اطلاعيه كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت ايران ـ عقب‌نشينـي فضـاحت بـار و ديـر‌هنـگام ديـدبان حقـوق بـشر



در پي موج اعتراضات بين‌المللي عليه گزارش سراپا دروغ، مخدوش و بي‌اعتبار ديدبان حقوق‌بشر كه در مه‌2005، عليه سازمان مجاهدين خلق ايران منتشر شد، ديدبان حقوق‌بشر پس از ماهها تأخير طي اطلاعيه‌يي در 15‌فوريه‌2006، مذبوحانه تلاش كرد تا فضاحتي را كه در اثر به بازي‌گرفتن حقوق‌بشر براي اغراض سياسي به‌بار آورده بود رفع و رجوع كند، اما نه تنها در اين اطلاعيه نتوانست كمترين دليلي بر صحت گزارش خود ارائه كند، بلكه هر‌چه بيشتر نقض ابتدايي‌ترين اصول بيطرفي حرفه‌يي و نا‌سالم‌بودن اهداف و انگيزه‌هاي اين گزارش را بر‌ملا كرد.

گزارش مبسوط ديدبان از 12ساعت مصاحبه تلفني با 12 «شاهد» تحت عنوان اعضاي سابق مجاهدين، تشكيل شده بود كه اسناد و مدارك ارتباطات و مزدوري آنها براي وزارت اطلاعات ملايان حاكم برايران بارها منتشر شده است و حالا بعد از 9ماه، اطلاعيه 5‌صفحه‌يي 15فوريه ديدبان اكثريت قريب به‌اتفاق صدها سؤال گزارش 93‌صفحه‌يي هيأت پارلمان اروپا و صدها نامه و اطلاعيه اعتراضي ديگر را چه در محتوا و چه در متدلوژي بي‌پاسخ گذاشته و ضمن چند فقره عقب‌نشيني تلاش كرده است نشان دهد دعاوي تلفني ايادي اطلاعات آخوندي با اظهارات حضوري آنها تفاوت ندارد. بگذريم كه تناقضات همين اطلاعيه به‌روشنترين وجهي مغرضانه‌بودن گزارش و بي‌پايه بودن اتهامات مندرج در آن را بيش از پيش به نمايش مي‌گذارد. از آن‌جايي كه دعاوي مطرح شده در اين اطلاعيه همه در بيانيه‌ها و گزارشهاي مقاومت و در تحقيقات منابع بيطرف پاسخ داده شده است در اين جا به ذكر چند نكته اكتفا مي‌كنيم:

1. اطلاعيه 15فوريه ديدبان، در شرايطي منتشر مي‌شود كه اعدام مجاهد خلق حجت زماني و تهديد ساير زندانيان سياسي به اعدام، موج نفرت و محكوميت جهاني را عليه رژيم آخوندي بر‌انگيخته است. در‌حالي‌كه بعد از گذشت دو هفته از شهادت حجت زماني و تهديدات فزاينده‌يي كه جان زندانيان سياسي را تهديد مي‌كند، ديدبان هيچ موضعي در اين مورد نگرفته است. كما اين‌كه ديدبان كاري به سركوب مستمر خيزشها و اعتراضات مردمي در سراسر كشور ندارد.
به‌نظر مي‌رسد تا آن‌جا كه به ايران بر‌مي‌گردد، مهمترين مأموريت ديدبان، مقابله با مجاهدين، يعني سازماني است كه به گفته دوست و دشمن اپوزيسيون اصلي و سازمانيافته رژيم آخوندي و تهديد موجوديت آن است و اين‌كه زندانيان مجاهد و مبارز در معرض اعدام قرار دارند، براي اين سازمان حقوق‌بشري از كمترين اهميتي برخوردار نيست.
 
2. ديدبان در اطلاعيه 15فوريه تصريح كرده است همه مواردي كه در گزارشش تحت عنوان «خروج ممنوع» و «نقض حقوق‌بشر در قرارگاههاي مجاهدين» از آن ياد كرده به قبل از جنگ عراق بر‌مي‌گردد و هيچ مورد نقضي مربوط به سالهاي اخير نيست. معلوم نيست چرا ديدبان همين حقيقت را كه اتهامات مربوط به گذشته است را در گزارش خود تصريح نكرده است و حالا در مقابل اين همه اعتراضات بين‌المللي در يك فقره عقب‌نشيني فضاحت‌بار به آن اذعان مي‌كند.
اگر ديدبان در نگرانيهايش در‌مورد نقض حقوق‌بشر توسط مجاهدين صادق است چرا دو سال و چند ماه بعد از پايان موارد نقض در‌مورد آنها گزارش تهيه مي‌كند. به‌خصوص كه ديدبان از سالها پيش از دعاوي اين شهود مطلع بوده و چيزي نيست كه در سال‌2005 از آن مطلع شده باشد. 4تن از شهود از اوايل دهه‌90 در اروپا بوده و بارها همين اراجيف را تكرار كرده‌اند و در همان دهه‌90 در اختيار ديدبان گذاشته‌اند. حداقل نماينده ديدبان در فوريه‌97 با اين شهود در كلن آلمان ملاقات كرده بود. ساير شهود هم عمدتاً در اوايل سال‌2002 توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شده‌اند و عيناً همين مطالبي را كه به ديدبان گفته‌اند، همان زمان اعلام كرده و در اختيار ديدبان هم گذاشته‌اند. به اين ترتيب بيش از پيش روشن مي‌شود كه ضرورت و زمانبندي انتشار گزارش ديدبان را فقط نيازهاي سياست ورشكسته استمالت از ملايان مشخص كرده است. آن‌هم در شرايطي كه جهان هر‌روز به ضرورت تغيير دموكراتيك در ايران و ضرورت خروج سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي نزديكتر مي‌شود.
 
