حقيقت در بـرابـر دروغ ـ مروري برگزارش هيأت پارلمان اروپا دربارة گزارش مغرضانة «ديدبان» عليه مجاهدين(۸)



شهر اشرف ـ مراسم بزرگداشت 19 و 22 بهمن 1384 ـ دسته موزيك




در هشتمين قسمت از مرور گزارش، نكات شايان‌توجهي در مورد رفتار مغرضانه ديدبان در برخورد با مجاهدين و متقابلاً بازارگرمي ديدبان براي مانورهاي شيادانه حكومت آخوندي به‌منظور سرپوش‌گذاشتن بر نقض حقوق‌بشر در ايران، از نظر خوانندگان عزيز مي‌گذرد. هيأت پارلمان اروپا با تحقيق مستند و مستدل، نشان مي‌دهد كه روش كار ديدبان، ناقض ابتدايي‌ترين اصول ناظر بركار يك سازمان مدعي دفاع ازحقوق‌بشر است.





چرا ديدبان از اشرف بازديد نكرد؟

هيأت پارلمان اروپا به بررسي رفتار و روش برخورد ديدبان در قبال مجاهدين پرداخته و در گزارش خود با تلاش و تحقيق ارزشمندي نشان داده است كه رفتار «ديدبان حقوق‌بشر» به‌هيچ‌وجه با روشهاي كار يك سازمان مدافع حقوق‌بشر منطبق نيست و به همين دليل هم در گزارش اخير كه موضوع تحقيق ديدبان بوده و هم در سالهاي گذشته با اعتراضات گسترده‌يي از سوي شخصيتهاي برجسته مدافع حقوق‌بشر رو‌به‌رو شده است. گزارش در اين زمينه مي‌نويسد:
خواندن نامه‌يي از لرد ايوبري به ديدبان حقوق‌بشر در خرداد1384 منجر به كشف يك دهه مكاتبه بين ديدبان حقوق‌بشر، لرد ايوبري و سازمان مجاهدين در خصوص اتهاماتي مشابه آن‌چه كه در گزارش آمده است، شد. اين مكاتبات به‌طور‌خاص در سال‌1373 و مجدداً در 1376 صورت گرفته است. در اين سالها الهه هيكس از ديدبان حقوق‌بشر، تحقيقاتي در‌مورد مجاهدين انجام مي‌داد.
لرد ايوبري در نامه خود (4خرداد84) اظهار مي‌دارد كه او گزارش ديدبان عليه مجاهدين را با «… نوعي احساس “رويت دوباره آن‌چه پيش از اين ديده‌ام” خواندم، چرا كه در سال‌1994 نامه‌نگاريهايي با كريستوفر جورج و بعدها در سال‌1997 نامه‌نگاريهايي با كنث راث، اريك گولدشتاين و هاني مگالي از ديدبان حقوق‌بشر داشتم»(1).
گزيده‌يي از خلاصه اين مكاتبات در زير بررسي شده كه نشاندهنده يك تمايل مستمر از طرف مجاهدين براي قرار‌گرفتن تحت موشكافي بيروني و عدم‌استفاده ديدبان حقوق‌بشر از اين فرصت است.
در 14‌مهر‌1373، ديدبان حقوق‌بشر طي نامه‌يي از مسعود رجوي خواست كه از پايگاههاي مجاهدين در عراق بازديد كند «… تا ته قضيه اين اتهامات را در بياورد»(2).
روز بعد، شوراي ملي مقاومت در پاسخ به‌درخواست ديدبان حقوق‌بشر اطلاعيه‌يي صادر كرد. اين امر يعني صدور اطلاعيه شورا، در نامه كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر مورخ 3‌آبان‌1373 تصديق شده است. كريستوفر جرج در آن نامه مي‌نويسد: «ما استقبال مي‌كنيم كه سازمان شما براي انجام يك بازديد دعوت كرده است» اما وي در ادامه به‌طور شگفت‌آوري اظهار مي‌دارد: «از آن‌جا كه هيچ جواب مستقيمي به نامه‌مان دريافت نكرديم، درخواستمان را تكرار مي‌كنيم…»(3).
