اسناد استقلال و سـرفرازي مجاهدين و ارتش آزادي
رژيم و ايادي آن از جمله ادعا ميكردند كه سازمان مجاهدين خلق ايران و ارتش آزاديبخش ملي، با پول عراق اداره ميشوند. اكنون در شرايطي كه 16 ماه است پاي دولت قبلي عراق در ميان نيست و همه ميدانند كه بسياري از اموال و داراييها و پولهاي اين مقاومت بهيغما رفته يا در كشورهاي مختلف بلوكه يا بالا كشيده شده، از آخوندهاي حاكم و مزدورانشان بايد پرسيد حالا ديگر جز مردم ايران و هواداران اين مقاومت، كدام دولت است كه ما را تأمين ميكند؟! (بيانيه شوراي ملي مقاومت- مرداد1383)
در بيستوهفتمين سالگرد 30خرداد، سرآغاز مقاومت انقلابي در برابر استبداد مذهبي، روز شهيدان و زندانيان سياسي و سالروز تأسيس ارتش آزادي، نشريه مجاهد شمهيي از اسناد استقلال مجاهدين را كه اسناد سرفرازي ارتش آزادي و كل جنبش مقاومت انقلابي براي سرنگوني فاشيسم مذهبي است، منتشر ميكند.
اسنادي كه در اين صفحات ملاحظه ميكنيد، گزيدههايي است از ميان چمدان بزرگي از اسناد كه خواهر مجاهد مژگان پارسايي جانشين رهبري مقاومت در اشرف، براي اطلاع هموطنانمان بهويژه پشتيبانان اشرف براي «مجاهد» ارسال كردهاند.
ناگفته روشن است كه اسنادي كه خوانندگان گرامي «مجاهد» در اين صفحات ملاحظه ميكنند مصداق «مشت نمونه خروار» است. زيرا كه در طول ساليان در بايگاني هر يك از قرارگاههاي دوازدهگانه مجاهدين و ارتش آزادي در خاك عراق،كوهي از اين قبيل اسناد گردآوري شده بود.
آنچه ميبينيد گزيدهيي است از سندها و مدارك باقيمانده از قرارگاههايي كهـ بهرغم بركناري كامل مجاهدين از هرگونه مداخله در جنگـ به درخواست رژيم آخوندي طي روزهاي متمادي بهشدت بمبارانشدند. گاه شمار حملات هوايي در يك شب به 120نوبت ميرسيد. قرارگاههاي مجاهدين بهويژه در مناطق مجاور مرز با يورشهاي نظامي نيروهاي از پيش آمادهشده سپاه پاسداران و نيروي تروريستي قدس و مزدوران محلي آنها روبهروشد. در اين بمبارانها و يورشها دهها تن از مجاهدين به شهادت رسيدند و شدت ويرانگري و غارت عوامل آخوندها دربرخي از اين قرارگاهها به حدي بود كه حتي يك پريز سالم برق درديوارها باقي نماند. گذشته از اين، هنوز هم بسياري از اسناد و صورتهزينهها وخريدهاي مجاهدين و ارتش آزاديبخش ملي بهلحاظ اطلاعاتي و امنيت طرفها و كانالهاي خريد و حملونقل با محدوديتهاي زيادي مواجه است كه انتشار آنها را به آينده موكول ميكنيم. در اسنادي كه پيش رو داريد نيز ناگزير برخي اسامي يا ردهاي اطلاعاتي را حذف يا سياه كرديم.
انتشار مجموعه اسناد مورد به مورد خريدها و هزينههاي مربوط به قرارگاهسازي و ساختمانسازيهاي مجاهدين در عراق به مبلغ 48،062،478 دلار تا پايان سال 2002 را كه كمتر از نيمي از كل قيمت تمام شده است نيز از آنجا كه در گنجايش صفحات حاضر نبود، به بعد موكول كرديم. همچنانكه انتشار مجموعه اسناد خريد خودرو و تجهيزات در داخل عراق را هم به فرصتهاي آينده وا ميگذاريم.