3. ديدبان در اطلاعيه 15‌فوريه مدعي شده است: «برخي از منتقدين اين گزارش مدعي‌اند كه ديدبان حقوق‌بشر به ايالات متحده، كانادا، و اتحاديه اروپا فراخوان داده كه سازمان مجاهدين خلق ايران و ليست گروههاي منتسب به آن را كه مرتكبين يا مبلغين اعمال تروريستي معرفي شده‌اند، در مقابل كارزار سازمان مجاهدين براي خروج خودش از چنين ليستهايي، خارج نكنند. در واقع ديدبان حقوق‌بشر در هيچ نقطه‌يي، چه در گزارش و چه در جواب به مطبوعات و ساير مراجعات، هيچ‌گونه موضعي درباره اين‌كه آيا سازمان مجاهدين بايد در چنين ليستهايي باشد يا از آنها برداشته شود، نگرفته است». اين ادعا در حاليست كه نيمي از اطلاعيه يك‌و نيم صفحه‌يي جواستورك، مدير بخش خاورميانه و شمال آفريقاي ديدبان حقوق‌بشر در واشينگتن كه اين گزارش را معرفي مي‌كند به موضوع ليست تروريستي بر‌مي‌گردد و نگراني ديدبان را از خروج مجاهدين از اين ليست نشان مي‌دهد. اطلاعيه تصريح مي‌كند «در ماه ژانويه 40‌نماينده پارلمانهای سراسر اروپا و نيز پارلمان اروپا خواستار حذف نام سازمان مجاهدين از فهرست سازمانهای تروريستی شدند. در 14‌آوريل تعدادی از نمايندگان کنگره آمريکا از هر دو حزب جمهوريخواه و دموکرات در «کنوانسيون ملی برای يك جمهوری سکولار و دموکراتيک در ايران» که توسط سازمان مجاهدين در واشينگتن برگزار شد، شرکت کردند. تام تنکردو، نماينده جمهوريخواه از ايالت کلرادو که در بين شرکت‌کنندگان بود، خواستار حذف نام مجاهدين از فهرست سازمانهای تروريستی خارجی وزارت خارجه آمريکا شد. در 10‌فوريه کميته‌يی به‌نام «کميته سياست ايران» که برخی اعضای آن نظاميان بازنشسته آمريكايي هستند، تقاضای حذف نام سازمان مجاهدين از فهرست گروههای تروريستي شد و خواستار پشتيباني فعالانه دولت آمريكا از اين گروه عليه دولت ايران شد…»، جو استورك در ادامه اين اطلاعيه مي‌افزايد «دولت ايران سوابق هولناکی در زمينه حقوق‌بشر دارد… اما اين اشتباه بسيار بزرگی است که از يک گروه مخالف که مسئول نقض جدی حقوق‌بشر می‌باشد، حمايت نمود». آيا اطلاعيه مزبور هيچ معنايي جز فراخوان ديدبان به نگاه داشتن مجاهدين در ليست تروريستي دارد و اصلاً مگر زمان انتشار گزارش ديدبان متعاقب وقايعي كه جو استورك در سطور بالا به آنها اشاره كرده است دليل ديگري دارد؟
 
4. نويسنده گزارش ديدبان هادي قائمي، يك ايراني است كه خصومت او با مجاهدين بر كسي پوشيده نيست. از‌جمله مي‌توان به عضويت او در هيأت امناي گروهي تحت عنوان شوراي سراسري ايرانيان‌ـ آمريكاييان اشاره كرد كه وظيفه اصلي‌اش ممانعت از خروج مجاهدين از ليست تروريستي است. اين گروه چندي بعد از انتشار گزارش ديدبان در نامه‌يي به اعضاي كنگره هشدار داده بود مجاهدين تلاش مي‌كنند، از ليست تروريستي خارج شوند، اما اين گروه ايرانيهاي مقيم آمريكا را نمايندگي نمي‌كنند و خواستار باقي نگاه‌داشتن مجاهدين در ليست تروريستي شده بود. بگذريم كه اين يك عرف شناخته شده در سازمانهاي حقوق‌بشري است كه مسئول تحقيق نقض حقوق‌بشر در يك كشور را از شهروندان همان كشور نمي‌گذارند. پس از انتشار گزارش ديدبان شماري از ايرانيان به دفاتر شوراي ملي مقاومت در كشورهاي مختلف مراجعه كرده و اظهار مي‌داشتند كه يك ايراني از سوي ديدبان حقوق‌بشر با آنها تماس گرفته و به آنها گفته است الان زمان مناسبي براي شهادت دادن عليه مجاهدين است كه البته با جواب منفي اين ايرانيان مواجه شده بود.

5. يك روز بعد از انتشار گزارش ديدبان، گري‌سيك، رئيس گروه مشاوران خاورميانه ديدبان، با ارسال ايميلي به ليست گيرندگان گولف‌2000 به‌خوبي هدف گزارش را بر‌ملا كرده بود. در اين ايميل كه در اصل توسط ويليام بيمن تهيه شده آمده است: «گزارش ديدبان حقوق‌بشر در رابطه با بدرفتاري مجاهدين درست در زمان تأمل بر سرH.R. 282/S. 333 ـ قانون حمايت آزادي ايران، به ضمانت نماينده كنگره ايلينا رزلهتينن (جمهوريخواه از فلوريدا) و سناتور ريك سنتروم (جمهوريخواه از پنسيلوانيا)، آمد. گذشته از تمديد تحريمهاي اقتصادي بي‌اثر عليه ايران، بخش‌302 اين لايحه، حمايت از گروههاي مخالف رژيم كنوني ايران را مقرر مي‌سازد. از آن‌جا كه نماينده رزلهتينن يكي از قويترين حاميان مجاهدين در كنگره است، مفروض است كه اين تخصيص پيشنهادي يا حداقل بخشي از آن براي آنها در‌نظر گرفته شده. به نظر مي‌رسد كه گزارش ديدبان حقوق‌بشر در رابطه با مجاهدين آنها را از حمايت مالي تحت مقررات اين لايحه، سلب صلاحيت مي‌كند».

