
روز شنبه 29بهمن1384 مراسم دهمين سالگرد شهادت مجاهدان شهيد زهرا رجبي و علي مرادي، به دست ديپلومات-تروريستهاي رژيم آخوندي در تركيه، در پرلاشز پاريس برگزار گرديد. در اين مراسم خانواده مجاهد شهيد زهرا رجبي و جمعي ازمسئولان كميسيونهاي شوراي ملي مقاومت و اعضاي شورا و نيز تعداد كثيري از هموطنان و ياران مقاومت شركت داشتند.
پس از اعلام برنامه، آياتي از كلاماللهمجيد پخش شد. سپس خانم سروناز چيتساز، مسئول كميسيون زنان شوراي ملي مقاومت ايران، دكترعبدالعلي معصومي عضوشوراي ملي مقاومت ايران و آقاي ابوالقاسم رضايي، دبير شوراي ملي مقاومت به سخنراني پرداختند. متن سخنرانيها را در همين صفحه ميخوانيد.
در قسمت بعدي برنامه مزار شهيد حقوق پناهندگان توسط حاضران در صحنه گلباران شد. در ابتدا دسته گلهايي از سوي خانواده شهيد برمزار او گذاشته شد. سپس دستهگلهايي از سوي خانم مريم رجوي، رئيسجمهور برگزيدة مقاومت، شوراي ملي مقاومت ايران، سازمان مجاهدين خلق ايران و شوراي رهبري سازمان مجاهدين بر مزار شهيد زهرارجبي نهاده شد. پس از آن حاضران با تقديم شاخه گلهايي بر مزار شهيد، فاتحه خواندند و ياد آن شهيد قهرمان و همرزمش علي مرادي را گراميداشتند.
پايانبخش مراسم بزرگداشت مجاهدان شهيد زهرا رجبي و علي مرادي اجراي سرود قسم توسط حاضران در مراسم بود. شركت كنندگان با خواندن سرود بار ديگر بر عزم نهاييشان بر ادامه مبارزه با رژيم آخوندي تأكيد كردند
مراسم درساعت 17 به پايان رسيد .
سروناز چيتساز: فديههاي بزرگ پيروزيهاي بزرگ را محقق ميكند
دوستان عزيز،
امروز بر مزار خواهر مجاهدم زهرا رجبي (فائزه) گرد آمدهايم، تا ياد هميشه زندة او را گراميبداريم. در آغاز به او و به همه شهيدان راه آزادي درود ميفرستم.
10سال پيش تروريستهاي رژيم آخوندي در تركيه، بهطرز شقاوتباري، خون زهرا رجبي، شهيد بزرگ دفاع از حقوق پناهندگان و عضو شوراي رهبري مجاهدين و همرزم پاكبازش علي مرادي را بر زمين ريختند.
فائزه البته اولين شهيد اين مقاومت نبود، ملت ايران براي حقوقبشر و آزادي و دموكراسي فديههاي بزرگي تقديم كرده است. ده روز پيش خاطره شهداي عاشوراي مجاهدين، اشرف زنان مجاهد اشرف رجوي و سردار كبير خلق موسي خياباني را گرامي داشتيم و همزمان با عاشوراي حسيني، رژيم جنايتكار آخوندي، خون مجاهد ديگري را برزمين ريخت. شهيد قهرمان حجت زماني، كه بيش از چهار سال و نيم در زندانهاي خميني تحت فشار و شكنجه بود.
اگر چه 27سال است رژيم ضدبشري آخوندي در ايرانزمين بهترين و پاكترين فرزندان اين ميهن را به دار آويخته و شكنجه و اعدام كرده است، اما اين درس مداوم تاريخ است. فديههاي بزرگ پيروزيهاي بزرگ را محقق ميكند و شايستگي ملتي را براي دستيابي به آزادي و دموكراسي به اثبات ميرساند.
امروز در سالروز شهادت اين شهيدان والامقام در اينجا گرد آمدهايم تا ضمن گراميداشت خاطره تابناكشان بارديگر با آنها تجديد عهد كنيم.
آمدهايم تا به فائزه بگوييم كه اگر چه غم از دستدادنت بسيار سنگين است و جاي تو خواهر عزيزم، همواره در كنار ما خالي است، اما خون تو جوشان است. زنان باصلابت و استوار مجاهد خلق با مسئوليتپذيري بيمانند، جاي تو را آنچنان كه شايسته توست، در اين مقاومت پركردند.