با اين همه، اسناد اين صفحات به روشني نشان ميدهد كه، مجاهدين و ارتش آزادي و كل جنبش مقاومت مردم ايران تا كجا مستقل و مطهر ازهرگونه وابستگي و اتكاي به غير بوده است. بهراستي همچنان كه بسياري از ناظران خارجي و وجدانهاي بيدار انساني گواهي دادهاند، مقاومت ايران از اين حيث نمونه منحصر بهفردي درميان تمامي جنبشهاي مقاومت است. واقعيتي كه در اصالت، صلابت، حقانيت و مشروعيت مقاومت مردم ايران براي سرنگوني حكومت غاصب آخوندها و رود خروشان خون شهيدان آن ريشه دارد.
در اين باره رهبر مقاومت در گفتگو و كنفرانس تلفني خود براي هواداران مجاهدين در خارج كشور در 3آبان1376 گفت:
«وقتي براي تأسيس ارتش آزاديبخش بهعراق آمديم، گفتند: سوختند، تمام شدند، رفتند. ولي آنهمه رطب و يابس كه درمورد وابستگي مجاهدين بهعراق گفتند و بازهم ميگويند، مگر اثري داشت يا اثري دارد؟ چرا اثر ندارد؟ بهخاطر اينكه بهخدا اين مقاومت و اين مجاهدين، برجستهترين مظاهر استقلال هستند، براي اين كه تمام داراييشان، محصول كار و رنج و تلاش خودشان است و اين را شما در صحنههاي مختلف ـ ازجمله در صحنه تأمين مخارج و بنية مالي مجاهدين و مقاومتـ خيلي خوب حس ميكنيد و خودتان دستاندركاريد و موضوع آنقدر جدي و واقعي است كه هرحرف نامربوطي از هرناحيهيي كه زده شود، اثري ندارد. بگذاريد نمونهيي نقل كنم: شنيدم كه يكبار رئيسجمهور فرانسه [آقاي شيراك] بهمناسبتي در گفتگو با يكشخصيت سياسي معتبر [آبه پير] راجعبه مجاهدين و مقاومت ايران صحبت ميكرده و در اثناي صحبت گفته بود «اينها آلترناتيو دارند، شورا دارند، رئيسجمهور دارند، ارتش دارند، سازمان دارند و اينهمه امكانات و مراسم و عرض و طولي كه در منطقه و در سطح بينالمللي دارند، نشان ميدهد كه ماهانه فلان ميزان مخارج دارند و لذا معلوم ميشود كه عراق خيلي بهاينها ازلحاظ مالي كمك ميكند» (فكر ميكنم گفته بود ماهي 10ميليون دلار).
آن شخصيت مخاطب، فيالمجلس موضعگيري كرده و حرف خودش را درمورد اينقبيل اكاذيب زده بود. اما من بعداز شنيدن اين مطلب مضحك، در ديداري كه با يكي از مسئولان كشور ميزبانمان داشتم، بهمناسبتي ، ضمن نقل مطلبي كه رئيسجمهور فرانسه گفته بود، بهشوخي گفتم حالا كه ميگويند شما ما را تأمين ميكنيد، راستي چرا نميكنيد؟!
مخاطب عراقي هم كه خيلي حاضرجواب بود، خنديد و بلافاصله گفت: پيشنهاد من اين است كه سازمان مجاهدين يككمك 10ميليون دلاري بهعراق، كه در شرايط تحريم است، مثلاً در زمينه امداد پزشكي، بدهد و اين را در رسانهها اعلام هم بكند. اين هم براي مقاومت ايران و مجاهدين خوب است، و همه ميفهمند كه موضوع از چهقرار است، هم ضمناً، يكچيزي هم بهعراق ميرسد…
از شوخي گذشته، همچنان كه 3سال پيش نيز در پاسخ به وزارت خارجه آمريكا اعلام شد (كتاب دموكراسي خيانتشده، صفحه156)، بيشاز 150ميليون دلار اسناد خريد خودرو و تجهيزات مختلف ارتش آزاديبخش از كشورهاي غربي در اين ساليان، موجود و قابل ارائه و انتشار است.
