حسين پويا
برخي از دوستان اينجا و آنجا از بنده ميپرسند که چگونه به چنين درجهيي از موفقيت در پيشبيني دست پيدا کردهام که ميتوانم با اين دقت و درستي روزهاي هفته را پيشبيني کنم و مثلاً اگر امروز سهشنبه باشد، پيشبيني کنم که دو روز ديگر پنجشنبه خواهد بود. اين چيزي نيست مگر ايمان و اعتقاد به دوران مرجع و استفاده از رهنمودهاي جهانساز و جهان شمول منتخب شما. وگرنه بدون استفاده از اين رهنمودها چگونه در حاليکه امروز مثلاً پنجشنبه است ميتوان پيشبيني کرد که پسفردا چه روزي خواهد بود؟ اگر هم ميبينيد و ميشنويد که راهحلهايي براي حل مشکل بيکاري و مشکل کشاورزي از طرف کسي مثل حضرت آيتالله حسني امامجمعة محترم اروميه مطرح ميشود، درحاليكه ميبايستي امثال بنده و منتخب شما اين راهحلها را مطرح کنيم، اين نيست که ما توانش و استعدادش را نداريم. خير. داريم. خوبش را هم داريم. اگر ايران را به دست ما بدهند در عرض يک هفته يا حداکثر دو هفته همة مشکلاتش را حل خواهيم کرد. ما خوب ميدانيم که ميشود کوير ايران را با استفاده از آب درياي خزر و خليج فارس آباد کرد. ما ميدانيم که اگر براي درياي خزر يک زيرآب درست کنيم و يا با يک جوي بزرگ اين دريا را به خليج فارس وصل کنيم و آب دريا را يک متر خالي کنيم، علاوه بر آباد کردن کوير، هزاران هکتار زمين قابل کشت و بسيار ارزشمند در کنارة دريا گيرمان ميآيد که خودش ميتواند تا حدود زيادي مسألة بيکاري و ويلاسازي را حل کند.
شما ميدانيد که در همة اين سالهايي که در خارج کشور بودهايم مبارزهمان فقط اين نبوده که در اسرع وقت و با نازلترين قيمت مشکلات ساختماني هموطنان ايراني و انگليسي را حل کنيم. اگرچه که اين کم مبارزهيي نيست. بلکه ما به همراه تعدادي از دوستان سياسي و مبارز، دوشنبه شبهاي اول هر ماه در يکي از رستورانهاي ايراني لندن جمع شده و ضمن اداي احترام به سنتهاي ايراني، در بارة مشکلات ايران و راهحلهاي آنها صحبت و تبادل نظر کردهايم.
ما براي اينکه ايران/ شاد و آبادان شود
خون دلها خوردهايم/ خون دلها خوردهايم
از شما چه پنهان که در نظر داشتيم که چند تا از راهحلهايمان براي رفع مشکل اقتصادي و عدم وجود عدالت اجتماعي در ايران را براي جناب دکتر احمدينژاد بفرستيم. اما در يک بررسي عميق در يکي از همان دوشنبه شبهاي اول ماه به اين نتيجه رسيديم که به خاطر شرايط بحراني فعلي و مسأله انرژي اتمي و قضاياي مربوط به آن ما ميبايستي فعلاً سکوت پيشه کنيم و با سرو صداي بيخودي حواس رهبر معظم و رئيسجمهور محترم را پرت نکنيم که يکوقت هول نشوند و حرکت ناجوري نکنند. بعضيها بايد مواظب باشند که هي مثل قاشق نشسته خودشان را به ميان معرکه نيندازند و يک حرفي نزنند که مشکلي درست کند. مسأله، مسألة فقر اقتصادي و عدالت اجتماعي و بيکاري و فحشا و اعتياد و اين حرفها نيست جونم. مسأله موجوديت خود رژيم است. بمب اتم نداشته باشد… لااله الااله. البته بنده صددرصد به شما قول ميدهم و قسم ميخورم که اينها هرگز به دنبال بمب اتم و اينجور سلاحهاي خانمانبرانداز نبوده و نيستند. اينها فقط ميخواهند براي آيندگان ما يک خدمتي کرده باشند که اينقدر برقشان نفتي و گازوئيلي نباشد. همين. شد؟! اين هم که دکتر احمدينژاد غرب را تهديد به استفاده از اسلحة نفت کرده همانطور که خودش گفته تکذيب ميشود. منظور ايشان اين بوده که اگر ايران بمب اتم نداشته باشد بازهم مجبوريم نفت بدهيم و اسلحه بخريم. همين. منظور اصلاً تهديد نبوده و ايشان هيچوقت از اين شکرها نميخورند.
توجه بفرماييد که موضوع بسيار حساس است دوستان عزيز. شما تصور ميفرماييد اگر اينها بروند چه کسي خواهد آمد؟ دست استعمار جهاني و امپرياليسم چپ و راست و جهانيشدن سرمايه پشت قضيه است. محال است اجازه بدهند بعد از اينها چند تا آدم مبارز استخوان خردکردة وطنپرست مثل بنده و امثال منتخب شما سر کار بيايند. مطمئن باشيد امثال همين شوراي ملي مقاومت که اسم ديگر سازمان مجاهدين است سرکار خواهد آمد و باور بفرماييد اگر اينها سر کار بيايند وضع ايران و ايراني بسيار خرابتر از وضع فعلي خواهد شد. وگرنه اگر اينها در خفا، دستشان توي دست آخوندها نيست، چرا بايد اسرار اتمي ما را افشا کنند؟ حرفهاي اين حقير حاصل بيست و اندي حضور در ميدان مبارزه و بکار بستن رهنمودهاي منتخب شما ست. به قول شاعر:
ما در اينجا نه پي حشمت و جاه آمدهايم
بلکه از بابت خدمت به شما آمدهايم
بلکه آمدهايم تا براي نجات وطن فکري بکنيم. همين.