در مورد اين موضوع، لرد ايوبري مي‌نويسد: «… نامه (14‌مهر‌1373 ديدبان كه خطاب به آقاي رجوي نوشته شده بود) قبل از اين‌كه فرستاده شود، چه رسد به اين‌كه آقاي رجوي آن‌را دريافت كند، به ايرنا (خبرگزاري جمهوري اسلامي) داده شده بود… نسخه‌هاي آن از قبل در دست خبرگزاري و نمايندگي رژيم ايران در واشينگتن بود»(4).
او در ادامه مي‌نويسد: «… ادب و نزاكت عام حكم مي‌كرد كه اطمينان حاصل كنيد گيرنده اصلي، نامه را قبل از اين‌كه در روزنامه‌ها ظاهر شود، ببيند»(5).
اما آقاي رجوي به نامه 3 آبان‌1373 كريستوفر جرج اين‌گونه پاسخ داد: «… موضعگيري 7 اكتبر (15مهر) من در پاسخ به موضعگيري و نامه 6 اكتبر شما برايتان با پست سفارشي ارسال گرديد و شما آن را دريافت نموديد… در مورد نامه 6 اكتبر (14مهر) شما، به‌خصوص از اين جهت متأسفم كه ابتدا خبر آن را از خبرگزاري رژيم خميني شنيدم. در‌واقع اين نامه در همان روز نگارش توسط ديكتاتوري مذهبي و تروريستي حاكم بر ايران وسيعاً منعكس گرديد و اين درحالي بود كه آقاي محمد محدثين، نماينده رسمي ما و مسئول كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت ايران، در ساعت5 بعد‌از‌ظهر همان روز (6 اكتبر) در دفتر «ديدبان حقوق‌بشر ـ خاورميانه» حضور داشت، اما از ارائه نامه به وي خودداري شده بود. آقاي محدثين هم‌چنين در آوريل و سپتامبر 94 در ملاقات با مدير قبلي مؤسسه شما و خودتان براي بازديد از قرارگاه‌هاي مقاومت ايران در خاك عراق دعوت به‌عمل آورده بودكه به آن پاسخ داده نشد»(6).
آقاي رجوي طي نامه‌اش يك بار ديگر از ديدبان حقوق‌بشر براي بازديد از پايگاههاي مجاهدين دعوت كرد و پرسيد: «آيا اقتضاي بيطرفي يك سازمان ناظر بر حقوق‌بشر اين نبود كه قبل از موضعگيري علني و وارد‌كردن اتهامات، آنها (مجاهدين و رزمندگان مقاومت ايران) را از نزديك مورد بازديد و سؤال و جواب قرار مي‌داديد؟» (7).
آقاي رجوي در همان نامه نوشت: «مطمئناً هر‌‌وجدان منصفي به من حق مي‌دهد كه وقتي دعوتهاي پيشين ما بلاجواب مانده و به ناگهان با موضعگيري و اتهامات متعدد 6 اكتبر شما مواجه مي‌شويم، قوياً نسبت به يك تحقيق بيطرفانه از سوي سازمان شما دچار شك و ابهام مي‌باشيم.»(8).
آقاي رجوي در ادامه پيشنهاد مي‌كند كه ديدبان حقوق‌بشر نماينده‌يي به پاريس بفرستد و چگونگي ديدار را با آقاي محدثين در ميان بگذارند. وي افزود: «… اكنون كه در صدد بازديد از قرارگاههاي ارتش آزاديبخش ملي ايران هستيد… نماينده‌يي به پاريس بفرستيد تا با آقاي محدثين، مسئول كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت، در مورد گردش كار و جزئيات بازديدتان ـ هم‌چنان‌كه در اين موارد مرسوم است ـ به توافق برسند»(9).
لرد ايوبري كه عصباني شده بود به ديدبان حقوق‌بشر نوشت كه اگر شما واقعاً قصد داريد از سازمان مجاهدين در عراق بازديد كنيد «… به نظرم بايد بازيهايتان را قطع كرده» و « به جزئيات اسامي و تاريخها بپردازيد»(10).
