نوآوري و شكوفايي قضايي!



نظام ميرمحمدي
در لا‌ ‌به‌لاي خبرها آمده بود:
«آيت‌الله هاشمي شاهرودي در نخستين جلسه مسئولان عالي قضايي در سال جديد با تأكيد بر ضرورت نوآوري در برنامه‌ريزي و عملكرد دستگاه قضايي، معاون اول قوه قضاييه و سازمان بازرسي كل كشور را موظف كرد تا طرحي را براي تعيين سقف زماني مشخص و رسيدگي به پرونده‌هاي مردم در دادگستريها و نيز مراكز اداري و اجرايي كشور تهيه و تدوين كنند.
رئيس قوه قضاييه با اشاره به نامگذاري امسال به نام نوآوري و شكوفايي از سوي مقام معظم رهبري و با تأكيد بر اينكه انقلاب اسلامي ايران در دهه چهارم استقرار خود نيازمند نوآوري و شكوفايي هرچه بيشتر است، مسئولان، قضات و دست‌اندركاران قوه قضاييه را به تلاش هرچه بيشتر در اين زمينه فراخواند و گفت: لازم است برنامه‌يي براي تحقق نوآوري و شكوفايي در قوه قضاييه تنظيم شود».
هاشمي شاهرودي يكي از اين نوآوريها را ايجاد ساز‌و‌كاري براي پيگيري پرونده‌هاي مردم در سقف زماني مشخص و پرهيز از اطاله دادرسي در دستگاه قضايي برشمرد و افزود: «لازم است هم در دادگستريها و هم در سازمان بازرسي كل كشور تشكيلاتي ايجاد شود براي پيگيري پرونده‌هاي مردم و زمان مناسب و لازم براي رسيدگي به اين پرونده‌ها در دادگستريها و مراكز اجرايي از سوي اين تشكيلات تعيين شود تا چنانچه رسيدگي به پرونده‌ها بيش از زمان تعيين شده صورت گيرد، اين واحد دلايل اطاله دادرسي را پيگيري كند…»(خبرگزاري ايسنا 19فروردين1387).