سرداراني مانند مژگان و صديقه كه طي سه سال سخت و پر و فراز نشيب بر آرمان آزادي خلق پاي فشردند و هزاران زن و مرد قهرمان مجاهد كه بر تسليم و سكون شوريدند و با پايداري در مقابل حملات و توطئههاي رژيم و همدستانش نام مجاهد خلق را در شهر اشرف، پرافتخارتر و سرفرازتر از هميشه بر زبان همه جاري ساختند.
آنها با پايداري و ايستادگي بيمانند خود، اثبات كردند كه خون پاك تو و ساير شهيدان اين مقاومت همچنان زنده است.
گلوي مرغ سحر را بريدهاند و هنوز
در اين شطِ شفق،
آواز سرخ او جاريست
آري امروز جوشش اين خون را در پايداري اشرف، در اعتراض و اعتصاب هموطنانمان در ايران، و در مقاومت فزاينده و رو به رشد زنان ايران، ميتوان ديد.
خلقي كه مصمم است به هر قيمت ارتجاع مذهبي را كنار زده و آزادي، برابري و دموكراسي را براي ايران زمين محقق كند.
آري عزم جزم اين نسل، براي به زيركشيدن حاكميت آخوندي، دوران جديدي از انزوا و طردشدگي جهاني براي رژيم آخوندي را آغاز كرده است.
اگرچه قاتلان و تروريستهايي كه زهرا رجبي و علي مرادي را به شهادت رساندند، بهدست عدالت سپرده نشدهاند، اما همچنانكه مقاومت ايران از ابتدا تأكيد كرده و جنايت اخير ملايان يعني اعدام مجاهد خلق حجت زماني، بار ديگر اين حقيقت را به اثبات رساند كه در برابر اين رژيم، تنها يك پاسخِ مؤثر وجود دارد و آن قاطعيت است.
فائزه عزيزم، امروز در اينجا در حضور همرزمانت، خواهران و برادرانت و بهخصوص در حضور خانواده عزيز و داغدارت گرد آمديم، تا به تو بگوييم، كه هرگز از راه و آرمان آزادي كه خون تو در راه آن ريخته شد، لحظهيي كوتاه نخواهيم آمد.
مطمئنم نام تو و ياد تو در روز آزادي خلق، شكوفا خواهد شد و براي هميشه در تاريخ آزادي ايران زمين جاودانه خواهي بود.
به همه شما كه براي گراميداشت ياد فائزه و آرمان او گردآمدهايد، درود ميفرستم.
محمدعلي معصومي: خون جوشان زهرا رجبيها و حجت زمانيها جانهاي تشنة آزادي را شعلهور كرد
با ياد همواره بيدار و بيقرارِ سرو هميشه ماندگارِ آزادي مردم ايران زمين، زهرا رجبي، شهيد بزرگ دفاع از حقوق پناهندگان و عضو شوراي ملي مقاومت ايران، كه ده سال پيش در چنين روزهايي، با همسنگر پاكبازش، مجاهد شهيد علي مرادي، به دست ديپلومات ـ تروريستهاي رژيم خميني در استانبول به شهادت رسيد و به رودخروشان شهيدان راه آزادي ايران زمين پيوست.
و باز با ياد ماندگار سرو جاودان آزادي ايران زمين، حجّت زماني، كه دو هفته پيش، در زندان گوهردشت كرج به دست دژخيمان رژيم آخوندي جان باخت.
نه هر درخت تحمّل كند جفاي خزان
غلام همّت سروم كه اين قدم دارد
رژيم پا بهگور آخوندي، اين روزها، در چنبرة بحرانهاي داخلي و بينالمللي روزي نيست كه يك يا چند تن از فرزندان ايران زمين را به جرم آزاديخواهي يا به بهانههاي واهي، به اعدام و تيرباران محكوم نكند و براي ايجاد رُعب و هراس، در ملأعام به دار نياويزد؛ رژيميكه جز به مدد سركوبي و جنايت و شكنجه و اعدام، حتي توان ماندن يك روز در قدرت را هم ندارد:
كدام غنچه كه خونش به دل نميجوشد
كدام گل كه گرفتار طعن خاري نيست؟
كدام شاخ كه دست حوادثش نشكست
كدام باغ كه يك روز شورهزاري نيست؟
امّا اين 27سال جنايت و سركوبي وحشيانه، چه رهآوردي داشت، جز افزايش حجم روزافزون نفرتهاي اجتماعي و شعلهورترشدن هر چه بيشتر خشم و خروش مردم براي آزادي و رهايي از چنگال اهريمنان حاكم بر جان و مال مردم؟
و در اين ميان خون جاري و همواره جوشان زهرا رجبيها و حجّت زمانيها و 120هزار شهيد جاودان آزادي، در هر محله و ميدان جانهاي تشنه آزادي را شعلهور كرد و به ميدان مبارزه با اهريمنان حاكم بر ميهن داغدارمان كشاند.