فهرست اين نامه‌نگاريها فاش مي‌سازد كه مجاهدين از سال‌1373 مستمراً ديدبان حقوق‌بشر را به ديدار از پايگاههايشان در عراق دعوت مي‌كرده‌اند تا با بازديد از سايتهايي كه اتهام زده مي‌شود بدرفتاريها در آن‌جا صورت گرفته و از طريق ديدار و مصاحبه با افرادي كه اتهام بدرفتاري به آنها زده مي‌شود، يك تصميم از روي علم و اطلاع در‌مورد اتهامات بدرفتاري بگيرد. اين دعوتها هم در نامه‌هاي رسمي آقاي مسعود رجوي و هم به‌طور حضوري و شفاهي توسط مقامات شوراي ملي مقاومت در دفتر ديدبان حقوق‌بشر در نيويورك به‌عمل آمد.
لرد ايوبري در سال‌1376 در نامه‌يي به ديدبان حقوق‌بشر مي‌نويسد: «… به اعتبار خود‌ـ كه با خطاي حافظه شما در رابطه با دعوت چيزي به آن افزوده نشده‌ـ فكركنيد… وقتي كه يك دعوت خوب هنوز روي ميز موجود است و براي دو سال و سه ماه آن‌جا بوده است، شما به سختي مي‌توانيد در انتظار دريافت دعوت ديگري باشيد»(11).
به‌دنبال گزارش اخير، وقتي كه از ديدبان در مصاحبه‌يي با راديو فردا راجع به‌دعوت مجاهدين براي ديدار از عراق سؤال شد، جو استورك، مدير بخش خاورميانه و آفريقاي ديدبان حقوق‌بشر در واشينگتن، پاسخ داد: «اين اولين باري است كه من از آن مي شنوم. اين تنها چيزي است كه من مي‌توانم به شما بگويم… اين اولين باري است كه چنين چيزي مي‌شنوم»(12).
لرد ايوبري در خصوص اين اظهارات آقاي استورك به وي نامه نوشت و گفت: «باور‌كردن حرف شما ناممكن است. من نمي‌توانم باور كنم كه ديدبان حقوق‌بشر آن‌چنان ناكارآمد است كه همه اطلاعات مربوط به اين موضوع جنجال‌برانگيز را از دست داده است، آن‌هم بعد از آن كه من خودم در چند نامه به ديدبان حقوق‌بشر موضوع دعوتهاي مكرر از آنها را يادآوري كرده بودم. به گمان من شما كاملاً مطلع بوديد كه ديدبان حقوق‌بشر به بازديد از كمپهاي مجاهدين دعوت شده بود، اما به دلايل سياسي تصميم گرفتيد اين را تكذيب كنيد»(13).
جواستورك در مصاحبه دوم خود با راديو فردا در 8‌خرداد‌1384، ادعاي اول خود را تغيير داد و اين بار اظهار داشت كه ديدبان حقوق‌بشر تصميم گرفت كه به عراق نرود، زيرا اين كشور تحت حاكميت صدام حسين بود.
اين اظهارات، اين سؤال واضح را مطرح مي‌كند كه اگر موضوع از اين قرار بود، پس چرا ديدبان حقوق‌بشر در نامه 14‌مهر‌1373 خود درخواست بازديد از پايگاههاي مجاهدين را كرد‌؟
شايان تأمل است كه آقاي استورك يك دليل كاملاً متفاوت ديگر هم براي عدم بازديد از قرارگاه ارائه مي‌دهد و در جاي ديگري مي‌گويد كه ديدبان حقوق‌بشر در جريان تهيه گزارش خود با ارتش آمريكا در عراق مشورت كرد به گفته او، آنها اجازه اين سفر را ندادند(14).
اين ادعاي سوم هم به نوبه خود سؤالات ديگري را مطرح مي‌كند. اگر ارتش آمريكا از صدور اجازه سفر براي ديدبان سرباز زده بود، پس چرا ديدبان اين امر را در گزارش ذكر نكرد و مدارك و شواهدي در‌مورد اين سرباز زدن ارائه نداد؟
علاوه براين، چرا ديدبان حقوق‌بشر با مجاهدين يا شوراي ملي مقاومت تماس نگرفت تا از آنها براي تسهيل سفرشان به قرارگاه اشرف يا حداقل براي تسهيل تماس بين ديدبان حقوق‌بشر و اعضا و مقامات مجاهدين در قرارگاه اشرف، كمك بگيرد؟
با توجه به دهها ديدار صورت گرفته از اشرف توسط پارلمانترهاي اروپايي و آمريكاي شمالي، شخصيتها، وكلا، سازمانهاي غير‌دولتي، بانكهاي فكري، نمايندگان صليب سرخ و مطبوعات، پس از سقوط رژيم صدام حسين، به‌نظر عجيب مي‌آيد كه ارتش آمريكا در عراق، درخواست ديدبان حقوق‌بشر براي بازديد از قرارگاه اشرف را نپذيرفته باشد.
