آخرين درجة فساد به كار گرفتن قوانين براي ظلم است (دكارت)
پر واضح است دولتي كه نمايندة افكار عمومي كشورش نيست. در فقدان صلاحيت و مديريت اقتصادي لازم تنها مشغلهاش حفظ قدرت ميشود. بهخصوص رژيمي مثل رژيم آخوندي كه هيچ مشروعيت اجتماعي و سياسي ندارد. در چنين شرايطي بهبود وضع مردم شايد انديشة لوكسي براي رژيم باشد. ولي تبعات اين انديشة ارتجاعي دامان مردم محروم را ميگيرد و به افلاس اقتصادي و فقر مردم منجر ميشود؛ مردمي كه به نان شب محتاج و به سوء تغذيه مبتلا هستند، از جمله بهخاطر كاهش توان دفاعي بدنشان درمقابل همه بيماريها ضعيف ميشوند.
از طرف ديگر در صورت مبتلاشدن به بيماري، به علت ناتواني مالي، امكان مراجعه به پزشك و خريد دارو را ندارند . در كشوري كه از منابع انساني سرشاري برخوردار است. در كشوري كه با توجه به گسترش و وسعت خاكش و تنوع آب و هوا و منابع زير زميني متنوع و فراوانش، امكانات صنعتي و كشاورزي بسياري وجود دارد، تشديد و حتي تعميم فقر به حدي است كه بيش از 80.درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند، و فقر زايندة همة فجايع و نارساييهاي اجتماعي است. نبودن امنيت، بيكاري، سركوبي، بيآيندگي، اشاعة فساد و فحشا بهوسيلة ايادي رژيم، از عواملي هستند كه بيماريهاي خانمانسوز و لاعلاج را در چنبرة خود ميپرورانند و روز بهروز بر ابعاد فاجعه افزوده ميشود. چون آنچه در ايدئولوژي كثيف آخوندها و سياستهاي ضد انسانيشان معني و مفهوم ندارد جان انسانها است. يك نمونة آن بيماري ايدز در ايران است كه فاجعة دلخراشش دل هر ايراني وطنپرست را بهدرد مي آورد.
بيماري دهشتناك ايدز
ويروس اين بيماري وقتي در بدن فعال ميشود، مصونيت آنرا خدشهدار كرده و قدرت دفاعي بدن را كاهش ميدهد و بيمار را در يك روند جانكاه تدريجي و در مدتي بين 2 تا 10سال بعد از بروز اولين علائم، از بين ميبرد. خطر ديگر اين بيماري آن است كه در عدة زيادي از بيماران با آنكه ويروس هنوز فعال نشده و علائم بيماري بروز نكرده ولي بيمار كه اغلب از مبتلا بودن خود غافل است، آنرا انتقال ميدهد.
هم اكنون 70هزار بيمار مبتلا به ايدز در كشور ما وجود دارد. (صداي عدالت 24 مرداد79)
اين ويروس از رابطه جنسي يا از طريق خون انتقال پيدا ميكند. لازمة ابتلا از راه دوم يعني خون، تزريق خون آلوده به ويروس با استفاده از سرنگهاي آلوده ميباشد.
در ايران تحت حاكميت آخوندها 50درصد بيماري از طريق سرنگهاي مشتركي كه معتادان بهخصوص در زندانها استفاده كردهاند، انتقال پيدا كرده است. اين بيماري براي اولين بار به طور گسترده در زندانهاي كهنوج و كرمانشاه منتقل شد.
مبارزه با بيماريهاي واگيردار بهخصوص ايدز در كشورهاي پيشرفتة جهان بهعنوان يك بحران خطرناك و هشدار دهنده در آمده و از طريق رسانههاي خبري در مورد پيامدها و عواقب فاجعهبار اين بيماري سخن گفته ميشود. اما در ايران، نه تنها هيج آموزشي در رابطه با اين بيماري به مردم نميدهند بلكه آمارهاي ارائه شده بهوسيله رژيم بسيار پايينتر از واقعيت است. وزارت بهداشت و درمان رژيم مدعي است: «معتادي كه به زندان ميرود بايد مورد آزمايش ايدز قرار گيرد». اما سازمان زندانها قبول نميكند و استدلالشان هم اين است كه اگر ثابت شود معتادي ايدز دارد بودجة نگهداري بيمار را نداريم به اين ترتيب رژيم روي واقعيت اين بيماري خاك ميپاشد.
دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر ميگويد: دستگيري روزانه هزار نفر در امر مواد مخدر، نه تنها هيج مشكلي را در اين زمينه رفع نميكند بلكه تبعات منفييي بهدنبال ميآورد. به جاي دستگيري انبوه معتادان بايد به شناسايي و انهدام باندهاي اصلي قاچاق مواد مخدر پرداخت زيرا حجم بالايي از افراد دستگير شده توسط نيروهاي انتظامي معتادان خياباني هستند. ريشهكنكردن اعتياد و داشتن جامعهيي بدون معتاد شعار و آرزويي دور از دسترس است. بنابراين هدف ما مهار و جلوگيري از رشد اعتياد است. اگر در طول برنامه 20سالة كشور همين تعداد معتاد يعني 2ميليون نفر را حفظ كنيم كار بزرگي انجام دادهايم. به گفته جانشين رئيس جمهور: ظرف دو سال اخير 200 قاضي در امر مواد مخدر، و برخي مهرههاي اصلي نيز در اين خصوص شناسايي و دستگير شدهاند.(خبرگذاري ايلنا ـ 1/مهر83)
اما سؤال اين است كه چگونه زندانها محل تأمين مواد مخدر است؟ واقعيت اين است كه پاسداران، شكنجهگران و زندانبانان در زندانها بهاعتياد دامن ميزنند و سپس مواد مخدر را به راحتي و ارزاني در اختيار زنداني قرار ميدهند. ولي سرنگ يكبار مصرف توزيع نميكنند.
مروج واقعي ايدز از راه رابطة جنسي نيز همين آخوندها و سرسپردگان رژيم جهنمي آخوندي، قضات عاليرتبه، دادستانها و فرماندهان رژيم هستند.
بعد از تعقيب تعدادي از آخوندهاي مبتلا به بيماري ايدز و دستگيري 3 نفر كه سرپرست يك مركز فساد در كرج بودند و آخوند مقدم، دادستان دادگاه انقلاب اين شهر معلوم شد كه آنها اين بيماري را وسيعاً در آن مركز اشاعه داده بودند.
طبق فتواي يكي از مراجع تقليد در همين رژيم «كسي كه بيماري ايدز را به ديگران منتقل كند، با فرض مردن بيمار موجب قتل عمد شده و حكمش قصاص است؛ اينگونه اعمال جزء معاصي كبيره است و مجازات دارد و موجب قصاص است» (حياتنو2دي83) به نقل از يوسف صانعي در گزارش خبرگزاري رسمي رژيم.
روشن است كه باعث و باني اشاعة اين بيماريهاي واگيردار و مهلك، همين آيتالشيطانها هستند كه بايد قصاص شوند ونه مردم محروم ايران كه قرباني فساد و تباهيهاي اين نظام پليد ضد مردمي هستند.