رزمندگان راه شرف و افتخار ايران زمين، مجاهدين خلق ايران، سرداران حماسهساز اشرف قهرمان، پرچم رزم با دژخيمان تروريستپرور آخوندي را، نه تنها در ايران زمين بلكه در كشور همسايهمان عراق نيز برپاكردند و سراسر خاك آن سامان را، ميدان مبارزه افشاگرانه با مزدوران رنگارنگ رژيم جنايتكار آخوندي كردند و روزي نيست كه زوزههاي سگان هار ارتجاع آخوندي از اين افشاگريهاي دامنگستر به هوا برنخيزد.
به نمونهيي از آن اشاره ميكنم: يكي از سايتهاي وزارت اطلاعات آخوندي به نام «ايران ـ ديدبان» در روز 30آذر 84 در مطلبي با عنوان «تكرار تاريخ» نوشت: «..اتفاقات و تحوّلات عراق پس از سرنگونی صدام و مواضع و عملکرد مجاهدين طی اين مدت، يادآور دوران پس از انقلاب ايران است و در حقيقت به گونهيی ديگر، تاريخ در مورد آنان تکرار میشود... اين روزها با نگاهی به تحوّلات عراق، خيلی خوب میشود آنچه را که در روزهای بعد از پيروزی انقلاب اتفاق افتاد، ديد و با پاسخ به اين سؤال که تحوّلات عراق چه ربطی به مجاهدين دارد؟ و اين همه دخالت آنها در امور داخلی عراق چيست؟ میتوان به حجم عوامفريبی و تشنجآفرينی آنها در آن روزگار که در مسائل گوناگون موضعگيری میکردند، پیبرد... امروز نيز آنها قصد دارند تا همان راهی را بروند که در 30خرداد رفتند ».
كمتر از دو هفته بعد، علي لاريجاني، رئيس شوراي عالي امنيت رژيم، در مصاحبه با تلويزيون شبكة دو، هراس رژيم آخوندي را، از گسترش نفوذ مجاهدين در ميان مردم عراق به مثابه سدّ و راهبندي در برابر دخالتهايشان، برملاكرد و گفت: «يك اشتباهي دارند ميكنند آمريكاييها، حتي از قبل از انتخابات هم يك كارهايي كردند كه نشان ميداد صحنه را خوب نميشناسند. من فكر ميكنم مستشرقيني كه به اينها خط ميدهند، اينها صحنه عراق را دقيق نميشناسند. حتي همين نزديك انتخابات، اي تام كيسي،كه فرمانده نظامي اونجاست از طرف آمريكاييها، دست به دامن منافقين شده كه شما بياييد تو شهرهاي مختلف تبليغ كنيد كه اين ليست ائتلاف شيعه رأي مناسب را نياورد...»
راستي، مجاهديني كه زبان عربي زبان مادري و سرزمين عراق نيز خاك آبايي آنها نيست، چگونه توانستند در ميان مردم عراق تا به اين حد نفوذ كنند و شهر اشرف، قله بالابلند شرف و پايداري، جانپناه و كانون اميد و اعتمادشان براي آزادي و ميدان سربه هم دادن و اتّحاد نيروهاي ملي آن كشور شود و راه پيوند ملي را در ميان مردم آزاديخواه عراق اين چنين بگشايد؟ و ميدانيم كه همين تلاشهاي سرداران قهرمان شهر اشرف و همراهيها و همدليهاي مشتاقان آزادي مردم عراق بود كه چهرة تجاوزكارانه و دشمنكاميهاي رژيم را روزبهروز بيشتر افشاكرد و در انتخابات اخير اين كشور هم بهخوبي خود را نشان داد.
راستي، مگر مجاهدين در دو سال و نيم اول انقلاب تا 30خرداد60، چه كردند كه پسماندگان خميني اين چنين از يادآوري آن دوران نيز رعشه بر اندام تباهشان ميافتد.