6. از آن زمان به‌بعد نيز گري‌سيك كه سابقه 20ساله او در حمايت از استبداد قرون‌وسطايي حاكم بر ايران بر‌كسي پوشيده نيست، هيچ فرصتي را براي حمايت از رژيم آخوندي و پاسدار احمدي‌نژاد از دست نداده است. از‌جمله وي به خبرگزاري حكومتي فارس در روز 27خرداد، گفت: «روند انتخابات رياست‌جمهوري در ايران بسيار سالم، جالب و شگفت‌آور است… به‌نظر من انتخابات كنوني رياست‌جمهوري در ايران بسيار فعالانه انجام مي‌شود و در آن نامزدها مسائل متفاوتي نسبت به گذشته مطرح مي‌كنند كه من با دقت آن را دنبال مي‌كنم.» وي افزود: «بسياري مسائل در اين انتخابات مطرح شده كه پيش از اين مطرح نبوده و اين بسيار جالب است»…

7. كيهان 11تير ماه به نقل از رئيس مشاوران خاورميانه ديدبان نوشت: «احمدي‌نژاد خيل عظيمي از هواداران را گرد خود جمع كرده است كه به ارزشهاي مذهبي و سنتي بهاي خاصي مي‌دهند. وي داراي مدرك دكترا از يك دانشگاه برجسته است و شهردار يكي از بزرگترين شهرهاي دنيا بوده است… بي‌خردي خواهد بود اگر احمدي‌نژاد را دست‌كم بگيريم يا اين‌كه او را صرفاً مردي خوش‌شانس بپنداريم. ظاهراً تأييدات بسياري از مردم كه در مصاحبه‌هاي متعدد خياباني منعكس شده، نشان مي‌دهد كه اشتباه خواهد بود اگر اين تأييدات را تقلب در انتخابات بينگاريم. شواهد و قرائن زيادي كه آشكار شده‌اند، نشان مي‌دهند مردي كه پيروز شد صاحب اكثريت آرا بود. گري سيك هم‌چنين اظهار‌نظر رئيس‌جمهور آمريكا در‌مورد نامشروع و غير‌دموكراتيك‌بودن انتخابات رژيم ايران را مورد انتقاد قرار داد. تلويزيون رژيم در همين رابطه به نقل از گري سيك گفت: «زمان سخنان بوش دربارة انتخابات ايران فوق‌العاده نامناسب بود و من از اين‌كه جرج بوش چنين زماني را براي حمله به ساختار سياسي و انتخاباتي ايران انتخاب كرد، بسيار متأثر شدم. ما شاهد رقابت واقعي نامزدها بوديم و بوش بايد عاقلانه حرف مي‌زد و بيانية زود‌هنگام صادر نمي‌كرد». سايت حكومتي بازتاب نيز در 9آذر‌84 به‌نقل از گري‌سيك نوشت «احمدي‌‌نژاد با طرحهاي‌ سازنده‌ به‌ ميدان‌ آمده‌ است. وي بسيار مغرور است و درک‌ غرور ايراني براي‌ غرب‌ و به‌ ويژه‌ آمريکاييها خيلي دشوار است».

8. ديدبان در اطلاعيه 15فوريه تلاش كرده است با بي‌مقدار‌كردن منتقدين خودش، موج انتقادات بي‌سابقه‌يي را كه به‌راستي در هيچ مورد ديگري نظير ندارد با پاسخگويي به اظهارات «چهار نماينده پارلمان اروپا» كمرنگ كند. اين درحالي است كه همان چهار نماينده پارلمان اروپا كه ديدبان از آنها اسم برده است، آقاي ويدال كوادراس، معاون اول رياست اين پارلمان، آقاي پائولو كاساكا، رئيس هيأت پارلمان اروپا در ناتو، آقاي استروان استيونسون، معاون گروه دموكرات مسيحي‌ـ محافظه‌كار، بزرگترين گروه پارلماني و آقاي آندره بري هم عضو قديمي كميسيون خارجه پارلمان هستند. ديدبان فراموش كرده است كه تنها چند ساعت پس از انتشار گزارش رسوايش، 7تن از اعضاي گروه دوستان ايران آزاد، در يك اطلاعيه شديداللحن، اين گزارش را فاقد كمترين بيطرفي و داراي ماهيت سياسي توصيف نموده آن‌را محكوم كردند و خواستار پس‌گرفتن آن توسط ديدبان شدند. موضوعي كه به‌سرعت و به‌طور گسترده‌يي در پارلمان اروپا مورد حمايت قرار گرفت.
 