همچنان كه خبرگزاري آسوشيتدپرس درجريان فتح شهر مهران، كه حدود 40خبرنگار از نزديك شاهد آن بودند، گزارش كرد كه رژيم آخوندي متحمل نزديك به 2ميليارد دلار خسارت شده و ارتش آزاديبخش بيشاز 200تانك، نفربر، توپ و تجهيزات سنگين و هزاران سلاح نيمهسنگين و سبك، همراه با هزاران تُن مهمات و صدها خودرو بهغنيمت گرفته است و تازه اين فقط در يك نبرد از بيشاز يكصد رشته عمليات ارتش آزاديبخش از اسفند65 تا تيرماه67 بود. علاوهبر اينها، هرناظري كه قرارگاههاي متعدد ارتش آزاديبخش را در اين ساليان ديده باشد، بهسادگي تأييد ميكند كه درمجموع و درطول اين ساليان، در پايگاههاي مجاهدين و ارتش آزاديبخش حدود يكصد ميليون دلار سرمايهگذاري شده است. بهعنوان مثال آنچنان كه در سال70 اعلام كرديم «قرارگاه بزرگ حنيف» در شمال شهر عراقي كفري، كه درجريان ناآراميهاي عراق، بهخاطر پرهيز از درگيري با گروههاي كردي، شخصاً دستور تخليه آن را (بهرغم مخالفتهاي برحق فرماندهان ارتش آزاديبخش و شماري از مجاهدين) صادر كردم؛ قرارگاهي بود با مساحت تقريبي هزار كيلومترمربع در مجاورت استان كرمانشاه، اين قرارگاه ابتدا چيزي جز بيابان گسترده و زمينهاي تپهماهوري نبود و از سال66 براي تمرينهاي رزمي مورد استفاده ارتش آزاديبخش قرار داشت. اما مجاهدين و ارتش آزاديبخش در آن تأسيسات و ساختمانها و استحكامات بسيار زيادي ايجاد كرده بودند و درجريان بمبارانها (بمبارانهاي جنگ كويت كه بزرگترين بمبارانهاي تاريخ بود) قسمتهايي از ارتش آزاديبخش بهآنجا منتقل شده بود. در اين قرارگاه بيشاز 2ميليارد تومان سرمايهگذاري كرده بوديم....
بعداز جنگ كويت و بمبارانها، رژيم ميخواست، هم مجاهدين را درهم بشكند و هم عراق را فروببلعد. خامنهاي در 22اسفند سال69 پردهها را پسزد و صراحتاً اعلام كرد: راه نجات ملت عراق حركت براي حاكميت اسلام است…
در قسمت مالي و پول، ميخواهم بگويم همين مجاهديني كه باحمايت خلق محبوبشان ميتوانند يكصدهزار شهيد آزادي تقديم كنند، البته عُرضه و توان حل و فصل هزينهها و حفظ استقلال مالي و اقتصاديشان را هم با برخورداري از كمكهاي مردمشان دارند» (نقل از كتاب تحليل وضعيت رژيم آخوندي) .
بگذاريد آخوندهاي درمانده همچنانكه مريم گفت براي مقابله با موج ياري و همدردي زنان و جوانان و كارگران و معلمان بهپاخاسته، به تبليغات ديوانهوار و ساختن و سرهمبنديكردن سريالهاي مجعول و مهوع تلويزيوني عليه مجاهدين و مقاومت روي بياورند.
قضاوت درباره آزاديخواهي و اصالت و استقلال اين مقاومت در صلاحيت مردم و تاريخ ايران است. پيوسته گفتهايم و تكرار ميكنيم كه بهغايت استقبال ميكنيم تا رودرروي مردم ايران از جواديه تا نازيآباد و از كرانههاي ارس و خزر تا خليج فارس، درباره جزء بهجزء، نكته به نكته، دينار به دينار و مو به موي هرآنچه در مبارزات چهل و دوساله انجام داده يا ندادهايم حساب پس بدهيم.
بههمين خاطر صنعت تزوير و ريا و روايات مجعول آخوندي ديگر اثر ندارد!
اگر رژيم ولايت در تمام شبانهروز هم عليه اين مقاومت لجنپراكني كند، از سقوط محتوم گريزي ندارد.
مسعودرجوي ـ 12تير86