همان‌طور كه لرد ايوبري خطاب به(جو استورك، مدير بخش خاورميانه و آفريقاي ديدبان حقوق‌بشر) مي‌نويسد: «… شما در‌خصوص دلايلتان درمورد عدم‌پذيرش دعوت مجاهدين براي بازديد از قرارگاههايشان در عراق، توضيحات متفاوتي ارائه داده‌ايد. در برنامه راديويي كه من در ايميل قبلي‌ام نقل قول كردم، شما گفتيد كه اولين باري است كه در‌مورد اين دعوت مي‌شنويد ولي بنا به اعتراف خودتان، آن حرف حقيقت نداشت. چون شما اكنون مي‌گوييد كه نمي‌توانستيد در زماني كه صدام حسين در راس امور بود از عراق عبور كنيد، هر‌چند كه ديگران توانستند بدون هيچ مشكلي اين كار را انجام دهند. هم‌چنين در اواسط دهه‌90 كه ديدبان حقوق‌بشر چندين دعوت دريافت كرد‌ـ كه فكر مي‌كنم شما از آنها مطلع بوديد‌ـ اين دليل مطرح نشد. ظاهراً اكنون شما مي‌گوييد كه نتوانستيد از مسئولان ارتش آمريكا اجازه ديدار از اشرف را بگيريد. اجازه بدهيد كه به اين موضوع شك كنم…»(15).


چرا به مجاهدين حق پاسخ داده نشد؟


گزارش هيأت پارلمان اروپا در ادامه بررسي رفتار مغرضانه ديدبان حقوق‌بشر موضوع پايمال‌كردن حق دفاع و ابراز‌نظر مجاهدين در‌خصوص اتهامات را نيز مورد توجه قرار داده است. گزارش با نقل اظهار نظرها و نگرانيهاي شديد حقوقدانان برجسته و مدافعان حقوق‌بشر از نقض اين حق پايه‌يي توسط يك سازمان مدافع حقوق‌بشر، نشان مي‌دهد كه ديدبان برخلاف پرنسيپها و اصول ناظر بر فعاليت حقوق‌بشري فقط خواسته است با انتشار اتهاماتي عليه مجاهدين به زعم خودش به آنها اعتبار بدهد و چهره مجاهدين را چنان كه خواست رژيم ضد‌انساني آخوندهاست مخدوش سازد. گزارش در‌اين‌باره مي‌نويسد:
اين كه چرا ديدبان به مجاهدين حق پاسخ نداده است، يكي از مواردي بود كه مالكوم فاولر، يك وكيل جنايي مجرب و عضو كميته بين‌المللي حقوق‌بشر كانون وكلاي انگستان و ولز، در نامه خود به ديدبان حقوق‌بشر مطرح كرده و نوشته است: «به‌عنوان يك سازمان حقوق‌بشري، بايد بدانيد كه با ندادن امكان و فرصت پاسخگويي به مجاهدين در‌مورد اتهامات وحشتناك به آنها، شما بي‌اعتنايي كامل خود براي ابتدايي‌ترين اصول انصاف و عدالت را نشان داديد. اين اقدام شما مشابه اين است كه در يك محكمه جنايي، قاضي شواهد دادستان را شنيده و بدون هيچ‌گونه تحقيقي آنها را بپذيرد، و سپس اين قضاوت را نوشته و منتشر كند بدون اين‌كه متهمي كه حتي نمي‌دانست مورد محاكمه قرار گرفته است، تنها از طريق رسانه‌ها مطلع شود كه مجرم شناخته شده است»(16).
هم‌چنين لرد اسلين به ديدبان حقوق‌بشر نوشت: «… هيچ‌گونه نشانه‌يي از اين‌كه شما اين اتهامات را با سازمان مجاهدين خلق يا نمايندگان آنها در ميان گذاشته باشيد ديده نمي‌شود. مشخصاً هيچ نشانه‌يي از اظهارات آنها در‌مورد اين اتهامات وجود ندارد. از گزارش شما كاملاً مشخص است كه اين اتهامات را بدون هيچ پرسشي پذيرفته و با انتشار آن، انتظار داريد كه اعتبار بيشتري كسب كنند».
