روزنامه فيگارو فرانسه و فاينانشال تايمز انگليس به نقل از ديپلوماتهاي دستاندرکار، گزارش ميدهند که سولانا و همراهانش در سفر اخيرخود به تهران، ضمن تحويل «سبد تشويقي» جديد گروه 1+5، طرحي را به دولت پاسداران براي انجام يک دوره «پيش مذاکره» پيشنهاد کردهاند. مدت پيشبيني شده براي اين «پيش مذاکره» 6 هفته است و در اين مدت دولت پاسداران ميتواند کماکان به غنيسازي اورانيوم ادامه دهد. فقط بايد از نصب و راهاندازي سانتريفوژهاي جديد غنيسازي اورانيوم، خود داري کند. در ازاء آن 5 عضو دائمي شوراي امنيت وآلمان تعهد ميدهند که طي اين مدت 6 هفته به سمت اعمال تحريمهاي جديد نروند. فيگارو به نقل از اين منابع ديپلوماتيک اضافه ميکند «هدف از پيشبيني اين دوره 6 هفتهيي، که واشينگتن نيزآنرا پذيرفته، آن است که دو طرف در مورد شرايط ورود به مذاکره اصلي به تفاهم برسند. در صورتي که دو طرف دراين مورد به تفاهم برسند دور اصلي مذاکره که مدت آن 6ماه است آغازميشود. طي اين 6ماه دولت ايران بايد فعاليتهاي غنيسازي خود را، به صورت موقت، تعليق کند». سخنگوي سولانا درگفتگو با روزنامه فيگارو، بدون اشاره به جزئيات، ارائه اين پيشنهاد را تأييد کرده است.
اين خبر در شرايطي منتشر ميشود که مدعيان خارجي تعليق فعاليتهاي هستهيي رژيم ايران، پس از انتشارگزارش اخير آژانس، به صورتهاي مختلف اين رژيم را به تشديد تحريمها تهديد کردهاند. اتحاديه اروپا توقف کار بانک ملي و انجماد دارايي شعب اروپايي اين بانک را در دستورکار خود قرار داده و حتي بحث نوعي تحريم نفتي وگازي ايران را پيشکشيده است. کميته مالي سناي آمريکا طرح تشديد تحريم خاص رژيم ايران توسط آمريکا را به تصويب رسانده که به موجب آن حتي واردات فرش، خاويار و پسته از ايران به آمريکا به کلي ممنوع ميشود. مجلس نمايندگان آمريکا نيزميخواهد کمک اين کشور به بانک جهاني را مشروط به توقف وام دهي اين بانک به ايران کند. چماق بمباران هوايي تأسيسات هستهيي رژيم ايران نيز بار ديگر بلند شده است. نيويورک تايمز روز 20 ژوئن 2008 به نقل ازمقامات آمريکايي خبرميدهد که اسرائيل درآغازهمين ماه مانور بزرگ نظامي را به اجرا درآورده که به نظرميرسد تمريني باشد براي بمباران مراکزهستهيي ايران. دراين فضا، و در حاليکه هنوز محتواي کامل «سبد تشويقي» اخير گروه 1+5 فاش نشده، ضمن مروري بر سوابق برخورد تشويقي طرف خارجي در اين دعوا، به بررسي معنا و هدف پيشنهاد «مذاکره مقدماتي» ميپردازيم تا به بينيم طرف خارجي با اين شگرد ميتواند از بن بست تعليق فعاليتهاي اتمي خطرناک رژيم عبورکند يا نه؟
سوابق برخورد هاي«تشويقي» شکست خورده خارجي
برخوردهاي تشويقي قمارگونه طرف خارجي براي رامکردن رژيم سرکش آخوندي و وادارکردن اين رژيم به تعليق فعاليتهاي هستهيي خطرناکش سابقهيي 5 ساله دارد که در زير به 3 مورد مشخص آن اشاره ميشود:
الف - درسال 1383 پيش از روي کارآمدن دولت احمدينژاد، دولتهاي وقت انگليس و فرانسه و آلمان بر اساس «موافقتنامه پاريس» با نمايندگان دولت خاتمي به توافق رسيدند که در ازاء:
1- نگهداشتن بيشرمانه نام سازمان مجاهدين خلق ايران، در ليست جريانهاي تروريستي.