خلاصه كلام اين‌كه:
سر دژخيم نامبرده در جلسه‌يي موسوم به نخستين جلسه مسئولان عالي قضايي در سال جديد براي دژخيمان تحت مسئوليتش كه در اين جلسه حضور داشته‌اند سخنراني كرده و روي دو موضوع تأكيد نموده است:
موضوع اول اين‌كه با اشاره به نامگذاري امسال از سوي ولي فقيه ارتجاع، به نوآوري و شكوفايي، افاضه فرموده‌اند كه رژيم آخوندي در دهه چهارم استقرار خود نيازمند نوآوري و شكوفايي هرچه بيشتر است و در اين رابطه مسئولان، قضات و دست‌اندركاران قوه قضاييه مكلف هستند كه برنامه‌يي براي تحقق نوآوري و شكوفايي در قوه قضاييه تنظيم نمايند.
موضوع دوم اين‌كه لازمه محقق كردن اين نوآوريها؛ ايجاد ساز‌و‌كاري براي پيگيري پرونده‌هاي مردم در سقف زماني مشخص و پرهيز از اطاله دادرسي است و پرونده‌هاي مردم بايد در زمان مناسب و لازم رسيدگي شود.
حالا با مقدمه فوق؛ برگرديم سر اصل مطلب:
مي‌گويند يك معلم تعليمات ديني، كه قديمها به آن فقه مي‌گفتند، سر كلاس درس از شاگرد پرسيد معاويه كيست؟ محصل بيچاره نگاهش را روي موزائيكهاي كف كلاس انداخت و با صدايي لرزان گفت: من نمي‌شناسمش ولي شنيده‌ام كه: خسن و خسين هر سه دختران مغاويه بودند!!
حكايت بالا بيانگر وضعيت سر دژخيم شاهرودي معلوم الحال و ساير سران قوه قضاييه است (كه بهتر است آن را قوه جنائيه بناميم). ببينيد فاز اضمحلال و سال تعيين‌كننده چه بر سر فاشيسم مذهبي و روزگار سياه ولي فقيه ارتجاع آورده كه خود ولي فقيه از روي ناچاري و پيسي اسم آن را نوآوري و شكوفايي گذاشته و سردژخيمي مثل شاهرودي نيز در اولين جلسه سركردگان قضاييه بر آن تأكيد كرده است.
حتماً مي‌گوييد آخوند و نوآوري؟ اينها مثل جن و بسم‌الله نيستند؟ ممكن است در نگاه اول و در لايه اول ذهن پاسخ شما منفي باشد و بگوييد اينها متعلق به عصر حاضر نيستند كه بخواهند نوآوري و شكوفايي داشته باشند، من هم به حكم دموكراسي و آزادي عقيده و بيان حرف شما را رد نمي كنم، ولي مي‌گويم: بله آخوند مرتجع هم مي‌تواند البته به شيوه خودش، نوآوري! داشته باشد و حتي مي‌تواند به‌عنوان ام‌لقراي اسلام و ولي فقيه جهان و حومه آن‌را صادر هم بكند. مي گوييد نه، فقط نگاهي به پرونده سياه قضاييه رژيم در اين سالها بيندازيد.
اين رژيم سالهاست كه در جنايت و قساوت ابداعاتي كرده كه در نوع خود در تاريخ كم‌نظير و بي‌نظير است.
ـ آيا قتل عام 30000 زنداني بي‌دفاع، آن‌هم ظرف دو ماه، نوآوري قضايي نيست؟
ـ آيا اعدام روزانه تا 400 نفر ابداع و اختراع و نوآوري در امر تحقيق و دادرسي نيست؟
ـ آيا حائز رتبه اول شدن در امر نقض حقوق بشر و آمار اعدام سالانه به نسبت جمعيت كشور، جزء بالاترين دستآوردهاي! حقوقي قضايي نيست؟
ـ آيا نهادينه كردن نزديك به 200 نوع شكنجه ابداع و نوآوري نيست؟
ـ آيا ابداع دهها نوع ابزار و آلت شكنجه و مثله كردن پيكر زندانيان سياسي نوآوري نيست؟
ـ اگر اينها را نوآوري نمي‌دانيد در مورد ليست زير كه مشتي از خروارها جنايت است چه مي‌گوييد؟ - ايجاد و تأسيس صدها واحد شكنجه و زندان و بازداشتگاه و خانه امن براي مجاهدان و مبارزان،
ـ همكاري تنگاتنگ قضاييه با وزارت بدنام اطلاعات، به مثابه دو جسم در يك روح
ـ همكاري تنگاتنگ قضاييه با نيروي سركوبگر انتظامي و تعدي و تعرض به هزاران نفر در طي روز،
ـ دستگيري و تعدي مستمر و روزانه به دهها هزار زن و دختر جوان در خيابانها و در ملأعام و در سراسر كشور،
ـ راه اندازي دهها نوع گشت و قداره‌بند خياباني، كه پيشرفته‌ترين كشورهاي جهان از راه‌اندازي دو سه‌تاي آن عاجز هستند،
ـ چند كاره كردن جراثقال و به‌طور خاص به‌كارگيري آن براي اعدام مخالفين، با برچسب اراذل و اوباش،
ـ ابداع ماشينهاي فوق اتوماتيك براي قطع دست و پاي قربانيان فقر اقتصادي،
ـ تربيت پزشك براي درآوردن چشم از حدقه به عنوان يك نوآوري در امر پزشكي قانوني!
ـ كشيدن خون زندانيان و استفاده از آن براي پاسداران و شكنجه‌گران
ـ گرفتن پول گلوله‌هاي استفاده شده براي تيرباران مجاهدين و مخالفين، در ازاي تحويل پيكر و جنازه قربانيان،
ـ وجود اين‌همه گور جمعي در سراسر كشور،
- صدور اجازه براي دفن اجسادي كه جزء ادله اثبات جرم محسوب مي شوند، بدون هيچگونه آئين و تشريفاتي،
ـ شكستن سنگ قبر انقلابيون و مجاهدان و مبارزان در گورستانها؛ به منظور محو آثار وجودي آنها در تاريخ قديم و جديد شيوه ديگري براي از بين بردن آثار مخالفين، به‌خصوص اگر تهديد آلترناتيو شدن داشته باشند،
حالا اگر باز هم قبول نداريد كه اينها همه نوآوري قضايي و امنيتي است، آيا اجراي طرحهاي امنيتي و گسترش آن به ماهي يك طرح را بالاترين و موفقترين نوآوري و شكوفايي امنيتي نمي‌دانيد؟
آيا حذف واژه زنداني سياسي از فرهنگ حقوقي بهترين نوآوري و شكوفايي قضايي‌ـ سياسي نيست؟
آيا ادغام زندانيان عادي خطرناك با محكومان سياسي در يك زندان، بهترين شيوه اجراي عدالت و مساوات و شكوفايي قضايي نيست؟
آيا بستن دانشگاهها و گسترش زندانها و شكنجه‌گاهها نوآوري فرهنگي ـ حقوقي نيست؟
آيا دفاع از سران و سركردگان فاسد و اجتناب از دستگيري و محاكمه آنها بالاترين امنيت شغلي و نوآوري و شكوفايي قضايي نيست؟
آيا صدور اجازه سريع و بدون “اطاله رسيدگي” براي تخريب آلونكها و كپرها و خانه‌هاي مزاحمين نظام جزئي از نوآوري و شكوفايي حقوق شهروندي نيست؟
آيا حذف مراحل دادرسي و يك تنه كردن قاضي تحقيق و قاضي صادركننده حكم بهترين شيوه تسريع در امر دادرسي و نو‌آوري و شكوفايي بي‌نظير در امر حقوقي ـ قضايي نيست؟
آيا حذف ضابطه داشتن وكيل براي متهم در كليه مراحل دادرسي نوآوري و شكوفايي قضايي و نسخ و پاكسازي قوانين دست‌و‌پاگير نيست؟
آيا در امر احوال شخصيه تغيير سن رشد به سن بلوغ و از 18سال تمام شمسي به 9سال قمري در مورد دختران و 15سال قمري در پسران بهترين دستآورد در زمينه حقوق فردي و شخصي نيست؟
آيا تغيير قانون احوال شخصيه و كم كردن سن كيفري بهترين دستآورد قضايي و نوآوري حقوقي و تقنيني نيست؟
آيا اعدام نوجوانان كمتر از 18 سال نوآوري و شكوفايي قضايي نيست؟
آيا ابداع جرائم بي‌پايه و اساس و تماماً واهي و نهادينه كردن آن؛ نوآوري و شكوفايي حقوقي ـ قضايي نيست؟
آيا اجازه استفاده از شناسنامه مردگان در انتخابات قلابي نوآوري و شكوفايي حقوقي‌ـ سياسي نيست؟
آيا تغيير قانون ديه و نصف كردن آن در موردي كه زنان موضوع جرم ارتكاب شده باشند‌ نوآوري و شكوفايي قضايي نيست؟
آيا داشتن اجازه براي پرتاب پاره آجر و تكه بلوك و سنگهاي بزرگ بجاي سنگ با ابعاد معين براي سنگسار زنان جزء درخشانترين دستآوردهاي قضايي و شكوفايي تاريخ قانونگذاري و اثبات عملي اصل قانوني بودن جرائم و مجازاتها نيست؟
آيا دفن كردن جسم محكومين به سنگسار قبل از اجراي حكم در مورد مردان تا كمر و در مورد زنان تا سينه و بلكه بالاتر، جزء حقوق شهروندي و حقوق مكتسبه مردان و زنان و از بهترين دستآوردهاي حقوقي ـ قضايي نيست؟
آيا نسخ قانون حمايت خانواده و جايگزين كردن لايحه‌يي كه به مردان اجازه مي‌دهد تا چهار زن دائمي و بي نهايت زن صيغه‌يي داشته باشند از قويترين نوآوريها و دستآوردهاي تقنيني‌ـ حقوقي عصر حاضر نيست؟
آيا…
حالا آيا مي‌بينيد كه نوآوري و شكوفايي مورد نظر ولي‌فقيه ارتجاع و شاهرودي جنايتكار چيست؟

