
بعد از پايان جنگ جهاني دوم، يكبار فرانكلين روزولت از چرچيل سؤال كرد « اين جنگ را چه بايد ناميد؟»
چرچيل گفت« جنگ غير ضروري» و افزود اگر ما چند كار ساده و عملي را در 1935 و 1936 انجام داده بوديم جان يكصد ميليون نفر را نجات داده بوديم.
بحران اتمي با رژيم ملايان بيش از هرچيز اواسط دهه 1930 را به خاطر مي آورد.
پس از آنكه رژيم تهران غني سازي اورانيوم را در سايت نطنز از سر گرفته است، چه كسي ميتواند نگران دستيابي ملايان به بمب اتمي نباشد؟
اگر چه 2006 ممكن است سال بحران فزاينده با رژيم بنيادگراي حاكم بر ايران باشد، اما با اتخاذ يك سياست درست امسال ميتواند سال آغاز تغييرات بسيار مثبت در ايران هم باشد. اما فرصت زيادي باقي نيست.
آنچه در غرب كم درك شده است اين است كه علي خامنهاي، رهبر رژيم تئوكراتيك حاكم بر ايران، با روي كار آوردن احمدي نژاد از يكسو جنگ با مردم ايران را تشديد كرده و از سوي ديگر به جامعه جهاني اعلام جنگ كرده است. جنگي كه هدف آن مقابله با تغيير است، در حاليكه بيش از 90 درصد مردم ايران خواهان تغيير اين رژيم هستند.
در تابستان 2002 با افشاي سايتهاي اصلي اتمي و طرحهاي غني سازي اورانيوم و توليد پلوتونيوم توسط شوراي ملي مقاومت، جهان از پروژه خطرناكي كه 18سال مخفي مانده بود آگاه شد. اما در ارجاع اين پرونده به شوراي امنيت، سه سال و نيم تأخير وجود دارد. ملايان در اين مدت سايت اتمي اصفهان و كارخانه توليد آب سنگين اراك را تكميل كردند. آنها از پايان سال آينده پلوتونيوم قابل استفاده در بمب را توليد خواهند كرد. در نطنز ظرفيت استقرار 50000 سانتريفوژ را ايجاد كرده اند. آنها همچنين موشكهاي با برد 1500تا 2000كيلومتر با قدرت حمل كلاهكهاي اتمي توليد و انبار كرده اند. چندي ديگر ملايان به موشكهايي دسترسي خواهند يافت كه برلين را هم در تير رس آنها قرار ميدهد. در اين روزها جهان در جستجوي راه حل است. چنين وانمود ميشود كه گويي گزينه هاي موجود پذيرش ايران بهعنوان يك قدرت اتمي و يا جنگ خارجي است.
اما جنگ آلترناتيو سازش نيست، بلكه ادامه طبيعي سازش است. 8سال امتياز غرب به اين رژيم براي تقويت خاتمي به خامنهاي فرصت داد تا هارترين باندها را بر سر كار بياورد. و همه موانع را در مسير دستيابي به بمب اتمي و تسلط بر عراق كنار بزند. او پس از روي كار آوردن احمدي نژاد قدرت شوراي عالي امنيت رژيم را افزايش داده و با ايجاد 7 معاونت در اين ارگان علاوه بر نقش تصميم گيرنده به آن نقش اجرايي نيز داده و مديريت آنها را به پاسداران سپرده است.
18 سال مخفيكاري تهران و بي عملي سه ساله، جهان را بهاندازه كافي در مخاطره قرار داده است. اما هنوز يك راه حل سوم وجود دارد. اگر آخرين فرصتها را دريابيم هنوز هم ميتوان از فاجعه جلوگيري كرد. تنها راه تغيير دموكراتيك در ايران بهدست مردم و مقاومت است.
بهرغم سركوب وحشيانه، تنها در ماه گذشته هفتصد و سي اعتراض، تظاهرات و اعتصاب در نقاط مختلف كشور شكل گرفته است. مقاومت سازمانيافته با 120 هزار شهيد تمايل جامعه ايران به تغيير را نشان ميدهد.
تاكنون تمام حسن نيتهاي غرب نثار ملايان حاكم شده است. طرح رسمي سه كشور اروپايي به ملايان در اكتبر 2004 پيشنهاد ميكرد اگر ملايان برنامههاي اتميشان را محدود كنند، اروپا سازمان مجاهدين خلق را در ليست تروريستي نگاه خواهد داشت. اين يك امتياز بزرگ براي مصون نگاه داشتن ملايان از تغيير و مشاركت در سركوب مردم ايران است. برچسب تروريستي عليه مجاهدين، به گفته بالاترين مقامات غربي يك ژست حسننيت به ملايان تهران بود.
امروز ژست حسننيت ديگري لازم است اما به مردم ايران. مقاومت ايران براي تغيير از غرب نه پول ميخواهد و نه سلاح. اگر امتيازهاي غرب به ملايان متوقف شود، دلارهاي نفتي به حساب آخوندها سرازيرنشود، به بي عملي در مقابل نقض حقوقبشر و جنايات تروريستي ملايان پايان داده شود، ليست تروريستي و ساير محدوديتها عليه مقاومت برداشته شود، تغيير در دسترس است.
ارجاع پرونده اتمي رژيم ملايان به شوراي امنيت يك گام لازم است. اما ساير گامها بايد بهسرعت در دستور كار قرار گيرند:
• اعمال تحريمهاي نفتي، تسليحاتي و تكنولوژيك و ديپلوماتيك عليه رژيم آخوندي
• رسيدگي به جنايات رژيم آخوندي و سران آن عليه مردم ايران و جنايات تروريستي اين رژيم در خارج كشور در يك دادگاه بين المللي
• حذف برچسب تروريستي عليه سازمان مجاهدين خلق ايران
امروز هفتاد سال بعد در مقابله با فاشيسم مذهبي حاكم بر ميهن من ايران، 2006 ميتواند 1936 نسل ما نباشد. اما اين بار هم چند گام ساده ضروري بايد زودتر برداشته شوند. انتخاب با ماست.
× نگارنده مقاله مريم رجوي، رئيس جمهور شوراي ملي مقاومت ايران، ائتلاف گروههاي اپوزيسيون ايران در تبعيد مي باشد.