او در ادامه نوشت: «به‌عنوان كسي كه ساليان است نياز به حفاظت از حقوق‌بشر را درك و از تلاشها در اين راستا حمايت مي‌كند، خواهان اين هستم كه كساني كه از حقوق‌بشر سخن مي‌گويند، در رفتار خودشان به نحو شايسته‌يي به آن پايبند باشند. تحقيق‌نكردن در‌مورد اتهاماتي چنين سنگين، پيش از انتشار گسترده آنها، و ندادن امكان ابراز نظر به كساني كه مورد اتهام واقع شده‌اند، باعث نگراني بسيار شديد است»(17).
لرد ايوبري، ديدبان حقوق‌بشر را به‌خاطر ندادن حق پاسخ به مجاهدين در يك دهه پيشتر، به چالش كشيد و اشاره كرد كه ديدبان همان خطا را در اين گزارش هم مرتكب شده است. او خطاب به ديدبان حقوق‌بشر مي گويد : «شما آن اتهامات (پيشين) را بدون اين‌كه به مجاهدين فرصت پاسخ دهيد، منتشر كرديد و حالا مجدداً همان كار كرده‌ايد. من شگفت‌زده هستم كه بعد از انتقادات شديدي كه عمل قبلي شما برانگيخت، شما بازهم درست دانستيد كه چنين قانون ابتدايي عدالت طبيعي را براي بار دوم و با همان هدف، ناديده بگيريد»(18).
در همين زمينه، اعضاي مجلس عوام و اعيان انگليس در يك بيانيه مشترك مي‌نويسند: «ديدبان حقوق‌بشر برخلاف رويه معمول، نظر سازمان مجاهدين خلق را نسبت به اتهامات وارده به اين سازمان را جويا نشده است»(19).
ويلفردونگ، از يك سازمان حقوق‌بشري به نام جوبيلي كمپين، مي‌نويسد: «قبل از انتشار اتهامات، ميبايست تدقيق جامعي در‌مورد آنها صورت مي‌گرفت و ديدبان حقوقبشر ميبايست قبل از انتشار چنين ادعاهايي، به سازماني كه مورد اتهامات جدي قرار گرفته است، فرصت پاسخگويي به اين اتهامات را مي‌داد»(20).
درهمين زمينه، ژان ايو دوكارا، پروفسور حقوق بين‌الملل از پاريس، اضافه مي‌كند كه «ديدبان حقوق‌بشر هم‌چون بسياري از سازمانهاي ديگر به درستي بر حق برخورداري از دادرسي عادلانه براي همگان بر اساس معيارهاي بين‌المللي پافشاري كرده است، اما سازمان شما به مجاهدين كمترين فرصتي براي پاسخ به اين اتهامات جدي قبل از انتشار گزارش نداده است. هم‌چنان كه يك گزارش اخير ديدبان حقوق‌بشر خاطرنشان كرده بود .“اعترافات هرگز نبايد به تنهايي به مثابه مبناي محكوميت محسوب شوند”. “(گزارش آچه در جنگ: شكنجه، بدرفتاري و محاكمه‌هاي ناعادلانه، سپتامبر‌2004)”»(21).


چراديدبان به مصاحبه تلفني استناد كرد؟

گزارش هيأت پارلمان اروپا در تحقق راجع به روشهاي مغرضانه ديدبان، بعد بررسي نقض اصول پايه‌يي در تحقق حقوق‌بشري، اين سؤال را مطرح مي‌كند كه «آيا مصاحبه‌هاي تلفني يك روش كافي و قابل‌تكيه براي جمع‌آوري اطلاعات دست‌اول از نقض حقوق‌بشر است؟». گزارش آن‌گاه در بررسي همين پرسش مي‌نويسد:
يك انتقاد تكراري ديگر در خصوص تصميم ديدبان حقوق‌بشر براي استفاده از تماسهاي تلفني راه دور و بين‌المللي براي انجام مصاحبه با كساني است كه در اتهامات عنوان شده در گزارش به عنوان قربانيان شكنجه معرفي شده‌اند. با توجه به اين كه گفته مي‌شود همه اين شاهدان در اروپا زندگي مي‌كنند و با توجه به اين‌كه ديدبان حقوق‌بشر قطعاً دفاتري در اروپا دارد، باعث تأسف است كه چرا ديدبان حقوق‌بشر صلاح ندانست كه با اين افراد به صورت رو‌در‌رو ديدار كند. به اعتراف خود ديدبان حقوق‌بشر، آنها «با 12 عضو سابق مجاهدين كه در اروپا زندگي مي‌كنند، مصاحبه كردند. اين شاهدان ادعاهاي معتبري ارائه دادند كه زنداني شده بودند و هم‌چنين مورد بدرفتاريهاي فيزيكي و رواني قرار گرفتند»(22).