2- گشايش راه ورود ايران به سازمان تجارت جهاني
3- آغاز مذاكره براي انعقاد موافقتنامه تجاري اتحاديه اروپا با ايران، رژيم ايران را به تعليق موقت برخي از فعاليتهاي اتمياش وادار کنند و ديديم که ازهمان آغاز، اين موافقتنامه چگونه در حرف و عمل لغو شد و با آمدن احمدينژاد چگونه زيرپا گذاشته شد.
ب - در سال 1385 در حالي که دولت پاسداران فعاليتهاي خطرناک هستهيي رژيم ايران را با شدت به پيش ميبرد بار ديگر شاهد آن بوديم که «سه بزرگ اروپايي» به اتفاق آمريکا وچين وروسيه (گروه 1+5) به هواي تشويق اين دولت به «تعليق»، اولين «سبد تشويقي» اين گروه را از طريق همين آقاي سولانا به او هديه کردند. و ديديم که دولت احمدينژاد پس ازآن که مدت سه ماه آنها را در پاسخ دادن به اين پيشنهاد تشويقي دست به سرکرد، ضمن اعلام اينکه «اينها ميخواهند به ما خروس قندي بدهند و مرواريد را از ما بگيرند» به آنها جواب سربالا داد و کم وکيف فعاليتهاي خطرناک هستهيي خود را به صورت شگفتآوري گسترش داد.
ج - در روزهاي پاياني خرداد ماه سال1387، پس از انتشار گزارش ويژه آژانس بينالمللي انرژي اتمي، که روي جنبه نظامي فعاليتهاي هستهيي رژيم ايران متمرکز شده، شاهد آن هستيم که بارديگر مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا بهاتفاق نمايندگان سياسي دولتهاي چين، روسيه، فرانسه، انگليس و آلمان به ايران ميرود تا براي تشويق دولت پاسداران به تعليق، «سبد تشويقي» جديدي را همراه با نامه وزراي خارجه گروه 1+5 به وزيرخارجه اين دولت ولاريجاني رئيس مجلس رژيم تحويل دهد و طرح انجام يک دوره «پيش مذاکره» را براي شکستن بنبست به آنها پيشنهاد کند.
طرف خارجي دعوا با وجود 5 سال تقلا و دادن امتيازهاي اتمي (شامل ساخت نيروگاه آب سبک، تضمين فروش بلند مدت سوخت اتمي نيروگاههاي اتمي ايران، تشکيل شرکت مختلط ايرانيـ خارجي براي غنيسازي اورانيوم درخارج از ايران و…) امتيازهاي اقتصادي (شامل لغو تحريم فروش هواپيماي مسافري وسايرتحريمهاي خاص آمريکا، موافقت با ورود ايران به سازمان تجارت جهاني، انعقاد موافقتنامه تجاري اتحاديه اروپا با ايران، انتقال نفت و گاز مايع قزاقستان و ترکمنستان از خاک ايران به بنادر خليج فارس و.. ) و امتيازهاي سياسي (نظير پيشنهاد ننگين نگهداري نام مجاهدين در ليست تروريستي) نتوانسته رژيم ولايتفقيهي ايران را از ادامه فعاليتهاي اتمي خطرناکش باز دارد و براي ترک اين بازي خطرناک به پاي ميز مذاکره بکشاند. در واقع بعد تشويقي برخورد طرف خارجي با اين مسأله حساس و تعيينکننده چنان بر بعد تنبيهي و تحريمياش غلبه داشته که رژيم ايران از آن پيام ضعف و عدم قاطعيت گرفته و در مسابقه پيشروي به سمت جاهطلبيهاي اتمي خود ازمدعي خارجي جلو افتاده است. وحالا طرف خارجي در پي از سر گذراندن اين ناکاميها به رژيم پيشنهاد ميکند که بدون رعايت پيش شرط و بدون آنکه فعاليتهاي اتمياش را به حالت تعليق درآورد، بيايد در يک «پيش مذاکره» شرکت کند. يادآور ميشود که طرح «پيش مذاکره» طرف خارجي نيز تازگي ندارد و به اقرار اخير سخنگوي سولانا، مسؤل سياست خارجي اتحاديه اروپا سال گذشته نيز به نوعي طرح «پيش مذاکره» را به لاريجاني طرف حساب قبلي رژيم درميان گذاشته بود.
