رژيم آخوندي در قبال مصاحبهيي كه شاعر آزادة ميهنمان، آقاي رحمان كريمي، اخيراً با تلويزيون ملي ايران، سيماي آزادي، داشت، واكنش غيظآلودي نشان داد. اين غيظ عجزآلود، در سايت « ايران ديدبان» گشتاپوي آخوندي، در تاريخ 21آذر84 درج شده و 18 سطر را به خود اختصاص داده است. در تكتك كلمات اين 18 سطر، سوزش و غيظ آخوندي در واضحترين شكل آن به چشم ميخورد. شدت و حدت اين سوزش و غيظ، گشتاپوي آخوندي را به يك اعتراف ناگزير و سياههيي از سفسطهبازيهاي دجالگرانه واداشته است.
مواضع شاعر آزاده، آقاي رحمان كريمي ، بركسي پوشيده نيست. ايشان بارها و بارها ، چه با زبان شعور شعر و چه به بيان رساي نثر مواضعشان را در راستاي آرمان رهايي ملت ايران و در حمايت از مقاومت مردم ايران بيان كردهاند اما راستي چه حكمتي است كه مصاحبة اخير ايشان با سيما ي آزادي اينگونه سايت «ضد ايران» ديدبان اطلاعات آخوندي را به تكاپو واداشته است تا درباب آن، سوزشنامه بنويسد؟!
علت واضح است، مصاحبة اخير آقاي رحمان كريمي رودرروي اصليترين تير تركش رژيم پابهگور آخوندي براي حفظ نظام منحوسش است. الان حتي عموم دولتهاي خارجي هم ميدانند كه رژيم فاشيستي آخوندي تنها راه بقاي نظامش را در فناي مقاومت مردم ايران و مجاهدين خلق ايران ديده و ميبيند.اين را كارگزارانش ميليونها بار در گفتار و كردار اعتراف كردهاند. دراين راستا، به ويژه بعد از تحولات جديد منطقه و قضاياي عراق ، رژيم آخوندي راه كار اصلي براي پيش بردن اين سياست ضدايراني و ضد ملي را در ازهمگسيختگي مقاومت مردم ايران و به طور خاص تشكيلات مجاهدين، ديده و ميبنيد. به اين خاطر بعد از جولاندادنهايش در عراق، خوابهاي شتر- پنبه-دانهيي بسياري ديده بود كه به زعم باطلش تشكيلات مجاهدين را به هر قيمت و هر طور شده از هم بگسلد. براي اين كار رژيم يك مشكل اساسي دارد. خود رژيم آبروباختهتر از اين است كه بدون پوش و بدون سپري به مصاف با رزمندگان آزادي و فرزانگان پشتيبان مقاومت بيايد. لذا تنها راهش را در استفاده از«نفوذيهاي لورفته و خودفروختگان وامانده مزدورش» كه آنها را تحت عنوان «اعضاي سابق» رنگ ميكند يافته است. از طرفي همگان ميبينند كه اين ترفند خائنانه و بلاهتبار آخوندها، بهرغم عمق خباثتش تا كجا پوسيده ميباشد. طوري كه آنها در هيچ صحنهيي و در هيچ جايي از نگاه هوشيارانه مردم ايران و آزاديخواهان ايران و جهان در امان نماندهاند. در فرانسه، آمريكا، هلند و آلمان و... تك تك توطئههايشان نقش برآب شده است. اينجاست كه ميتوان فلسفة سوزش سايتنويس گشتاپوي آخوندي را از جمله، از مصاحبة آقاي رحمان كريمي با سيماي آزادي دريافت. رژيم وقتي ميبيند سلاح زنگزده «بهكارگيري نفوذيهاي لورفته و خود فروختگان وامانده» برعليه مقاومت و تشكيلات مجاهدين در برابر كارزار هوشيارانه و افشاگرانة فرزانگان مقاومت و مجاهدين تاب نميآورد و نياورده، تنها راهي كه برايش باقي ميماند سوزشنامهنويسي است. شاهد اين مدعا عبارتي است كه در تيتر همين عجزنامه به آن اعتراف شده است. آنجا كه گشتاپوي آخوندي دفاع جانانة آقاي رحمان كريمي از رزمندگان آزادي در شهر شرف و مجاهدين و افشاي خودفروختگان مزدور آخوندها را «گردهمايي تاريخي» ميبيند. بايد به آخوندها گفت آن همه دمگرفتن لحظهمرهتان در باره ازهمگسيختگي مقاومت و تلاشي مجاهدين چه شد؟! شما كه خواب پنبهدانهيتان را تا خبر جعلي فرار مسئول اول مجاهدين از اشرف هم پيش برديد الان شما را چه ميشود كه از يك مصاحبة تلويزيوني در سيماي آزادي خوابتان آشفته شده و صحبت از «گردهمايي تاريخي» حول محور مقاومت و مجاهدين ميكنيد ؟
بنازم آقاي رحمان كريمي، اين پيرشاعر آزاده را، بنازم تك تك اعضاي شوراي ملي مقاومت و همة ايرانيان آزاديخواه و همة انسانهاي شريفي را كه از گوشه و كنار جهان حتي در پنهانيترين زرورقها چنگال خونين فاشيسم مذهبي و رژيم ضدبشري را امان نميدهند تا چه برسد به وصلة ناچسب و لورفتة «اعضاي سابق» را.
