عزيز پاكنژاد
هشتمين قطعه از تئاتر روحوضي «انتخابات مجلس رژيم» با كارگرداني آخوند خامنهاي و با شركت دلقكهاي هفت خط اين شيادخانه در ايران به نمايش درآمد. برداشتهاي مختلفي كه از اين نمايش تكراري و خسته كننده در اينجا و آنجا اعلام شد، نشان داد كه اين بار تنها بخشي از «خودي ها» و نه همه اندامهاي اين نظام منحوس، در آن شركت داشته و از آن استقبال كرده اند.
ناظرين خارجي و بهخصوص دولتهاي طرف معامله رژيم كه از قرار معلوم محاسبهيي غيرواقعي در محتواي اين نمايش و برآيندهاي آن داشتهاند، اعلام كردند كه اين انتخابات با هيچ معياري نمي تواند «آزاد، منصفانه و دموكراتيك» بوده باشد.
در درون كشور، كساني كه سعي در پيدا كردن انعطافي ولو بسيار اندك از طرف باند خامنهاي داشته و براي انتخاب شدن بعضي از چهرههاي معروف باندهاي اصلاح طلب حكومتي تلاش ميكردند، بعد از پايان اين راهبندان مصنوعي، كل اين نمايش را «براي مخفي كردن نبود دموكراسي در ايران» نام دادند و نا اميدي خود را از گشايش در اين رژيم اعلام كردند.
اما مردم ايران اين بار هم با تحريم سراسري و نخريدن بليت اين نمايش تكراري، به نداي مقاومت برحق و سازمانيافته خود پاسخ دادند و به عربدهكشاني كه آنها را با تبليغات گوناگون و بدلايل مختلف به شركت در اين نمايش ترغيب ميكردند، جواب دندانشكني دادند.
از مجموعه اين نتيجهگيريهاي واضح و آشكار كه بر زبان و قلم بسياري از ايرانيان جاري است اگر بگذريم ، نگاهي كوتاه بر روند و نتايج حاصله از آن در رابطه با اهداف كلي و راهبردي كه اين نمايش براي رژيم و سرنوشت آن در آينده نزديك و نه خيلي دور، داشته و دارد به چند نتيجه ديگر مي رسيم كه عبارتند از:
ـ مجلس هشتم رژيم تا اين مرحله، با هر نتيجهيي كه دور دوم آن براي رژيم به بار آورد، يك مجلس ژلاتيني و تسخيرشده توسط باند خامنهاي و احمدينژاد و مطيع سياستهاي استراتژيك دو پايه آن (طرحهاي اتمي و دخالت در عراق) خواهد بود. پس ميشود نتيجه گرفت كه اين باند براي پيشبرد اهداف خود دست بازتري پيدا خواهد كرد.
ـ نتايج حاصله و تركيب كساني كه اجازه ورود به اين مجلس پيدا كردهاند، پيامي روشن به دولتهاي طرفدار معامله و مماشات با اين رژيم است كه از فكر پيدا كردن راهي براي منعطف كردن اين رژيم در سياست «اتميزه» كردن خود، خارج شوند.
ـ سومين پيام اين معركهگرداني ولايت مطلقه، به كساني است كه در درون اين رژيم براي رسيدن به جاه و مقامي در كنار اين باند تلاش كردند و به نتيجه نرسيدند. اين پيام بسيار صريح و روشن است. به آنها ميگويد در اين مرحله خطير كه رهبر رژيم با تمام سرمايه و امكانات براي حفظ و بقاي اين رژيم پوسيده به ميدان آمده، هرگونه مخالفخواني بهخصوص در مورد سياستهاي كلان رژيم جايز نيست و بايد هرچه زودتر بدون كوچكترين ترديد و يا ترس از تهديدات خارجي به سلاح اتمي دست يافت تا تضمين ماندن داشته باشيم.