هدفگذاري ومعناي «پيش مذاکره»
بهطوري که منابع خارجي نقل ميکنند، سولانا به نمايندگي ازجانب گروه 1+5 با پيشنهاد مذاکره مقدماتي 6هفتهيي به رژيم ايران در سوداي آن است که بر سر شرايطي با اين رژيم به توافق برسد که تحت آن شرايط ميتوان بن بست اصل مذاکره را باز کرد و در مورد چگونگي دادن مشوقها به ازاء توقف فعاليتهاي غنيسازي اورانيوم در نطنز فرآوري اورانيوم در اصفهان و توقف ساخت نيروگاه آبسنگين اراک وارد معامله شد. با توجه به نکات زير هدفگذاري ومعناي اين «پيش مذاکره» روشن ميشود:
1- رژيم ولايتفقيهي ايران «تعليق» را بهطورمطلق نفي ميکند
کارگزاران ريزو درشت رژيم ايران در مقاطع زماني مختلف، به بيانهاي گوناگون به گوش طرف خارجي خود رساندهاند که اين رژيم به هيچ قيمتي حاضر به مذاکره بر سر تعليق و توقف فعاليتهاي نامطلوب اتمي خود نيست. سخنگوي دولت احمدينژاد يک ساعت قبل از آن که سولانا «سبد تشويقي» جديد را به وزيرخارجه اين دولت بدهد اعلام کرد «تعليق غنيسازي اساساً نميتواند موضوع بحث ومذاکره باشد». پيش از او شيخ عطار معاون وسخنگوي وزارتخارجه دولت پاسداران اعلام کرده بود که «غنيسازي اورانيوم خطسرخ ايران است و ما با رعايت اين خط سرخ پيشنهاد قدرتهاي بزرگ را بررسي ميکنيم».
سلطانيه نماينده دولت پاسداران درآژانس بينالمللي انرژي اتمي به خبرنگاران خارجي ميگويد «ايران هيچگاه تسليم خواسته “غيرمشروع” توقف غنيسازي اورانيوم نخواهد شد» و لاريجاني از موضع رئيس مجلس رژيم پس از دريافت پيشنهاد جديد اعلام کرد که ما با توجه به حق مسلم هستهيي مردم ايران به بررسي اين پيشنهاد ميپردازيم و...
2- «پيش مذاکره» درباره «شرايط مذاکره»، ممنوعيت مطلق مذاکره براي تعليق را نقض ميکند
«پيش مذاکره» با هدف بحث درباره شرايط ورود به مذاکره براي تعليق مطرح شده است. طرف خارجي رژيم ايران پيش مذاکره را پنجرهيي تلقي ميکند که براي گشودن باب بسته مذاکره بر سر تعليق بايد از آن وارد شود. اگر رژيم ايران طرح «پيش مذاکره» را بپذيرد معنايش اين است که تحت شرايط مورد نظر خود حاضر است از موضع رسمي و اعلام شدهاش که ممنوعيت مطلق مذاکره براي تعليق است کوتاه بيايد، باب بسته بحث برسرتعليق را به صورتي مشروط بازکند.
3- «پيش مذاکره» ناظربر تعيين شرايط تعليق توسط خود رژيم است.
طرف خارجي در 5 سال گذشته همه شگردهاي خود را به کاربرده تا رژيم ايران را پاي مذاکره براي تعليق بکشاند. اينک درحالي که امتيازها وسبدهاي تشويقي اش نتوانسته راه مذاکره برسرتعليق را بازکند، سوداي آن دارد درجريان «پيش مذاکره» ريش وقيچي را به دست خود آنها بسپارد تا ببينند به چه قيمت حاضر به تعليق وتوقف فعاليتهاي اتمي نامطلوب خود ميشوند.