ويلفرد وونگ، از جوبيلي كمپين، با طرح اين بحث كه آيا ممكن است حقيقت و اعتبار ادعاهاي شكنجه را در پشت تلفن تعيين تكليف كرد؟ مي‌نويسد: «چگونه مي‌توان معتبر‌بودن يا بي‌اعتباربودن افراد را براساس تماس تلفني مورد تأييد قرار داد؟ به‌خصوص وقتي كه آنها مدعي بدرفتاري شديد هستند؟ اين يك رويه استاندارد است كه با قربانيان شكنجه به‌صورت رو‌در‌رو مصاحبه شود. چرا كه زجر و شكنجه‌يي كه آنها تحمل كرده‌اند، در هنگام بيان در چهره‌شان هم به اندازه كلماتشان مشهود است. در عين‌حال، در يك مصاحبه رو‌در‌رو مي‌توان هرگونه آثار و شواهد باقيمانده از شكنجه را روي بدنشان مشاهده كرد يا مي‌توان از آنها شواهد پزشكي گرفت… اما گزارش ديدبان حقوقبشر صرفاً بر ادعاهاي افواهي متكي است»(23).
در همين زمينه نمايندگان مجلس انگلستان اظهار مي‌دارند كه «12‌ساعت مصاحبه تلفني با 12‌نفر براي تهيه يك گزارش مستدل به سادگي ناكافي است. ديدبان حقوق‌بشر نه به اجراي مصاحبه حضوري مبادرت كرده، نه هيچ‌گونه آزمايش پزشكي و فيزيكي براي تشخيص صحت دعاوي انجام داده و نه به هيچ‌گونه بازديد حضوري از اماكني كه ادعا شده چنين نقض حقوق‌بشري در آنها صورت گرفته، اقدام كرده است»(24).
همين امر براي مالكوم فاولر نيز يك موضع نگراني جدي است. مالكوم فاولر اين امر را در گزارش ديدبان مورد توجه قرار داد كه مصاحبه‌ها با 12‌شاهد انجام شده و در مجموع 12‌ساعت گواهي جمع‌آوري شده است . او در‌خصوص اين موضوع مي‌نويسد: «با توجه به اين‌كه 12‌مصاحبه‌شونده وجود داشت، ميانگين جمع ساعاتي كه به هر فرد اختصاص داده شد، تقريباً يك ساعت بود. طي اين يك ساعت، هر‌فرد “چندين بار” مصاحبه شد. چگونه ممكن است با فردي كه مدعي بدرفتاريهاي شديد چندين ساله در مكانها و حوادث گوناگون است، ظرف يك ساعت مصاحبه كرد؟ براساس تجربه من به‌عنوان يك وكيل جنايي، براي انجام صحيح مصاحبه با افرادي كه دخيل بودند، با هدف اثبات صحت داستانشان، مصاحبه‌ها مي‌بايست به شكل رو‌در‌رو صورت مي‌گرفت و اين مصاحبه‌ها اگر نه روزها، دست‌كم ساعتها بايد به طول مي‌انجاميد»(25).
گزارش هيأت پارلمان اروپا در اين قسمت به پروتكل استانبول (دستورالعمل تحقيقات و مستندسازي مؤثر شكنجه و ساير رفتارها يا مجازاتهاي بيرحمانه، غيرانساني يا تحقيرآميز) كه در شماره قبلي مرور گزارش (شماره 7 ـ نشريه مجاهد‌791) بخشهايي از آن نقل شده است، استناد مي‌كند و مي‌نويسد همان‌طور كه پيش از اين ملاحظه شد، نكات ذكر شده در‌مورد اشكالات روش عمل ديدبان بر اساس پروتكل استانبول هم قابل‌قبول نيست. نماينده كنگره آمريكا ادولفس تانز در اين زمينه مي‌نويسد: «…تشكيل پرونده توسط ديدبان حقوق‌بشر عليه سازمان مجاهدين، منحصراً بر پايه شهادت تلفني 12‌نفر و بدون امكان تأييد هويت آنها، در ملايمترين وجه، يك كار شرم‌آور است»(26).