9. ديدبان در ماههاي گذشته اعتراضات مستدل صدها تن از شخصيتهاي برجسته سياسي و پارلماني و حقوق‌بشري را بي‌پاسخ گذاشته است در اين ميان مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
ـ لرد اسلين، رئيس سابق دادگاه عدالت اروپا و قاضي سابق دادگاه عالي انگلستان.
ـ لرد ايوبري، رئيس سابق و نايب رئيس فعلي كميته پارلماني حقوق‌بشر انگلستان كه طي نامه‌هاي متعدد، با جزئيات، اعتراضات خود را با ديدبان در‌ميان گذاشت، اما ديدبان به هيچ‌يك از سؤالات به حق لرد ايوبري جواب نداد.
ـ لرد كوربت، رئيس لردهاي عضو حزب كارگر در مجلس اعيان انگلستان و رئيس كميته بريتانيايي ايران آزاد، در پارلمان اين كشور،
ـ ديويد ايمس، نماينده مجلس عوام، از حزب محافظه‌كار انگلستان،
ـ اندرو مكينلي، عضو كميسيون خارجي مجلس عوام انگلستان،
ـ شريف بسيوني، پروفسور برجسته حقوق و رئيس انستيتوي حقوق‌بشر بين‌المللي در دانشگاه ديپال در آمريكا،
ـ اد تاونز، نماينده كنگره آمريكا از ايالت نيويورك،
ـ ويليام ليسي كلي، نماينده كنگره آمريكا از ايالت ميسوري،
ـ پروفسور ريموند تنتر، استاد دانشگاه جرج تاون،
ـ خانم دانيل ميتران، رئيس بنياد فرانس ليبرته،
ـ مالكم فاولر، از كميته بين‌المللي حقوق‌بشر و هيأت اصلاحات قانون در جامعه حقوقي انگستان و ولز،
ـ اليزابت سيدني، رئيس سازمان زنان عليه بنيادگرايي و براي برابري،
ـ ويلفريد وونگ، رئيس مؤسسه حقوق‌بشري جوبيلي كمپين در انگلستان،
ـ مورتون هوگلوند، عضو كميسيون خارجي پارلمان نروژ،
ـ لارش ريسه، عضو وقت كميسيون خارجه پارلمان نروژ، وي پس از سفر به اشرف و تحقيق در مورد دعاوي ديدبان يك گزارش مبسوط براي ديدبان نوشت كه به هيچ‌يك از موارد آن پاسخ داده نشده است.
ـ سرهنگ ديويد فيليپس، فرمانده سابق تيپ‌89 دژبان ارتش آمريكا كه به مدت يكسال در قرارگاه اشرف مستقر بود،
ـ 500‌تن از افرادي كه سالها در قرارگاههاي مجاهدين بوده‌اند و اكنون در اروپا و آمريكا به‌سر مي‌برند. بيانيه آنها توسط شماري از امضا‌كنندگان در واشينگتن و نيويورك به ديدبان تحويل داده شده است. در اين بيانيه تصريح شده است آنها براي شهادت در هر‌مرجعي آماده شهادت هستند. اما ديدبان حتي نيازي نديده است، كه با يك نفر از آنها صحبت كند.
ـ 3437تن از مجاهدان شهر اشرف كه بيانيه‌يي را در نفي دعاوي ديدبان صادر كرده بودند.
ـ كميته سياست ايران در آمريكا، كه گزارش مبسوطي را در نفي گزارش ديدبان منتشر نمود.

10. ديدبان هم‌چنين در اين اطلاعيه توضيح نمي‌دهد چرا از اعزام نمايندگان خود به جلسات متعددي كه براي بررسي گزارش ديدبان در پارلمان اروپا (از‌جمله در سپتامبر‌2005)، در پارلمان انگلستان در ژوئن‌2005 در هلند در دسامبر‌2005، در آلمان در دسامبر‌2005 و در سوئد در ژانويه‌2006 تشكيل شد خوداري كرد. ديدبان چرا از رو در رو‌شدن با كساني كه گزارش سراپا دروغ و مغرضانه‌اش را به چالش كشيده‌اند فرار مي‌كند.

11. ديدبان در اطلاعيه‌اش مي‌نويسد: گزارش هيأت پارلمان اروپا «متدلوژي ديدبان حقوق‌بشر در مصاحبه با شاهدين از طريق تلفن را مورد سؤال قرار داده. ديدبان حقوق‌بشر مانند ساير سازمانها كه تحقيقات درباره موضوعات روز مي‌كنند و گزارش مي‌دهند، بعضاً متكي به مصاحبه‌هاي تلفني براي جمع‌آوري اطلاعات است. مصاحبه‌هاي تلفني يك روش به‌رسميت شناخته شده و مناسب براي جمع‌آوري اطلاعات است». بهترين اسمي كه به اين پاراگراف مي‌شود داد، عوامفريبي است. هيأت پارلمان اروپا و لرد ايوبري، گزارش كميتة سياست ايران در آمريكا و بسياري ديگر از معترضين به ديدبان، متدلوژي ديدبان را از جهات مختلف مورد اعتراض قرار دادند كه كمترين آنها مصاحبه‌هاي تلفني بود. اطلاعيه تصريح مي‌كند مصاحبه‌هاي تلفني يك روش به‌رسميت شناخته شده است. ديدبان اگر ذره‌يي صداقت دارد دو گزارش مفصل ديگر از ديدبان مانند گزارشي كه عليه مجاهدين ارائه داده است، به ما معرفي كند كه تماماً بر مصاحبه‌هاي تلفني استوار بوده باشد. آن‌هم در شرايطي كه هيچ مشكلي براي ديدار حضوري با شهود نبوده است. شهود در هلند و آلمان بوده‌اند نه در منطقه جنگي و نه در محلي كه ديدبان كمترين محذور سياسي يا امنيتي و يا اجرايي براي رفتن به آن داشته باشد. گزارش هيأت پارلمان اروپا تعداد زيادي گزارشهاي قبلي ديدبان را در 10‌سال گذشته بررسي كرده و هيچ‌كدام چنين استاندارد مبتذلي نداشته است. اما ديدبان همان‌طور كه از اطلاعيه جو استورك پيداست عجله داشته است كه قبل از اين‌كه كارزار خروج مجاهدين از ليست تروريستي بيشتر گسترش پيدا كند و قبل از اين‌كه انتخاباتي كه مورد ستايش گري‌سيك واقع شده، برگزار شود، گزارش را منتشر كند.
ديدبان فكر مي‌كرد قادر خواهد بود دموكراتهاي واقعي و مدافعان حقيقي حقوق‌بشر را بفريبد. حال كه اين محاسبه‌اش اشتباه از آب در آمده و اعتبارش بيش از پيش زير علامت سؤال رفته است به رفع و رجوع پرداخته است اما غافل از آن‌كه ديدبان هر‌چه گنداب گزارشي را كه حقوق‌بشر را در خدمت اهداف سياسي به سخيفترين شكل به بازي گرفته هم بزند، بوي تعفن آن بيشتر مشام جهانيان را آزار خواهد داد.