با توجه به نکات فوق ميبينيم طرف خارجي با طرح «پيشمذاکره» سوداي آن دارد که مقاومت وسرسختي دولت پاسداران در رد مذاکره براي تعليق را، که خط سرخ رژيم ايران است، بشکند! وبه خيال خود ازپنجره وارد شود تا درب بسته مذاکره براي تعليق را بازکند!
برخورد تاکتيکي رژيم با پيشنهاد جديد
دستيابي به فوت و فن توليد بمب اتمي براي رژيم ولايتفقيهي ايران هدفي استراتژيک است. سوداي آن دارد تا با سلاح استراتژيکي بمب اتمي و تسلط بر فوت وفن توليد آن، تعادل قواي موجود فعلي با دشمنان فزاينده داخلي وخارجي خود را تغيير دهد تا بتواند در شرايط تعادل قوايي جديد امکان بقا به دست آورد. لازمه رسيدن به اين هدف استراتژيک را ادامه و پيشبرد بيوقفه فعاليتهاي هستهيي تشخيص داده، که طرف خارجي ميخواهد آن را متوقف کند. اينکه ميگويند تعليق اين فعاليتها خط سرخ رژيم است ونبايد به آن نزديک شد واقعي است و چنان که ديدهايم وميبينيم همه شرکاي حاکميت به آن پايبند شدهاند. اما در تاکتيک، بازي با پيشنهادهاي خارجي را پيشه خود کردهاند. هيچگاه به اين پيشنهادها بهطور رسمي جواب آري يا نه نميدهند. جوري پاسخ ميدهند که طرف خارجي را منتظر نگهدارند. مثلاً الان همه را منتظر نگهداشتهاند و ميگويند «پس از مطالعه دقيق پيشنهاد گروه 1+5 در موقع مناسب به آن پاسخ ميدهيم» در عينحال شاهد آن هستيم که وزيرخارجه احمدينژاد دادن پاسخ به پيشنهاد جديد اين گروه را به نوعي مشروط به دريافت پاسخ آنها به بسته پيشنهادي دولت پاسداران کرده است. از عدم قاطعيت طرف خارجي براي خريد وقت، بهرهبرداري ميکنند. درمورد طرح «پيش مذاکره» دست حريف را خواندهاند.حتي اگر به قصد عقبانداختن تشديد تحريمها به اين طرح 6هفتهيي روي خوش نشان دهند هرگز از خط سرخ ممنوعيت بحث تعليق عبورنميکنند و به سمت تعيين شرايط ورود به دوره 6ماهه تعليق ومذاکره، براي دريافت مشوقها درازاء تعليق، نميروند.
با اين اوصاف ميبينيم طرف خارجي تاکتيک «پيش مذاکره» براي بازکردن راه مذاکره مبتني بر تعليق را بدون توجه به هدف استراتژيک رژيم ولايتفقيهي ايران و بدون عبرتگرفتن از تجربههاي شکستخورده قبلي خود پيش کشيده است. همانطوري که رويتر از قول برخي ديپلوماتها نقل کرده است پراگماتيستها و راديکالهاي گروه 1+5 در اعزام سولانا و همراهان به تهران و توافق احتمالي روي طرح «پيش مذاکره» مقهور مماشاتگران اين گروه شدهاند. بههرحال تا تعيين نتيجه منفي «پيش مذاکره» ممکن است تشديد تحريمها در سطح شوراي امنيت به عقب بيفتد. اين عقب افتادگي احتمالي در شرايطي صورت ميگيرد که تکنوکراتهاي مزدور دولت پاسداران به سرعت مشغول پيشبرد طرحهاي خطرناک هستهيي اين دولت هستند. قدرتمندان خارجي که هنوز نميخواهند در برخورد با خطر فعاليتهاي هستهيي وتروريستي رژيم ايران قاطعيت لازم را به خرج دهند بايد مسئوليت رسيدن اين رژيم به هدف شوم خود و باختن جامعه جهاني دراين مسابقه را به عهده بگيرند و جوابگوي قصور و کوتاهيهاي خود باشند.





