وقتي صمد بهرنگي در گوشه دورافتادهيي از شمال مرد، مرگش از طرف «هنر» اطو كشيده و «رسمي» كه در جنوب مشغول رقص شتري بود، با بياعتنايي تمام، زير سبيلي رد شد و چه بهتر…
قصه ماهي سياه كوچولو قصهيياست براي بچهها. ولي در لابهلاي آن سرگذشت ديگر و درس ديگري است براي بزرگترها. قصهيي است نه براي سرگرمي. بلكه براي آموختن. … ماهي سياه كوچولو هرچند كه مثل هزاران هزار ماهي ديگر شبها بامادرش زير خزهها ميخوابيد، و حسرت بهدلش مانده بود كه يك دفعه هم كه شده مهتاب را توي خانهشان ببيند، يك ماهي عادي و معمولي نيست سه خصلت عمده، از همان ابتدا او را از همنوعانش متمايز ميكند، تفكر، آگاهي، و اراده. شخصيت و سرنوشت ماهي سياه كوچولو بهنحوي جبري و اجتنابناپذير تا به آخر تابع اين خصائلند. بهطوريكه سرگذشت ماهي سياه كوچولو سرگذشت عصيان آگاهانه و شكلگرفته ميشود.