چرا شاهدان ديدبان اين 12نفرهستند؟

هيأت پارلمان اروپا در ادامه اين بررسي، با طرح سؤال كه «چرا ديدبان حقوق‌بشر از اين 12‌فرد مشخص به‌عنوان تنها منبع شواهد، استفاده كرد؟»، مي‌نويسد:
نكته جالب توجه ديگري كه مطرح شده، در‌مورد شاهداني است كه ديدبان حقوق‌بشر آنها را برگزيده است. ديدبان چگونه اين 12‌فرد را كه به گفته خودشان اعضاي سابق مجاهدين هستند پيدا كرد؟ چه كسي در پيدا‌كردن و معرفي آنها به ديدبان حقوق‌بشر، نقش كليدي داشت؟ از هزاران نفري كه زماني با مجاهدين بوده‌اند و حالا با ترك پايگاههاي مجاهدين در سراسر دنيا و اكثراً در اروپا و آمريكاي شمالي زندگي مي‌كنند، چرا ديدبان اين 12‌نفر را برگزيد؟
لرد ايوبري در همين زمينه در سال‌1376 خطاب به ديدبان نوشته است: «من به شما در‌مورد يك‌طرفه‌بودن گروه افرادي كه توسط خانم هيكس در آلمان با آنها مصاحبه شده است، اعتراض كردم، هم‌چنين سر باز‌زدن او از ديدار با ديگر افرادي كه در صورت انجام مصاحبه، تصوير ديگري را ارائه مي‌دادند… معتقدم كه ترتيبات ملاقاتهاي خانم هيكس در پاريس و كلن توسط آقاي ناصر خواجه‌نوري، مردي كه در آمريكا موقعيت پناهندگي دريافت كرده اما بيش از يك بار به ايران بازگشته، انجام شده است. اين مرد در سال‌1373 ليستي با اسامي 115‌نفر كه مدعي بود اعضاي سابق مجاهدين هستند، به سازمانهاي مختلف حقوق‌بشري و به وزارت خارجه آمريكا فرستاد. او در سال‌1374 برنامه‌يي را ترتيب داد كه طي آن 14‌نفر به پروفسور كاپيتورن عليه مجاهدين شواهدي ارائه دهند. ممكن است بپرسيد آقاي خواجه‌نوري منابع جمع‌آوري داستانهايش را از كجا مي‌گيرد و اين‌كه چه كسي به پخش اين داستانها علاقمند است. من متوجه شدم كه آقاي خواجه‌نوري در دادن ترتيبات سفر خانم هيكس به تهران در سال‌1375، كمك كرد. به وضوح اين سفر را رژيم ايران تسهيل كرده بود، لذا آنها بيشترين تلاش خود را جهت سوءاستفاده از ديدبان حقوق‌بشر براي انتشار گزارشي كه شوراي ملي مقاومت را بدنام كند، به عمل مي‌آورند، و به اين دليل است كه خانم هيكس در قياس با ديگر سازمانهاي حقوق‌بشري مانند عفو بين‌الملل، از برخورد مساعدي ازجانب رژيم ايران بهره‌مند بود. (شما در گزارش سالانه خود در 1997 اعتراف كرديد كه ديدبان حقوق‌بشر تنها سازمان غيردولتي بود كه در سال‌1996 اجازه ورود به ايران پيدا كرد، بدون اين كه به چرايي اين امر بينديشيد). موفقيت تلاشهاي ملايان با يك توضيح وي(الهه هيكس) در برنامه فارسي زبان راديو صداي آمريكا در20 تير اثبات مي‌گردد. او مي‌گويد: «من در رابطه با حجت‌الاسلام خاتمي بسيار خوشبين هستم. همان‌طور كه مي‌دانيد، مهمترين موضوعي كه آقاي خاتمي مكرراً در كارزار تبليغاتي خود براي انتخابات رياست‌جمهوري بر آن تأكيد كرد، حاكميت قانون بود و همه سازمانهاي بين‌المللي حاضرند از برنامه انتخاباتي آقاي خاتمي با هر چه در اختيار دارند، حمايت كنند»(27).
