دوشنبه، ۱۰ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۲
ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 12
بهرة نيما
نكتهيي كه جاي گفتنش همين جاست اين است كه هنرمند خلاق و پيشرو هنرمندي كه نوآور است و آثارش به غناي هر چه بيشتر دستاوردهاي فرهنگي جامعة خود و جامعة بشري مدد ميرساند لزوماً پيشاپيش جامعه حركت ميكند. محصول نبوغ اين چنين هنرمندي بهناچار نميتواند آنچنان كه ماركسيستنماهاي فاقد بينش ديالكتيكي مدعي هستند «برد تودهيي» داشته باشد. چرا كه توده «مستقيما» نميتواند با اثر چنين هنرمندي تماس بگيرد. اثري كه او ميگذارد بر «فرهنگ هنري» جامعه است و معالواسطه در اختیار تودهها قرار ميگيرد. يعني از طريق هنرمنداني كه در فاصلة ميان او و لايههاي ديگر طبقات واقع شدهاند. بهرة نيما به وسيلة خسرو گلسرخي است(مثلاً) كه به فرهنگ گارگران انقلابي منتقل ميشود. اين يك اصل كلي است و با حرفهايي از قبيل «معتقدات هنر بورژوازي» و «هنر براي هنر» و اين جور عبارات كليشهيي هم آن را مخدوش نميشود كرد.