دوشنبه، ۱۰ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۲ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 12

خشتهاي بزك شده و ميان تهي از فرهنگ پويا و فرهنگ موميايي شده

فرهنگ موميايي شده پژواكي ندارد. چون خود را با گذشته هاي دور پيوند می‌زند. هراسي در دل اربابان ايجاد نمي‌كند، چون بازدارندة آگاهي توده‌ها به‌حق خويش است. لال و مجسمه‌وار است زيرا كه تنها به‌درد تزيين و اثبات بي‌ريشه بودن محرومان و پرتاب آنان به اعماق قرون می‌آيد.
ضرب‌المثلي داريم كه مي‌گويد: «چوب به‌مرده زدن كار درستي نيست» كار سوداگران حرفه‌يي هم تجليل از مردگان است. از سنتها و اخلاق و آثار و بناهاي مخروبة آنها. سوداگران حرفه‌يي كفشهاي از پاي مانده را چنان مرمت و دوباره سازي مي‌كنند كه ارزش قرارگرفتن در پشت ويترين را بهآن مي‌بخشد
بناي فرهنگ موميايي‌شده از خشتهاي هميشه شكل ميگيرد. خشتهاي بزك شده و ميان تهي، كه همه سر از يك قالب در مي‌آورند. اين خشتها هريك به‌نوعي و در لحظهاي در دريچه‌ها و روزنه‌هايي كه گذرگاه نسيم انديشه‌هاي مترقي است، قرار مي‌گيرند. با گرفته‌شدن موقتي اين دريچه‌ها و روزنه‌ها فرهنگ موميايي شده شكل دسته‌گلي را بهخود مي‌گيرد كه هم به‌جشن برده مي‌شود و هم به‌عزا. اين خاصيت دو گونه، ديرباوران را دچار ترديد مي‌كند و خوش‌باوران را شيفتة سوادگران حرفه‌یي، فرهنگ موميايي شده را در هر زمينه جاسازي مي‌كنند. از آموزش تا اخلاق، از هنر و ادبيات و... تا هرزمينه‌یي كه در تحميق توده‌ها مؤثرتر و كاري‌تر باشد.
در جوامعي كه سوداگران حرفه‌یي در پشت فرهنگ موميايي شده چونان گرگي هار موضع گرفته‌اند، هر بخشي از فرهنگ در اين جوامع مفهومي خاص دارد و پيشبرد و نوگرايي فرهنگ جامعه مفهومي ديگر...