قربانيان معصوم يك كشتار


آگهي مراسم ترحيم سه كودكي كه توسط مأموران نيروي انتظامي در جريان حمله به مردم ايوان غرب كشته شدند
همان‌طور كه در اخبار هفته قبل آمده بود روز شنبه 7ارديبهشت مردم خشمگين ايوان غرب در استان ايلام به خيابانها ريختند و با تهاجم به بانكها و ادارات دولتي با مأموران سركوبگر درگير شدند. مأموران جنايتكار نيروي انتظامي به روي مردم آتش گشودند و ده تن از آنان را به شهادت رسانيد.
در ميان كشته شدگان يك كودك 5ساله و سه دانش آموز به چشم مي‌خورند. اسامي سه تن از كشته‌شدگان كسري ميري، اشكان بي باك، و حامد اسدي اعلام شد.
روز 16ارديبهشت 87 آژانس خبري ايران خبر عكسي منتشر كرد كه سه تن از كشته شدگان ايوان غرب را تعيين هويت مي‌كرد.
اين سه قرباني معصوم، سه دانش‌آموز به اسامي ميلاد حسني، اشكان بي‌باك، و كسري ميري نام داشتند. در آگهي مجلس ترحيم اين سه كودك آمده است:

باي ذنب قتلت
نوگلي پرورده بودم خاك از دستم ربود
آن چنان در بر گرفت انگار در عالم نبود.
سالها زحمت كشيدم تا گلي پرورده شد
ناگهان پيك اجل آن غنچه را از من ربود
به مناسبت هفتمين روز درگذشت نوجوانان عزيز گلهاي پرپر شده.
در پي اين جنايت هولناك مقاومت ايران كليه سازمانها و مجامع مدافع حقوق بشر را به محكوم كردن اعمال سركوبگرانه رژيم آخوندي عليه مردم ايران فراخواند.