در نگاهي واقعگرا و پراگماتيستي به كل اين قضيه و بهخصوص با ديدن مسيري كه خامنهاي، رژيم خود را در چند سال گذشته در آن هدايت كرده است، ميتوان پي برد كه روشنترين تحليل كه در عين حال تنها تحليل درست از سرنوشت محتوم اين رژيم است را خامنهاي و باند حاكم بر ايران دارند و دنبال ميكنند. خامنهاي و باند او اساساً بر سياست نظاميگري درقدرت ميكوبند و سپاه پاسداران را به شكلي بي سابقه در رأس امور قرار دادهاند. او و باندش بهخوبي و روشني ميدانند كه در دنيا بسياري چيزها عوض شده و رژيمي با مختصات موجود حتي با تركيب قبلي يعني حاكميت باندهاي «اصلاحطلب حكومتي» ديگر محلي از اعراب در ايران ندارد و شرايط امروز جهان اين رژيم را در كليتش بر نميتابد. خامنهاي به درستي دريافته كه براي ماندن در قدرت بايد تمامي ظرفيتهاي ارتجاعي و تروريستي خود و رژيمش را بهكار گيرد تا بتواند چند صباحي ديگر به حكمراني ادامه دهد. از عملكرد رژيم ميتوان فهميد كه هيچگونه پرنسيپ انساني و متمدنانه نميتواند در اين سياستها و روشها جايي داشته باشد. چون هرگونه ملاحظهكاري در هر زمينهيي كه به نوعي بهنفع مردم ايران و حتي منطقه خاورميانه منجر گردد، بهضرر اين سياست است و بايد با تمام قوا از طرف او و باندش سركوب و انكار شود.
واقعيت روشن ديگري كه امروزه در هرجا و هر حيطهيي كه رژيم در آن قدم ميگذارد، به چشم ميخورد اين است كه سياست مماشات و معامله با اين رژيم بهرغم خطرات عظيم و تهديدات استراتژيك آن براي منطقه و جهان، وجود دارد و تمايل به ادامهيابي آن همچنان در محافل گوناگون به چشم ميخورد و رژيم از فوايد آن سود ميبرد. اين سياست كه در گذشته اوجي درخشان(!) داشته و بسياري را به نان و آب رسانده است، امروزه آخرين تلاشهاي خود را بهكار ميگيرد تا شايد بتواند وضعيت موجود را حفظ كند. باند خامنهاي در جادهيي يك طرفه فوايد آن را مزه مزه ميكند ولي تلاشي براي تقويت زيرساختهاي آن براي آينده، نميتواند بكار ببندد. اين را البته نبايد به عدم «آينده نگري» ولي فقيه تعبير كرد. اتفاقا اين باند با درك خاتمه محتوم اين سياست و عدم همخواني آن با راهي كه خود در پيش گرفتهاند، ادامهيابي و موجوديت آن را به نفع خود نميدانند و بهدرستي فكر ميكنند كه اين سياست بهدليل اينكه آبشخور آن بيشتر باندهاي ديگر اين رژيم بودهاند و بههرحال بهكارگيري آن به نفع رقباي «كودن و نفهم» شان تمام ميشود، هركاري ميكنند تا آن را فقط به عنوان وسيلهيي براي اتلاف وقت در راه اهداف خود به كار گيرند و نه چيز ديگري. هيچ حساب طولاني مدت براي اين سياست قائل نيستند و تقويت آنرا از فكر خود بيرون كردهاند.
نكته ديگري هم در جريان اين نمايش در خارج از رژيم ديده شد كه در عين بيارزش بودن ماهوي آن، بد نيست به آن اشاره شود. در ميان بهاصطلاح اپوزيسيون رژيم درخارج كشور، اندك كساني هم بودند كه براي گرم كردن اين معركه فراخوانهاي دنكيشوتي، دادند و با قلب واقعيتهاي موجود، خود را در لجنزار ولايت فقيه غرق كردند. كاري كه اين قبيل اشخاص ميكنند در واقعيت امر تغييري نميدهد اما معرفي اين قبيل اشخاص تحت عنوان اپوزيسيون توسط رسانه هاي دولتي در خارج كشور سياستي مطرود است كه بايد هرچه بيشتر افشا شود.
حاصل اين نمايشها، از جمله همين تئاتر آخر، به هراس بيشتركليت رژيم از آينده و سرنوشت دردناكي كه مردم ايران برايشان رقم زدهاند انجاميده و شعر و شعارهايي كه خامنهاي و احمدي نژاد از صبح تا شب سر ميدهند، براي پنهان كردن دردهايي است كه تمام پيكر اين رژيم را در بر گرفته و هيچ دارويي براي آن نمييابند.