12. اين ادعا هم كه شهود 12گانه در ملاقات حضوري همان چيزهايي را كه تلفني به ديدبان گفته بودند تأييد كردند، بيانگر صحت اظهارات آنها نيست. چون هيچ سند، مدرك و نشانه‌يي كه اين دعاوي را تأييد كند ارائه نشده است. مهمتر اين‌كه امروز ديدبان و گزارشگرش در موضع اتهام قرار دارند و هرگز صلاحيت اين بررسي را ندارند. ديدبان نه براي كشف حقيقت بلكه براي رفع اتهام از خود و بازگرداندن آبروي بر‌باد‌رفته، به آلمان و هلند رفته تا با مزدوران وزارت اطلاعات مصاحبه كند. اگر ديدبان كمترين حسن‌نيت و صداقتي مي‌داشت، با افرادي كه به اين گزارش معترض بودند، با افرادي كه از نزديك شهود ديدبان را مي‌شناختند، با تعدادي از 500نفري كه پيش از اين در قرارگاههاي مجاهدين در عراق بوده‌اند و امروز در كشورهاي غربي زندگي مي‌كنند و به‌طور مكتوب اعلام آمادگي براي ارائه شهادت در‌مورد محتواي گزارش و در‌مورد شهود ديدبان كرده‌اند، با كساني كه از اشرف بازديد كرده بودند، با افسران آمريكايي كه مأموريت حفاظت از اشرف را به‌عهده داشتند، ملاقات و مصاحبه مي‌كرد و حقيقت را در مي‌يافت و با شهامت از خود انتقاد مي‌كرد و حيثيت حرفه‌يي خود را نجات مي‌داد. شهود 12گانه همان سناريوهاي دروغي را كه با وزارت اطلاعات تمرين كرده‌اند و قبلاً تلفني به ديدبان گفته بودند، اين‌بار حضوري به ديدبان تحويل داده‌اند. البته با مشتي تناقض كه ديدبان سعي كرده آنها را هم رفع و رجوع كند. ديدبان آيا مردم را اين‌قدر احمق فرض مي‌كند كه تصور كنند يك دروغ به‌اضافه يك دروغ جديد مي‌شود حقيقت. محقق ديدبان بهتر بود يك‌بار حقيقت را بگويد كه چگونه و چرا اين 12نفر را انتخاب كرده است؟

13. ديدبان اگر در جستجوي حقيقت بود، 12نفري را كه مدعي هستند از سوي مجاهدين مورد شكنجه و آزار قرار گرفته‌اند، توسط پزشكان متخصص و بيطرف مورد معاينه قرار مي‌داد و تأييديه پزشكي براي اين «شكنجه‌شدگان» مي‌گرفت. اين موضوع بسيار ساده‌ايست كه در تحقيقات حقوق‌بشر بسيار معمول است. چرا ديدبان براي كسي كه مدعي است 8سال و نيم و يا حالا 5سال و نيم تحت بازداشت و شكنجه مجاهدين بوده است يك تأييديه پزشكي نمي‌گيرد؟
 
