به قلم علی صفوی
واشنگتن تايمز 23 دي84: شروع مجدد غنيسازي اورانيوم در سايت نطنز در اين هفته جديدترين سند بينتيجهگي مذاكره با آخوندهاي حيلهگر ايران است كه تا به حال با استفاده از حقهبازيهاي ديپلوماتيك وقت بيشتري را براي پيشبردن برنامة تسليحات اتمي خود خريدهاند.
در جريان اجلاس شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي در 24نوامبر، اتحادية اروپا ايران را متهم كرد كه مداركي در اختيار دارد كه نشان ميدهد چگونه ميتواند كلاهك هستهيي بسازد.
چند هفته قبل از آن، خبرها حاكي از آن بود كه يك كامپيوتر رو ميزي دزدي شده كه به دست ايالات متحده رسيده بود، حاوي مداركي بود كه نشان ميداد ايران تلاش ميكند يك كلاهك هستهيي كوچك را كه بتوان روي موشك شهاب كه برد متوسطي دارد، نصب كرد. هيچكس به چنان كلاهكي نياز ندارد مگر آنكه يا بمب اتمي دارد و يا تلاش ميكند آنرا بهدست بياورد.
در همين حال، آخوندهاي حاكم بر ايران هرگونه تظاهر به ميانهروي را رها كردهاند و به كارزار خود براي مرعوبكردن همسايگانشان و صدور بنيادگرايي اسلامي به سراسر جهان، بهخصوص به عراق، شتاب دادهاند. همانطور كه نيكولاس برنز، معاون وزير خارجة آمريكا در امور سياسي در 30 نوامبر متذكر شد، «در زماني كه تقريباً همة دولتهاي جهان از گروههايي كه درگير تروريسم هستند، فاصله ميگيرند، ايران روابط نزديكي را با بدنامترين گروههاي تروريستي در خاورميانه حفظ كرده است».
بحث اين نيست كه رژيم ايران به نحو متفاوتي عمل ميكند. مسأله صرفاً اين است كه آنها ديگر تظاهر نميكنند كه به آنچه غرب فكر ميكند اهميتي ميدهند. آنها استمالتگراني مثل وزير خارجة انگلستان جك استروا را براي سالهاي طولاني فريب دادهاند درعين اين كه به تلاشهاي خودشان براي توليد تسليحات اتمي ادامه دادهاند.
اكنون، 27سال بعد از آنكه خميني تنها استبداد مذهبي جهان را در ايران بنا نهاد و ايران به نخستين صادركنندة تروريسم اسلامي تبديل شد، آخوندها نشان دادهاند كه با تكيه بر رئيسجمهور دستچين شدة خود، محمود احمدينژاد، هيچ چيزي تغيير نكرده است
اكنون بهطرز فزايندهيي روشن شده است كه آرزوهاي ميانهروي در تهران تنها در چشمان كساني بود كه دوست داشتند صحنه را به اين شكل تصوير كنند در عين كه همين افراد به چشمان خود چشمبند زده بودند.
غرب كي ميخواهد درس بگيرد؟ اجازه بدهيد به آنچه ظرف چند ماه گذشته رخ داده است نظري اندازيم.
ـ ايران به آژانس بين المللي انرژي اتمي براي بازديد از برنامه توسعه اتمياش، جواب سربالا داده است.
ـ آخوندهاي حاكم بر ايران هرگونه تظاهر را در مورد اين كه اين آنها بودند كه با يك انتخابات دستساز، انتخاب احمدينژاد، يك كماندوي سابق سپاه پاسداران را كه فقط دستور ميگيرد، تضمين كردند به دور افكندهاند.
ـ رئيسجمهور دستچين شده، برنامة هستهيي را در اختيار پاسداران و نه دانشمندان قرار داد. آيا جاي سؤالي وجود دارد كه هدف آخوندها يك برنامة غيرنظامي هستهيي است؟
ـ احمدينژاد از فرصت اولين حضورش در برابر ملل متحد استفاده كرد، اما نه براي استمالت از جهان بلكه براي آنكه رك و بيپرده به مخاطبانش بگويد کاری به رژیم ایران نداشته باشند.
ـ احمدينژاد پا را از اين هم فراتر گذاشت و فراخوان به «حذف اسرائيل از روي كرة ارض» داد و يهوديسوزي را افسانه خواند. او همچنين كشورهاي مسلمان را تهديد به تروريسم كرد.
و اكنون، ما مجدداً در نقطة صفر هستيم.
همانطور كه مريم رجوي تصريح كرده است، راهحل مسألة ايران نه استمالت است و نه تهاجم نظامي خارجي. پاسخ مسألة ايران تغيير دموكراتيك با قدرتمند كردن مردم ايران و مقاومت سازمانيافتة آنها ميباشد. البته تنها در صورتي كه غرب تصميم بگيرد در كنار فريادهاي مردم ايران براي آزادي قرار گيرد.
نخستين قدم اساسي اين است كه پروندة اتمي ايران به شوراي امنيت، البته نه براي مباحثه، بلكه براي اقدام ارجاع شود. تنها چيزي كه آخوندها ميفهمند، تهديدي براي امنيت خودشان در كشور خودشان است.
اين تهديد، اعمال يك تحريم است. ايران چهارمين توليدكنندة نفت است و بر اين باور است كه غرب نميتواند خودش را از نفت ايران محروم كند. ولي اروپا ميتواند و بايد اين كار را بكند. يك تحريم نفتي بيش از آنكه براي اروپا دردناك باشد، تهران را ازمنابع و امكانات براي سركوب ايرانيان در داخل كشور و پيگيري تسليحات اتمي و صدور اسلام بنيادگرا محروم خواهد كرد.
اپوزیسیون ایران، شوراي ملي مقاومت ايران كه بدون چشمان و گوشهاي آن، جهان ممكن بود هنوز از جاهطلبيهاي اتمي ايران بيخبر باشد، مشتاق وارد عملشدن است.
ولي يكي از اعضاي آن، مجاهدين خلق، بهنحو غيرعادلانهيي در ليست سازمانهاي تروريستي ايالات متحده قرار گرفته است. اقدامي كه بخشي از ابتكار غلط و بينتيجه براي استمالت از ملايان در سال 1997 بود. اين نامگذاري در تروريستي ميبايد ملغي شود.
غرب از بيتوجهي به تهديدات اتمي و تروريستي تهران بسيار متضرر خواهد گرديد. ارجاع آخوندها به شوراي امنيت و حذف مخالفان از ليست به نظر ميرسد كه عمليترين و كمهزينهترين شيوه مقابله با رژيم باشد.