هشتمين قطعه از تئاتر روحوضي «انتخابات مجلس رژيم» با كارگرداني آخوند خامنهاي و با شركت دلقكهاي هفت خط اين شيادخانه در ايران به نمايش درآمد. برداشتهاي مختلفي كه از اين نمايش تكراري و خسته كننده در اينجا و آنجا اعلام شد، نشان داد كه اين بار تنها بخشي از «خودي ها» و نه همه اندامهاي اين نظام منحوس، در آن شركت داشته و از آن استقبال كرده اند.
ناظرين خارجي و بهخصوص دولتهاي طرف معامله رژيم كه از قرار معلوم محاسبهيي غيرواقعي در محتواي اين نمايش و برآيندهاي آن داشتهاند، اعلام كردند كه اين انتخابات با هيچ معياري نمي تواند «آزاد، منصفانه و دموكراتيك» بوده باشد.
در درون كشور، كساني كه سعي در پيدا كردن انعطافي ولو بسيار اندك از طرف باند خامنهاي داشته و براي انتخاب شدن بعضي از چهرههاي معروف باندهاي اصلاح طلب حكومتي تلاش ميكردند، بعد از پايان اين راهبندان مصنوعي، كل اين نمايش را «براي مخفي كردن نبود دموكراسي در ايران» نام دادند و نا اميدي خود را از گشايش در اين رژيم اعلام كردند.
اما مردم ايران اين بار هم با تحريم سراسري و نخريدن بليت اين نمايش تكراري، به نداي مقاومت برحق و سازمانيافته خود پاسخ دادند و به عربدهكشاني كه آنها را با تبليغات گوناگون و بدلايل مختلف به شركت در اين نمايش ترغيب ميكردند، جواب دندانشكني دادند.
از مجموعه اين نتيجهگيريهاي واضح و آشكار كه بر زبان و قلم بسياري از ايرانيان جاري است اگر بگذريم ، نگاهي كوتاه بر روند و نتايج حاصله از آن در رابطه با اهداف كلي و راهبردي كه اين نمايش براي رژيم و سرنوشت آن در آينده نزديك و نه خيلي دور، داشته و دارد به چند نتيجه ديگر مي رسيم كه عبارتند از:
ـ مجلس هشتم رژيم تا اين مرحله، با هر نتيجهيي كه دور دوم آن براي رژيم به بار آورد، يك مجلس ژلاتيني و تسخيرشده توسط باند خامنهاي و احمدينژاد و مطيع سياستهاي استراتژيك دو پايه آن (طرحهاي اتمي و دخالت در عراق) خواهد بود. پس ميشود نتيجه گرفت كه اين باند براي پيشبرد اهداف خود دست بازتري پيدا خواهد كرد.
ـ نتايج حاصله و تركيب كساني كه اجازه ورود به اين مجلس پيدا كردهاند، پيامي روشن به دولتهاي طرفدار معامله و مماشات با اين رژيم است كه از فكر پيدا كردن راهي براي منعطف كردن اين رژيم در سياست «اتميزه» كردن خود، خارج شوند.
ـ سومين پيام اين معركهگرداني ولايت مطلقه، به كساني است كه در درون اين رژيم براي رسيدن به جاه و مقامي در كنار اين باند تلاش كردند و به نتيجه نرسيدند. اين پيام بسيار صريح و روشن است. به آنها ميگويد در اين مرحله خطير كه رهبر رژيم با تمام سرمايه و امكانات براي حفظ و بقاي اين رژيم پوسيده به ميدان آمده، هرگونه مخالفخواني بهخصوص در مورد سياستهاي كلان رژيم جايز نيست و بايد هرچه زودتر بدون كوچكترين ترديد و يا ترس از تهديدات خارجي به سلاح اتمي دست يافت تا تضمين ماندن داشته باشيم.