14. اگر ديدبان مي‌خواست به سؤالات متدلوژي جواب دهد، سؤالات زيادي در مقابلش قرار داشت. اما تنها سرمايه ديدبان مزدوران وزارت اطلاعات بوده است كه هم تلفني و هم حضوري در اختيارش قرار داشته‌اند. به‌همين‌خاطر به عمده‌ترين موضوعات متديك پاسخ نداده است. اولين موضوع متديك اينست كه ديدبان چرا براي نوشتن چنين گزارشي با مجاهدين هيچ تماسي نگرفته است. اين سؤال آن اندازه جدي است كه سخنگويان ديدبان هر‌گاه كه در‌مورد آن اظهارنظر كرده‌اند يك فضاحت جديد به‌بار آورده‌اند. بعد از انتشار گزارش ديدبان وقتي خبرنگار راديو فردا از استورك سؤال مي‌كند چرا شما به دعوت مجاهدين در دهه 90براي بازديد از قرارگاههاي مجاهدين پاسخ مثبت نداده‌ايد استورك مي‌گويد: «تنها چيزي كه مي‌توانم به شما بگويم اين است كه اولين‌بار است كه من چنين چيزي را مي‌شنوم» (راديو فردا، 19 مه 2005). اما تنها 10‌روز بعد، وقتي استورك نمي‌تواند منكر دعوتهاي مكرر مجاهدين از ديدبان براي بازديد از قرارگاههايشان در عراق بشود، در يك تناقض‌گويي آشكار مي‌گويد: «ديدبان تصميم گرفت به عراق نرود زيرا تحت حاكميت صدام حسين بود» (راديو فردا، 29‌مه 2005). به‌نظر مي‌رسد استورك فراموش كرده بود كه خود ديدبان در 6 اكتبر‌94 در نامه‌يي به آقاي رجوي مسئول شوراي ملي مقاومت خواستار بازديد از قرارگاههاي مجاهدين شده بود و آقاي رجوي در 28 اكتبر همان سال با اين بازديد موافقت كرده بود. مضحكتر اين كه وقتي لرد ايوبري در نامه‌يي در اول ژوئن‌2005 از استورك سؤال مي‌كند چرا ديدبان براي تهيه اين گزارش بعد از سرنگوني دولت پيشين عراق از قرارگاههاي مجاهدين بازديد نكرده است، وي مدعي مي‌شود كه ارتش آمريكا با چنان بازديدي موافقت نكرده است. اين دروغ محض است. به‌خصوص كه ديدبان تاكنون قادر نبوده سندي ارائه دهد كه چنين درخواستي از نيروهاي آمريكايي داشته و آنها جواب منفي داده‌اند در حالي‌كه بارها از ديدبان خواسته شده است كه اين سند را ارائه نمايد. در حالي ديدبان گزارش ننگين خود را تهيه كرده است كه مأموران و گزارشگران مختلفي در عراق براي تحقيق در‌باره موضوعات ديگر داشته است و به‌سادگي مي‌توانست از طريق آنها با مجاهدين تماس بگيرد. در ضمن ديدبان جواب نمي‌دهد كه اگر از طريق آمريكاييها نتوانست به مجاهدين دسترسي پيدا كند چرا با دفتر شوراي ملي مقاومت ايران در پاريس يا در كشورهاي ديگر تماس نگرفت. چيزي كه به‌سادگي براي ديدبان امكانپذير بود. البته حقيقت اينست كه بر‌اساس گزارشهايي كه مقاومت ايران از داخل رژيم دريافت كرده است، ديدبان در جريان تهيه گزارش مجعولش تمام تلاشش را به‌كار برده بود كه كسي از تهيه اين گزارش مطلع نشود تا مبادا طرح مغرضانه‌اش از پيش لو برود و بسوزد.

15. ديدبان در گزارش 5‌صفحه‌يي خود مدعي شده است كه سند هيأت پارلمان اروپا «اعتبار شاهدين مصاحبه‌شده توسط ديدبان حقوق‌بشر را به چالش كشيده و در ميان بسياري موارد گفته است كه اتهامات آنها باور بر اين است كه به‌طور گسترده توسط وزارت اطلاعات ايران صحنه‌سازي شده است. نه هيأت پارلمان اروپا و نه هيچ يك از منتقدين ديگر گزارش ديدبان حقوق‌بشر هيچ شواهد معتبري براي حمايت از اين اتهام ارائه نداده اند». نويسنده اطلاعيه فراموش كرده كه اين ديدبان بوده است كه عليه مجاهدين اتهام وارد كرده و اكنون نيز بعد از 9‌ماه قادر نبوده حتي يك سند و مدرك معتبر ارائه دهد كه اين اتهامات صحت داشته است. اولين خواسته همه دوستداران حقوق‌بشر از ديدبان نيز اين بود كه شواهد معتبر براي اين دعاوي ارائه كند. ديدبان به‌سادگي در اين امر شكست خورده است. اطلاعيه ديدبان كوچكترين پاسخي براي انبوه اسناد، مدارك، شهادتها و جزئياتي كه در گزارش هيأت پارلمان اروپا و ديگر گزارشهايي كه صحت گزارش ديدبان را زير علامت سؤال برده‌اند و ازجمله نامه 500تن از كساني كه قبلاً در قرارگاههاي مجاهدين بوده‌اند و از ارتباطات اين افراد با وزارت اطلاعات خبر مي‌دهد، ندارد.

16. البته ديدبان تنها طرفي است كه نمي‌خواهد وابستگي شهودش به وزارت اطلاعات را ببيند، چون فلسفه گزارش چيزي جز حفظ نظام آخوندي نيست والا ديدبان به يك سؤال بسيار ساده پاسخ مي‌داد: 4تن از شهود ديدبان از 14يا 15سال پيش هيچ ارتباطي با مجاهدين نداشته‌اند. 8نفر ديگر همه كساني هستند كه به اعتراف خودشان از سال‌2002، بعد از مدتي كه در ايران بوده‌اند به خارج آمده‌اند. برخي از آنها مدعي شده‌اند از زندانهاي رژيم فرار كرده و خود را به خارج رسانده‌اند. آيا ديدبان در‌مورد نحوه خروج يا فرار اين افراد كمترين تحقيقي كرده است؟ معلوم نيست كساني كه هيچ‌گونه مدارك قانوني هم نداشته‌اند، چگونه موفق شده‌اند سر از اروپا دربياورند. به عنوان مثال يك سند دروني وزارت اطلاعات مورخ 20 فوريه‌2002 كه در نشريه مجاهد شماره 597مورخ 8 اوت‌2002 منتشر شده است، رامين دارمي، يكي از افراد وزارت اطلاعات در داخل ايران، خطاب به حاج سعيد، رابط خود در وزارت اطلاعات نوشته بود، «بعد از اين‌كه ما از راه قانوني وارد ايران شديم (از عراق)، ما به هتل مرمر در تهران فرستاده شديم و يك پذيرايي سطح بالا از ما به عمل آمد. هنگامي كه ما در هتل مرمر بوديم، سرتيممان برادر محمد‌حسين سبحاني بود و ساير اعضاي گروهمان علي قشقاوي(يكي ديگر از شهود ديدبان) و طالب جليليان بودند. برادران وزارت اطلاعات و امنيت كشور روزانه به ما سر مي‌زدند و مسائلمان را حل مي كردند. و طي اين مدت من با حاج محمود صحبت كردم… من به مدت ده روز در هتل ماندم… هنگامي كه ما در هتل مرمر بوديم، طرحهاي پيشنهادي شما چندين بار توسط برادر محمد‌حسين سبحاني در تيممان مرور شد، و ما نسبت به آن توجيه شديم». آيا ديدبان كمترين تحقيقي در مورد اين سند كه در دسترس ديدبان بوده كرده است.

