م.وحـيدي

تنفـس سـبز

باروت
ريشه در اعماق داغ كهكشان دارد
بر اين دريا
آه!
هيمه‌هاي مدفون
در چخماق سكوت
مي‌سوزند
و خواب سبزشان
تنفس انفجار بامدادان را
تداوم مي‌بخشد
پاداش ما
مشعلي است
كه در باد گمنام بي‌خاطره
شعله مي‌كشد‌
از آفتابهاي شبانه
طلوع مي‌كنم

آيا جهان صداي مرا مي‌شنود؟
ما در نعرة هزار اسب
خيابانهاي پوشيده از مردگان شب را
مرور مي‌كنيم
بادهانهاي سربين سرگردان
كه در هر جنبش حيات
سيلابها
برآن
مي‌خروشند

بر درگاه سپيده
آن‌جا كه هابيليان
فرو مي‌افتند
حنجره‌هاي شمع آجين
رقص راهبانه مي‌كنند
اي پنهان ز ديدة آيينه و خدا!
كثرت سبزي و آب و ستاره!
در پناه تو
نظم گسستة زمين
حقيقت خود را
از صبوري شانه‌هايت مي‌گيرد
و خارهاي تن‌آزار
كه هواي تازة بامدادي را مي‌بندند
كينة زخمي خود را در حسادت بي‌انتها
ترجمه مي‌كنند

برخيز
روبه درياي آويخته از شاخة انگشتان باد
كه خاك تشنه
درنبض شقايق
هم‌چنان
بيقرار مي‌زند

فعال حقوق بشر، خبرنگار و نويسنده‌يي كه سر به‌پاي آزادي نهاد

كـارل فـون اوسـيتسكـي

م.مشـیری(رهـنورد)

كارل فون اوسيتسكي يكي از بزرگترين انديشمندان صلح‌طلب در زمان حكومت سياه هيتلري و در عين حال يكي از شهيدان بزرگ مبارزه روشنفكران آلمان با فاشيسم هيتلري مي‌باشد. جاودانگي او به‌این علت است كه بهاي دستيابي به گوهر آزادي را با جان خود پرداخت.

راست: نسخه‌یی از روزنامةصحنة جهان؛ چپ: كارل فون اوسيتسكي در اردوگاه مرگ نازیها


اوسيتسكي نويسنده‌يي توانا بود و قلم خود را در راه آزادي وطن از چنگال ديكتاتوري، به‌عنوان سلاحي مؤثر به‌كار مي‌برد. در سال 1927 نشرية مترقي «صحنة جهان» را منتشر كرد. اين نشريه به‌علت محتواي مترقي و حقوق‌بشريش يكي از بهترين نشريات آن زمان آلمان محسوب مي‌شد كه مورد اقبال بسياري از محافل روشنفكري قرار گرفت.
مخالفت كارل با سلطة فاشيستها به سالهاي قبل از 1932 (سال حاكميت هيتلر) بازمي‌گشت. او در سال1926 به انتشار يك شعر ضد ميليتاريسم محاكمه و محكوم شد. اما به‌صورتي پيگيرانه‌يي در مقالات خود در روزنامة شهر برلين به‌نام «روز دوشنبه» عليه سلطة فاشيسم هشدار مي‌داد. در سال1931 به‌خاطر نوشتن مقاله‌يي عليه تسليح ارتش، به‌اتهام خيانت به 18ماه زندان محكوم گرديد.
بعد از به‌قدرت رسيدن هيتلر در سال1933 براي همه مشخص بود كه اوسيتسكي جزو اولين هدفها و قربانبان حكومت جديد خواهد بود. اما او خواسته‌ها و هشدارهاي دوستانش را براي ترك آلمان ناديده گرفت و به‌نوشتن مقالات افشاگرانه عليه حكومت هيتلر ادامه داد. چند ماه بعد از به‌قدرت رسيدن هیتلر، بعد از جريان ساختگي آتش‌سوزي مجلس آلمان(1) دستگير و روانة بازداشتگاه شد. او در زندان توسط گشتاپوي هيتلر به‌صورت مستمر و روزانه شكنجه مي‌شد اما مقاومت او ادامه داشت.
كارل در سال1934 از بازداشتگاه به اردوگاه استروگن در نزديكي مرز هلند فرستاده شد. آوازة مقاومتش در سراسر جهان پيچيد و نهضتي جهاني براي آزاد شدن وي به‌راه افتاد. وضعيت وخيم جسمانيش به اين جنبش دامن زد و آن‌را گسترش داد. آلبرت آينشتين بارها در مورد او به كميتة صلح نوبل نامه نوشت و او را مستحق دريافت جايزة صلح نوبل دانست. فعاليتهاي حقوق‌بشري و موضعگيريهاي ضدفاشيستي او آن‌هم در شرايط دشوار اسارت و در زير شكنجه دژخيمان باعث شد كه جايزة صلح نوبل سال 1936 به او تعلق گيرد. هيتلر تلاش زيادي كرد كه او در مقابل اعطاي اين جايزه موضعگيري كند. اما وقتي در تحقق اين توطئه موفق نشد شركتش براي دريافت جايزة صلح را ممنوع اعلام كرد.
عاقبت در 4مه1938 كارل فون اوسيتسكي، به‌عنوان نويسنده‌يي تسليم ناشده در برابر جلادان فاشيسم و هم‌چنين يكي از چهره‌هاي محبوب و فعال حقوق‌بشري به‌علت شدت جراحات در اثر شكنجه به شهادت رسيد. و سر به‌راه آزادي نهاد.

زيرنويس-----------------------------
1ـ واقعة سوختن رایش تاک در سال1933 که در پی آن بسیاری از مخالفان هیتلر دستگیر شدند.


کارل فون اوسیتسکی (نفر وسط)هنگام دستگیری به همراه همکارانش