نمايشنامه نويسي بي‌همتا بناميم و يا شاعري بزرگ، همگان براين عقيده متفقند كه او انساني بزرگ بود و آموزگاري والا كه موضوع اصلي آموزشهايش تبليغ سجاياي انساني بود.
او معلمي بزرگ براي انسانهاست و در هر اثر او نكته‌هاي بسيار براي انسان بودن و انساني زيستن، وجود دارد.
زندگي پر مخاطرة برشت امتداد به هم پيوستة لحظاتيست مملو از از مبارزة بي‌امان براي رسيدن به گوهر آزادي. به‌همين دليل فاشيسم هيتلري تشنة خونش بود و حق تبعيت آلماني را نيز تحت عنوان «خائن به وطن» از او سلب كرد. خيانت او چه بود؟ نفي دستگاه سياه فاشيسم و به‌مبارزه طلبيدن آن براي آزادي انسانها و وطني كه به آن عشق مي ورزيد.
دستگاه مخوف پليس امنيتي هيتلر همه جا به دنبالش بود تا او را دستگير كند و آن برسرش آورد كه برسر ديگر آزادگان تسليم ناشده. و برشت راه ديگري نداشت جز آن كه همراه خانواده اش از كشوري به كشوري ديگر بگريزد. همسر او، هلنه وايگل، نيز هنرمندي آزاده بود. او به همراه برشت آواره شد و هم‌چون برشت به عنوان «خائن به وطن» خلع تابعيت گرديد.
برشت در شعر «به تولد يافتگان آينده» كه آن را وصيتنامة برشت نيز مي نامند. به همين آوارگي اشاره دارد:
رفته ايم ما
حتي بيشتر از تعويض كفشمان، كشورها را
آوارگي براي هنرمندان مبارز چيز تازه‌یي نيست. اما مارك خيانت به وطن براي برشت داغي مضاعف بود. «خيانتي» كه اوج وطن‌دوستي برشت بود، مضمون يكي از بهترين آثار شعري او قرار گرفت.
برشت در شعر «به آلت‌دستان به‌خدمت گرفته‌شده» به خائنان واقعي و وطنفروشان مي پردازد و مي نويسد: نوعي از خائنان را ديكتاتورها مي‌خرند. آنها در عوض پولي كه گرفته‌اند هرچه را ديكتاتور ديكته مي‌كند نشخوار مي‌كنند. اما نوع ديگر خائنان، كساني هستند كه براي حفظ حيات خائنانه خود، تبديل به نوكران بي جيره و مواجب ديكتاتور مي‌شوند. براي همين در تمجيد و خوش‌رقصي براي ديكتاتور هركاري مي‌كنند. اينان در انتها خود قرباني ديكتاتور مي‌شوند.
وقتي نازيها همة كشورهايي را كه برشت براي گريختن از «اس. اس»ها به آن‌جا پناهنده شده بود اشغال كردند او به آمريكا مهاجرت كرد. در آمريكا نيز به مبارزه‌اش با فاشيسم و ديكتاتوري هم‌چنان ادامه داد. او در ايجاد تشكيلات «شورا براي ايجاد آلمان دموكراتيك» در آمريكا نقش اصلي را داشت. دستگاه تبليغات گوبلزي او را به خاطر رفتن به آمريكا كه در آن زمان رسماً با آلمان هيتلري در جنگ بود مزدور دشمن مي‌ناميد و عليه‌اش تبليغات منفي مي‌كرد.
انفجار بمبهاي اتمي در هيروشيما و ناكازاكي اعتراض همة صلحدوستان را در سراسر جهان برانگيخت. برشت نيز با اين كه به عواقب موضعگيريش واقف بود به‌شدت به اين بمبارانها اعتراض كرد. اعتراضي كه نه تنها باعث اخراجش از آمريكا شد كه پس از آن نيز نتوانست اجازة ورود به كشورش را حتي بعد از سقوط هيتلر دريافت كند. به اين ترتيب با اين كه عضو حزب كمونيست نبود به آلمان شرقي رفت و تا آخر عمر در همان‌جا زيست.
برشت يكي از پركارترين نويسندگان و شاعران قرن بيستم محسوب مي شود. از او 40اثر به فارسي ترجمه شده است.

سالشمار زندگي:
اويگن فريدريش برتولت برشت در سال1898 در شهرك برتسينگ در نزديك شهر آكسبورگ در آلمان متولد شد. و شانزده ساله بود كه اولين شعر خود را سرود.
در سال 1918 به‌عنوان سرباز وظيفه در جنگ جهاني اول شركت كرد. او با صداي خوشي كه داشت در جبهة جنگ براي سربازان آواز مي‌خواند و بسيار مورد تشويق قرار مي‌گرفت
در 1922 اولين قطعه انتقادي او تحت عنوان « طبل زدن در شب» در شهر مونيخ اجرا شد. در همين سال درام « بعل» را منتشر كرد.
سال 1924 به شهر برلين سفر كرد و به كار در تئاتر آن شهر تا سال1927 پرداخت.
1931. شركت در ساختن فيلم «شكم سرد» اين فيلم با نام «دنيا به چه كسي تعلق دارد» نيز نشان داده شده‌است. سال بعد قسمت كنترل فيلم در برلين با نمايش آن به بهانة دفاع از ايده‌هاي چپ روانه مخالفت كرد.
1933. بعد از به‌قدرت رسيدن هيتلر، برشت مجبور به ترك وطن شد و با همسر و فرزندانش به اتريش و از آنجا به سوئيس گريخت.
1935 . تبعيت آلماني برشت تحت عنوان خائن به وطن از او گرفته شد
1939. مهاجرت به سوئد
1940. بعد از لشكركشي هيتلر به كشورهاي نورديك ابتدا به دانمارك و سپس به نروژ و فنلاند گريخت
1941. بعد از اشغال شدن كلية كشورهاي نورديك مجبور به مهاجرت به آمريكا شد
1943. عضو سازمان «شورا براي آلمان دموكراتيك» شد. در همين سال پسرش كه در ارتش آلمان خدمت مي كرد در جنگ كشته شد.
1945. بعد از انفجارهاي اتمي در شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي نمایشنامة «گاليله گاليله» را نوشت.
1947. پس از اجراي نمايش «گاليله گاليله» در آمريكا مورد بازجويي قرار گرفت و مجبور به ترك آمريكا گرديد.
برشت سپس ناگزير به سوئيس رفت. اسم او را به عنوان يك نويسندة كمونيست در ليست سياه قرار داده بودند و به همين دليل مانع ورودش به آلمان شدند. برشت به برلين شرقي رفت و در آن جا اقامت گزيد.
1951. به عنوان بهترين نويسنده در آلمان شرقي معرفي شد.
1956. در اثر يك حملة قلبي در سن 58 سالگي، زماني كه در اوج بلوغ هنري بود در شهر برلين درگذشت.


برشت و همسرش هلنه وايگل