17. البته وقتي ديدبان مي‌خواهد يك رژيم فاشيستي را از مرگ محتوم نجات دهد شهودش هم كساني جز كريم حقي، يك مأمور كه از سوي مقامات امنيتي هلند به‌خاطر ارتباطات و دريافت پول از وزارت اطلاعات مورد بازجويي قرار گرفته و يك مزدور ديگر وزارت اطلاعات به‌نام حبيب خرمي كه به‌خاطر كودك‌ربايي توسط يك دادگاه هلندي محكوم شده است، و علي قشقاوي كه به اذعان خودش يك عضو اطلاعات سپاه پاسداران بوده و مستقيماً در تجاوز به زنان زنداني، قطع انگشتان زندانيان و زدن تير‌خلاص شركت داشته است، و سبحاني يك سرتيم مزدوران وزارت اطلاعات و… بهتر نخواهد بود.
 
18. علاوه براين، طي 11‌سال گذشته، مجاهدين هزاران صفحه سند و مدرك و گزارش حاوي جزييات دقيق و بسياري با دست‌خط خود اين مزدوران در نشريات فارسي و انگليسي خود به چاپ رسانده‌اند كه بدون ترديد ديدبان به آنها دسترسي داشته است چون در بسياري مواقع به همان نشريات استناد كرده است. بسياري از اين اسناد توسط اين افراد در زماني نوشته شده كه نزد مجاهدين نبوده‌اند و ديدبان نمي‌تواند مدعي شود كه تحت فشار نوشته شده است. برخي از اسنادي كه ماهيت بسياري از اين به‌اصطلاح شهود را افشا كرده و از ارتباطات گسترده آنان با وزارت رژيم ايران پرده برمي‌دارد، عبارتند از:
ـ نامه محمود مسعودي به كمسير وقت پناهندگي ملل متحد تابستان سال‌2002
ـ سند رسمي سازمان ملل متحد، ارائه‌شده توسط سازمان غير‌دولتي «سازمان بين‌المللي آموزش توسعه» داراي رتبه مشورتي در ملل متحد، 22 اوت‌1995 (شوراي اقتصادي و اجتماعي، سوكميسيون منع تبعيض و حمايت از اقليتهاي كميسيون حقوق‌بشر).
ـ نامه جمشيد تفريشي، عامل باسابقه وزارت اطلاعات به پروفسور موريس دنبي كاپيتورن، گزارشگر وقت كميسيون حقوق‌بشر ملل متحد، 13‌دسامبر‌2000،
ـ استشهاد جمشيد تفريشي به دادگاه استيناف ناحيه كلمبيا، در واشينگتن دي.سي، سپتامبر‌2001
ـ اطلاعيه انجمن پيوند مورخ اول فوريه 2000 در‌باره بازجويي كريم حقي توسط پليس هلند
ـ كتاب ايران حكومت ترور، گروه پارلماني حقوق‌بشر انگلستان، ژوئن‌1996.
ـ گزارشهاي سالانه اداره امنيت و حراست از قانون اساسي آلمان، bfv از سال‌1999تا كنون
ـ گزارش اداره امنيت هلند، AIVD، از سال‌1999تا كنون
ـ نشريه مجاهد، از‌جمله شماره‌هاي 380، مورخ، 12‌مارس‌1998، 590، مورخ 25 ژوئن‌2002، 592، مورخ 2 ژوئيه‌2002، و 597، مورخ 8‌اوت‌2002.

19. گذشته از اشكالات متدلوژي، ديدبان به هيچ‌يك از موضوعات محتوايي كه در گزارش هيأت پارلمان اروپا و ديگر گزارشهاي مورد بحث آمده است پاسخي نمي‌دهد و به سادگي آنها را ناديده مي‌گيرد. گزارشهاي مزبور به تك‌‌تك اتهامات ديدبان عليه مجاهدين رسيدگي كرده و بي‌اعتباري تك تك آنها را اثبات كرده‌اند. برخلاف آن‌چه در اطلاعيه 15فوريه ديدبان آمده است، نه تحقيقات هيأت پارلمان اروپا و نه تحقيقات نيروهاي چند‌مليتي و نه نامه و تحقيقات فرمانده تيپ پليس نظامي ارتش آمريكا و نه ساير تحقيقاتي كه در مورد گزارش ديدبان از سوي مراجع بيطرف صورت‌گرفته تنها معطوف به دوران بعد از جنگ نيست. بخش عمده اين تحقيقات معطوف به دوراني است كه ديدبان در‌مورد آن صحبت مي‌كند.