يك سال بعد، ديدبان حقوق‌بشر در يك تاريخچه مطبوعاتي در‌مورد وضع حقوق‌بشر در ايران كه توسط الهه هيكس و هاني مگالي نوشته شده بود، گفت: «از زماني كه رئيس‌جمهور خاتمي با رأي اكثريت بسيار زياد در 12‌مرداد1376 وارد اين پست شد، او از آزادي بيان بيشتر حمايت كرده است. او هم‌چنان در حمايت از احترام به حقوق‌بشر، از‌جمله آزادي تجمع و تحمل نظرات مختلف، بي پرده سخن مي‌گويد و منازعه شديدي را در‌مورد حقوق و آزاديهاي در حال شكفتن در رسانه‌هاي ايران فعال كرده است»(28).

پانويس:
1‌ـ نامه لرد ايوبري به جو استورك مورخ 4‌خرداد‌1384
2‌ـ نامه كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر بخش خاورميانه به مسعود رجوي، مورخ 14‌مهر‌1373
3‌ـ نامه كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر به مسعود رجوي، مورخ 3 آبان‌1373
4‌ـ نامه لرد ايوبري به كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر، 26‌مهر‌1373
5‌ـ نامه لرد ايوبري به كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر، 16‌آبان‌1373
6‌ـ نامه مسعود رجوي به كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 6‌آبان‌1373
7‌ـ نامه مسعود رجوي به كريستوفر جرج از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 6‌آبان‌1373
8 ـ نامه مسعود رجوي به كريستوفر جرج، مورخ 6‌آبان‌1373
9 نامه مسعود رجوي به كريستوفر جرج، مورخ 6 آبان 1373
10‌ـ نامه لرد ايوبري به كنث راث از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 29‌بهمن‌1375
11‌ـ نامه از لرد ايوبري به كنث راث از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 14 اسفند‌1375
12‌ـ مصاحبه جو استورك با راديو فردا، مورخ 29 ارديبهشت‌1384(http://www.radiofarda.com/iran_article/2005/5/afb730f7-b9e4-4d1d-9e5e-3ce9b5ec22a7.html)
13‌ـ نامه از لرد ايوبري به جو استورك از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 4‌خرداد‌1384
14‌ـ ايميل از لرد ايوبري به جو استورك از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 11‌خرداد‌1384
15‌ـ ايميل از لرد ايوبري به جو استورك از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 11‌خرداد‌1384
16‌ـ نامه از مالكوم فاولر به ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 30 ارديبهشت‌1384
17‌ـ نامه از لرد اسلين به ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 19‌خرداد‌1384. لرد اسلين يك قاضي سابق ديوانعالي كشور انگلستان و قاضي سابق در دادگاه عدالت اروپا است.
18‌ـ نامه لرد ايوبري به جو استورك از ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 4 خرداد 1384
19‌ـ تقدس حقوق‌بشر بايد حفظ شود و از سوءاستفاده سياسي در امان باشد، ارديبهشت‌84
20‌ـ ‌نامه از ويلفرد وانگ از جوبيلي كمپين به ديدبان حقوق‌بشر.
21‌ـ نامه از پروفسور ژان ايو دوكارا به ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 2 تير‌1384
22‌ـ گزارش ديدبان حقوق‌بشر، ص 3
23‌ـ نامه از ويلفرد وانگ از جوبيلي كمپين به ديدبان حقوق‌بشر
24‌ـ تقدس حقوق‌بشر بايد حفظ شود و از سوءاستفاده سياسي در امان باشد، ارديبهشت‌84
25‌ـ نامه از مالكوم فاولر به ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 30 ارديبهشت‌1384
26‌ـ نامه نماينده كنگره ادلفوس تاونز به ديدبان حقوق‌بشر، مورخ 30 ارديبهشت‌1384
27‌ـ نامه از لرد ايوبري به ديدبان حقوق‌بشر، 29‌تير‌1376
28‌ـ http://www.hrw.org/press98/bck-brif/iran.htm