درعجزنامة سايت «ضدايران» ديدبان، غير از سوزش عجزآلود و اعتراف ناگزيرش، حرفهاي ديگري هم هست كه فقط عقل شكنجهگران سايت گشتاپوي آخوندي ميتواند ربطي بينشان پيدا كند. شايد هم اين حرفها به اين خاطر نوشته شده كه درك خود فروختگان وامانده و نفوذيهاي لورفتهيي كه آنها را ميطلبند را كفايت ميكند . با اين حال بد نميبينم كه در برابر ساحت پاك خوانندگان اين نوشتار، چند نكته را به سايتنويس گشتاپوي آخوندها راجع به سياهة سفسطهبازيهاي دجالگرانهاش يادآور شوم:
-اول اين كه به سايتنويس گشتاپوي آخوندي بايد گفت شما را چه به كلمات و عباراتي همچون «تقارن تاريخي» و «تاريخي ديدن پديدهها». شماها را همان به كه با فرهنگ و زبان امام شيادتان كه از بهكارگيري سادهترين مفاهيم علوم اجتماعي معاصر پرهيز عامدانه داشت، صحبت كنيد. سايت و ايران و ديدبان و تاريخي و بقية كلمات و عبارات و رطب و يابسهايي را كه در غيظنامهتان سرهم كردهايد را كنار بگذاريد، با همان پز آخوندي و گشتاپويي و ضدبشري كه با كارهايتان در كوچههاي خفقانزدة تهران متناسب است، به مصاف آقاي رحمان كريمي و همة انسانهاي آزادة اين ميهن و پشتيبانان آنان در جهان بياييد. هرچند بهتر از همه خودتان ميدانيد كه حتي اگر در هزاران لباس پنهان شويد، هزاران رنگ به خود بگيريد و ميليونها قسم و آيه را خرج دجاليت خود سازيد براي مردم ايران و چشمهاي بيدار آزاديخواهانش لورفته وشناخته شده هستيد و خواهيد بود .
- دوم اين كه به گشتاپوي آخوندي يادآوري ميكنم اگر بحث تاريخ را ميكنيد. تاريخ معاصر و صد سالة اخير كشورمان را تاريخنويسان بهنام اين ميهن، قبل از پديدار شدن رژيم منحوس و سانسورگر شما نوشتهاند. در آنها صف و مصاديق آشكار مشروطهخواه و مشروعهخواه، ملي و ضدملي، مجاهد و مبارز انقلابي و سپاسگويان ديكتاتوري را با اسم و رسم به ثبت رساندهاند و دست تحريف امثال شما را كاملاً بستهاند. از انقلاب 57 به بعد نيز حتي كمسنوسالترين مردم ايران شما را جلوي چشم خود دارند و ميبينند كه رژيمتان رژيم شقاوت و دجاليت و به تاراجدادن اموال ملت ايران و وطنفروشترين رژيم حاكم برتاريخ اين كشور است. از اين رو همه ميدانند كه كوچكترين همراهي و همگامي و همدلي با رژيم شما با هر اسم و هر نام عليه عاليترين مصالح و منافع مردم ايران و عين ضديت با ملت ايران با شرافت و هر ارزش ديگري است. بنابراين بيخودي خود را لوس نكنيد و خيال قاطيكردن مرزهاي مردم و ضدمردم، آزادي و ضدآزادي، شرافت و ضدشرافت را به خود ندهيد كه حتي خيالش را به گور خواهيد برد. نفوذيهاي لورفته و خودفروختگان واماندهيي كه آستانبوسي وليفقيه را در فرنگ، با لگد زدن به مجاهدين و مقاومت ايران، نمايندگي ميكنند، رذلتر و فرومايهتراز آن هستند كه با اين سفسطهبازيهاي دجالگرانه سفيدسازي شوند. آنها درهمشكستهتر و بنجلتر از آن هستند كه حتي از اين طور روحيهدادنهاي سايت گشتاپويي شما كسب روحيه كنند. فرزانگان مقاومت مردم ايران و مجاهدين و فرزندان آزاديخواه ملت ايران هم هوشيارتر و بيباكتر از آن هستند كه با اين گونه حرفها، سرسوزني از افشاي مستمر توطئهها و ترفندها و اقدامات رژيم پابهگور شما ، در هر عبايي و قبايي و با هر اسمي و تحت پوش هر رسمي كه ظاهر شوند كوتاه بيايند. آخر آنها سرنگوني رژيم فاشيسم مذهبي و مادر تروريسم دولتي در جهان معاصر را نه فقط با مردم ايران كه با تاريخ اين برهه از جهان عهد بستهاند.