20. در همين اطلاعيه 5‌صفحه‌يي 15فوريه، ديدبان مجبور شده است به تناقضات جدي كه گزارش مه‌2005 را به كلي بي‌اعتبار مي‌كند، اعتراف كند. اين اعترافها به‌خاطر رفع و رجوع تناقضات متعددي است كه گزارش هيأت پارلمان اروپا بر آن دست گذاشته است. در گزارش مه‌2005 خود، ديدبان مدعي شده بود، محمد‌حسين سبحاني كه ديدبان حقوق‌بشر با او مصاحبه كرده است، مدت هشت سال و نيم در سلولهاي انفرادي بوده است و در اطلاعيه 15فوريه به 5سال و نيم حبس عقب‌نشيني مي‌كند و مي‌نويسد «در فوريه‌1998 رهبري مجاهدين پيشنهاد كرد كه او را به يك محل بهتر منتقل كند و بعد انتقال او به اروپا را ترتيب بدهد، جايي كه دخترش زندگي مي‌كرد. متعاقباً، سازمان مجاهدين سبحاني را به يك كمپ ديگر مجاهدين در نزديكي بغداد به نام كمپ پارسيان منتقل كرد. او گفت كه در آن‌جا تا ژوئن‌1999 باقيماند، تحت شرايطي كه او آن‌را «بازداشت خانگي» توصيف كرد…» معلوم نيست، بر اساس كدام منطق رهبري مجاهدين مي‌بايد كسي را كه به سلول انفرادي فرستاده است، به محل بهتري منتقل كند و بعد ترتيب انتقال او را به اروپا بدهد؟ و در ضمن معلوم نيست كه چرا وقتي به قول وي مجاهدين مي‌خواسته او را به اروپا بفرستد، او دست به فرار زده است. در يك تناقض ديگر در حالي‌كه در گزارش ديدبان نوشته بود كه قربانعلي ترابي «پس از بازگشت از يك جلسه بازجويي به سلولي كه صادقي‌نژاد در آن محبوس بود، جان داد»، در اطلاعيه 15فوريه ديدبان مي‌نويسد «صادقي‌نژاد تأييد كرد كه ممكن است ترابي به‌خاطر سكته قلبي مرده باشد». هر آدم منصفي مي‌تواند تفاوت فاحش بين اين دو ادعا را تشخيص بدهد. در‌حالي‌كه ديدبان در گزارش ماه مه‌2005 حكم قطعي به اين كه مجاهدين يك «عضو ناراضي» را زير شكنجه كشته‌اند، داده است، در پاسخ فوريه خود، اعتراف كرده است كه ممكن است او به‌خاطر سكته قلبي فوت كرده باشد. در يك نمونه ديگر در حالي‌كه در گزارش ديدبان تصريح شده است، ياسر عزتي «توانست از كمپ اشرف بگريزد»، حال بعد از جزئياتي كه در گزارش هيأت پارلمان اروپا و ازجمله اظهارات آقاي حسن عزتي، پدر ياسر، در اطلاعيه 15فوريه ديدبان به نقل از ياسر عزتي مي‌نويسد، از «فرصتي براي ترك اشرف» استفاده كرده است. حتماً ديدبان فرق بين فرار و ترك را تشخيص مي‌دهد. اما محقق ديدبان اين اندازه صداقت نداشته است كه بگويد قبل از ترك اشرف پدرش 400دلار و يكصدهزار دينار به او داده است. چنين تناقضهاي آشكاري، فضاحت متدلوژي و اغراض سياسي ديدبان حقوق‌بشر را به‌خوبي به نمايش مي‌گذارد. در يك دادگاه صالحه، چه قاضي و چه هيأت ژوري، بدون ترديد و بلافاصله با مشاهده چنين تناقضات آشكاري، چنين اتهاماتي را از حيز انتقاع ساقط مي‌كنند و فرد يا افراد شهادت‌دهنده را به جرم شهادت دروغ محكوم مي‌كنند.
كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت همه وجدانهاي بيدار، همه مدافعان حقوق‌بشر، همه نيروهاي دموكرات و آزاديخواه در سراسر جهان به‌ويژه در اروپا و آمريكا را به قضاوت در‌مورد گزارش ديدبان حقوق‌بشر و رفتار مغرضانه اين سازمان در‌مورد ايران و مجاهدين فرا مي‌خواند. در شرايطي كه جنايات رژيم آخوندي در داخل ايران و تلاشهاي بي‌وقفه‌اش براي صدور تروريسم و بنيادگرايي و دستيابي به سلاح اتمي، هر روز ابعاد گسترده‌تري به خود مي‌گيرد، به بازي‌گرفتن حقوق‌بشر براي اهداف سياسي، هيچ معنايي جز مشاركت در جنايات اين رژيم عليه مردم ايران و به‌خطر انداختن صلح و آرامش در منطقه و جهان ندارد.

كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت ايران
سوم اسفند 1384 (20فوريه‌2006)

برادرمجاهد مهدي براعي: ديدبان بايد از مجاهدين و ملت ايران رسماً معذرت‌خواهي كند



برادر مجاهد مهدي براعي، از مسئولان مجاهدين خلق ايران در اشرف، در‌باره اطلاعيه 15‌فوريه2006 ديدبان گفت: عقب‌نشيني مفتضحانه (اگر چه ديرهنگام) ديدبان از برخي از اراجيف پيشين كه آشكارا توسط مأموران بافته شده، لازم بود اما به‌هيچ‌وجه كافي نيست و هم‌چنان‌كه بسياري از حقوقدانان و نمايندگان پارلمان اروپا و پارلمان انگلستان اشاره كرده‌اند، ديدبان بايستي از مجاهدين و ملت ايران رسماً معذرت‌خواهي كند و از پشتيباني از رژيم پليد حاكم بر ايران ابراز انزجار نمايد.
وي افزود: تا وقتي اين معذرت‌خواهي انجام نشده، اين دكان دو نبش حراج حقوق بشر، واجد كمترين صلاحيت حقوقي و اخلاقي نيست.