گريه كن سرزمين من، براي كودكان گريانت!



گريه كن سرزمين من،
گريه كن براي كودكانت،
براي كودكان گرياني كه روزهايشان
در خيابانها به حراج گذاشته شده
و شبها،
گرسنگي خود را با يكديگر
در زير پلها تقسيم مي‌كنند
گريه كن سرزمين من براي امروزمان
و شاد باش
در روزي كه كودكانت مي‌خندند

روز 15ارديبهشت، شهرداري تهران يك طرح ضربتي براي جمع‌آوري كودكان خياباني را سطح شهر تهران شروع كرد.
اين طرح با دجالگري تمام تحت عنوان جمع‌آوري «متكديان و كودكان متكدي اتباع بيگانه در تهران» صورت گرفت.
مدیرکل آسیبهای اجتماعی شهرداری تهران گفت: در مرحله نخست طرح، کودکان اتباع خارجی جمع‌آوری خواهند شد. وي مدعي شد: «در 10تا 15 روز اخیر، دوباره هجوم متکدیان به شهر تهران افزایش یافته است» وي افزود: «شهرداری تهران این بار به صورت ویژه کودکان اتباع بیگانه را که دست به تکدی‌گری و هم‌چنین شغلهای کاذب می‌زنند جمع‌آوری می‌کند».
اين مزدور بيرحم كه بر بي‌پناهي هزاران كودك محروم و گرسنه چشم بسته است مدعي شد: »شهرداری تهران حدود 2سال است که به صورت مستمر، متکدیان و کارتن‌خوابها را از سطح شهر جمع‌آوری می‌کند». اما وي نگفت كه توليد‌كننده اصلي اين همه كودك گرسنه و بي‌پناه چه كسي است؟

افزايش آمار دختران فراري و توجيهات ابلهانه


افزايش روزافزون آمار دختران فراري است. فرار دختران كه هيچ عاملي جز حاكميت اين رژيم جنايتكار ندارد خود بازتابهاي دردناكي در جامعه دارد كه يكي از آنها شيوع قتلهاي موسوم به ناموسي است. حال ببينيم رئيس پليس آگاهي استان خوزستان در اين باره به خبرگزاري ايسنا (10 ارديبهشت1387) چه اعترافاتي كرده، و با چه توجيهات ابلهاني‌يي سعي كرده اصل قضايا را بپوشاند: «رئيس پليس آگاهي استان خوزستان، 75درصد گمشدگان استان را دختران و زنان و علت ناپديدي بيشتر آنها را فرار از خانه عنوان كرد.
سرهنگ مختاري‌فرد گفت بر اساس گزارشهاي موجود، سن اغلب دختران و زنان گمشده در ايران 15 تا 20سال بوده و عمليات و بررسيهاي پليس در اين موارد، منتج به اين مي‌شود كه افراد گمشده، اغلب از خانه فرار كرده‌اند.
وي در ادامه با ابراز تاسف از افزايش آمار قتل نفس در خوزستان به ويژه در اهواز، گفت: بيشترين آمار تجاوز به عنف در استان خوزستان پس از آبادان، مربوط به اهواز است. مجرمان به شيوه‌هاي متفاوت، در پوشش مسافركش‌، افراد را از مركز شهر مي‌ربايند و به حاشيه شهرها مي‌برند.
وي، سن اين متهمان را بين 20 تا 28سال عنوان و نسبت به كاهش سن مجرمان تجاوز به عنف در استان ابراز تأسف كرد.
سرهنگ مختاري‌فرد در ادامه گفت‌ بيش از40درصد قتلها در خوزستان را از نوع ناموسي توصيف و اعلام كرد. استان خوزستان، از نظر آمار قتلهاي ناموسي، پس از استان سيستان‌وبلوچستان، در رتبه دوم كشوري قرار دارد.
وي گفت: از آن‌جا كه در اين نوع قتلها معمولاً ولي‌ دم، خود، قاتل است، حداكثر مجازات براي متهم، 8سال زندان است.