در نگاهي واقعگرا و پراگماتيستي به كل اين قضيه و بهخصوص با ديدن مسيري كه خامنهاي، رژيم خود را در چند سال گذشته در آن هدايت كرده است، ميتوان پي برد كه روشنترين تحليل كه در عين حال تنها تحليل درست از سرنوشت محتوم اين رژيم است را خامنهاي و باند حاكم بر ايران دارند و دنبال ميكنند. خامنهاي و باند او اساساً بر سياست نظاميگري درقدرت ميكوبند و سپاه پاسداران را به شكلي بي سابقه در رأس امور قرار دادهاند. او و باندش بهخوبي و روشني ميدانند كه در دنيا بسياري چيزها عوض شده و رژيمي با مختصات موجود حتي با تركيب قبلي يعني حاكميت باندهاي «اصلاحطلب حكومتي» ديگر محلي از اعراب در ايران ندارد و شرايط امروز جهان اين رژيم را در كليتش بر نميتابد. خامنهاي به درستي دريافته كه براي ماندن در قدرت بايد تمامي ظرفيتهاي ارتجاعي و تروريستي خود و رژيمش را بهكار گيرد تا بتواند چند صباحي ديگر به حكمراني ادامه دهد. از عملكرد رژيم ميتوان فهميد كه هيچگونه پرنسيپ انساني و متمدنانه نميتواند در اين سياستها و روشها جايي داشته باشد. چون هرگونه ملاحظهكاري در هر زمينهيي كه به نوعي بهنفع مردم ايران و حتي منطقه خاورميانه منجر گردد، بهضرر اين سياست است و بايد با تمام قوا از طرف او و باندش سركوب و انكار شود.
واقعيت روشن ديگري كه امروزه در هرجا و هر حيطهيي كه رژيم در آن قدم ميگذارد، به چشم ميخورد اين است كه سياست مماشات و معامله با اين رژيم بهرغم خطرات عظيم و تهديدات استراتژيك آن براي منطقه و جهان، وجود دارد و تمايل به ادامهيابي آن همچنان در محافل گوناگون به چشم ميخورد و رژيم از فوايد آن سود ميبرد. اين سياست كه در گذشته اوجي درخشان(!) داشته و بسياري را به نان و آب رسانده است، امروزه آخرين تلاشهاي خود را بهكار ميگيرد تا شايد بتواند وضعيت موجود را حفظ كند. باند خامنهاي در جادهيي يك طرفه فوايد آن را مزه مزه ميكند ولي تلاشي براي تقويت زيرساختهاي آن براي آينده، نميتواند بكار ببندد. اين را البته نبايد به عدم «آينده نگري» ولي فقيه تعبير كرد. اتفاقا اين باند با درك خاتمه محتوم اين سياست و عدم همخواني آن با راهي كه خود در پيش گرفتهاند، ادامهيابي و موجوديت آن را به نفع خود نميدانند و بهدرستي فكر ميكنند كه اين سياست بهدليل اينكه آبشخور آن بيشتر باندهاي ديگر اين رژيم بودهاند و بههرحال بهكارگيري آن به نفع رقباي «كودن و نفهم» شان تمام ميشود، هركاري ميكنند تا آن را فقط به عنوان وسيلهيي براي اتلاف وقت در راه اهداف خود به كار گيرند و نه چيز ديگري. هيچ حساب طولاني مدت براي اين سياست قائل نيستند و تقويت آنرا از فكر خود بيرون كردهاند.
نكته ديگري هم در جريان اين نمايش در خارج از رژيم ديده شد كه در عين بيارزش بودن ماهوي آن، بد نيست به آن اشاره شود. در ميان بهاصطلاح اپوزيسيون رژيم درخارج كشور، اندك كساني هم بودند كه براي گرم كردن اين معركه فراخوانهاي دنكيشوتي، دادند و با قلب واقعيتهاي موجود، خود را در لجنزار ولايت فقيه غرق كردند. كاري كه اين قبيل اشخاص ميكنند در واقعيت امر تغييري نميدهد اما معرفي اين قبيل اشخاص تحت عنوان اپوزيسيون توسط رسانه هاي دولتي در خارج كشور سياستي مطرود است كه بايد هرچه بيشتر افشا شود.
حاصل اين نمايشها، از جمله همين تئاتر آخر، به هراس بيشتركليت رژيم از آينده و سرنوشت دردناكي كه مردم ايران برايشان رقم زدهاند انجاميده و شعر و شعارهايي كه خامنهاي و احمدي نژاد از صبح تا شب سر ميدهند، براي پنهان كردن دردهايي است كه تمام پيكر اين رژيم را در بر گرفته و هيچ دارويي براي آن نمييابند.



