دوشنبه، ۱۰ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۳ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 12

دن كيشوت - از ناظم حكمت

شواليه جواني جاودانه،
در 50 سالگي مغزش را در قلبش يافت
و درصبحگاه ماه ژوئيه رفت که به دست آورد:
درستي، زيبايي و عدالت را
دنياي احمقانة غولهاي پرنخوت روبه رويش ايستادند
او برروي روسينانته شجاع و غمگينش.
من مي‌دانم چه معنايي دارد خواستن چيزي با تمام وجود
اما سرور من،
اگر قلب تو فقط يک پوند و 16 اونس وزن داشته باشد
هيچ معنايي در جنگيدن با آسيابهاي بادي بي‌احساس وجود ندارد
اما البته تو راست مي گویي،
دول سينيا زن تست!
زيباترين درهمة دنيا
من مطمئنم که تو اين حقيقت را ،
درصورت تاجران خيابان فرياد خواهي زد
اما آنها تو را از اسبت به زير مي‌کشند.
و کتک مي‌زنند!
اما تو، شوالية شکست ناپذير دوران ما
به‌درخشش‌ات درزير کلاه آهنيت ادامه مي‌دهي
و دول سينا حتي زيباتر هم خواهد شد

روسينانته : نام اسب دن کيشوت بود
دول سينيا : نام معشوق دن کيشوت بود.
توضيحي درمورد شعر: دن کيشوت کتاب معروف ميگوئل سروانتس نويسنده اسپانيايي است. دراين شعر ناظم حکمت خودش را دن کيشوتي مي‌داند که با کمترين امکانات و تواناییها به جنگ براي عدالت و زيبايي ودرستي مي‌رود و هرچند مي‌داند که اورا چون دن‌کيشوت از اسب پيرش روسينانته به‌زير مي‌کشند و کتک مي‌زنند اما اين باعث مي‌شود که هدف ارجمندتر و زيباتر خودش را نشان دهد و سرسختي آن دن کيشوت (شواليه جواني جاودان) را بيشتر کند. براي درک بهتر شعر بايد کتاب زيبا و جاودانه دن کيشوت را مطالعه کرد.