دوشنبه، ۳ بهمن، ۱۳۸۴ صفحه ۴ ضمیمه فرهنگی و ادبی ندا شماره 11

آوازهای تو

دکترزری اصفهانی
آوازهاي نو
تاريکی غليظ مي‌شود
چون صمغ درختی گوشتخوار
که درريشه‌هايش اجساد خفته‌اند
و شاخه‌هايش بستر عنکبوتان و کرکسانند
ای پرندة غمگين
آوازها ی تو
براين درخت
قطره‌های خون گلوگاه توست
فرود اين فصل منجمد را
بر بالهای نازکت
هیچ عجب مدار
اما خدای را
کدام پرنده سکوت را هرگز آموخته است؟
اين درخت خود موريانه‌يي‌ست که درريشه‌ها خانه کرده است
گوش کن
صدای پای هيزم شکنان را که مي‌رسند
آواز خونين ات را سرود سرخی کن
درطلوع دوباره جنگلی سبز