جز اين است كه آن پاكبازان در آن دوسالو نيم،كه عرصه فعاليتهاي آزاد سياسي باز بود، به چنان رشدي رسيدند كه خميني از بيم جاروشدن به دست مردمِ به پاخاسته و نيروهاي هوادار مجاهدين، ناچار شد شمشير را از رو ببندد و تظاهرات مسالمت آميز 30خرداد60 را به خون بكشد و بساط دار و درفش را به گونهيي عريان و بيپرده بگستراند و آيا در اين، هيچ ترديدي ميتوان داشت اين روزها كه رژيم سفّاك آخوندي در چنبرة فشارهاي داخلي و بينالمللي، به گونهيي نفسگير، گرفتار است، اگر اندكي، فضاي سياسي گشاده شود، اعتراضات و خيزشهاي مردم بهجان آمده، همراه و همپيوند با رزمندگان آزادي ايران زمين، آنچنان شعلهور خواهد شد كه بيهيچ ترديدي بساط رژيمِ برآمده از گور تاريخ را به كلي درهم خواهيد پيچيد و نه از تاك نشان خواهد ماند و نه از تاكنشان؟
اگر جز اين بود و رژيم اندك مشروعيتي در ميان مردم داشت، نيازي به اين همه كشتار و بند و زندان و دار و تازيانه نبود و ميتوانست در برابر خواست همة همپيمانان بينالملليِ ديروزش اندكي عقب بنشيند و فضاي بازي بگشايد و يا در پروژة ضدميهني اتميش كوتاه بيايد و دست از دخالتهاي تجاوزكارانهاش در عراق بكشد و در نتيجه، عمر رژيم سركوبگرش را اندكي تداوم بخشد. اما گردانندگان ماشين اهريمني سركوبي و كشتار به روشني ميدانند كه اگر اندكي از سياستهاي سركوبگرانه و تجاوزكارانه عقب بنشينند، به سرنگوني سريع رژيمشان شتاب بخشيدهاند. از دل اين كوتاهنيامدنها و پافشاريها بر برنامه ويرانگر اتمي و دخالت در عراق و تروريسم دامنگستر و سركوبگريهاي وحشيانه و بيامان داخلي اين رژيم است كه امروز ديگر كسي نيست كه نداند «افعي هرگز كبوتر نخواهد زاد» و سر اژدهاي مردمخوار را بايد با پتك درشت خشم خلق بهپاخاسته درهم كوبيد و جهاني را از زهر كشندهاش رهايي داد.
در پايان يك بار ديگر به سروهاي هميشه جاودان آزادي ايران زمين زهرا رجبي، علي مرادي و حجت زماني و باغبابان پاكباز آنها و صدو بيست هزار سرو بالابلند رُسته در سرزمين تشنة آزادي ايران زمين درود ميفرستم.
بيترديد اگر زهرا رجبيها در ميان ما بودند، در سخن اول، به پرچمداران آگاه و پاكباز و هميشه ماندگار رزم توانسوز فرزندان جان بركف ايران زمين، مسعود و مريم رجوي، درود ميفرستادند كه در همه اين سالهاي توانسوز مبارزه با اهريمنان به ناحق چيره بر ميهن اهورايي ما، پرچم مبارزه را، بيوقفه و درنگ، برافراشته نگهداشتند و ذرهيي در اين راه كوتاهي نكردند. و باز، بيترديد، درود ميفرستادند بر پرچمداران رزم شرف و افتخار ميهني در اميرخيز امروز، اشرف قهرمان، كه كانون همواره شعلهور اميد و اعتماد مردم ايران زمين براي رهايي از چنگان اهريمنان حاكم شدند و اين پرچم را در زير سختترين و جانكاهترين فشارهاي دوران برافراشته نگه داشتند و تن به ذلّت تسليم نسپردند. هزاران درود بر اين شيرزنان و كوهمردان پاكباز و دلير ايران زمين باد.
ابوالقاسم رضائي: شهادت فائزه و حجت يك پيام دارد، عزم جزم يك خلق براي سرنگوني رژيم آخوندي
چه شكوهي دارد جان ناميراي درياها،
هرچه ازآبش مينوشي،
هرچه از ماهيش ميگيري
باز دريا آبي است، باز سرشار ازماهي است،
چه رازي است در سرسبزي و سرشاري ما
هر چه پائيز سبزمان را زرد ميكند
باز برشاخه گل داريم.
دهسال پيش در چنين روزهايي، هنگاميكه پيكر گلولهباران شده خواهر مجاهد زهرا رجبي(فائزه) را در اينجا به خاك سپرديم، از دست دادن او در آن روزها، بسيار برايمان سخت بود و شهادت او به همراه همرزمش مجاهد شهيد علي مرادي بسيار برهمه ما گران آمد، چرا كه درمسيري سخت وصعب، يكي از با صلابتترين وپرتوانترين زنان مسئولمان، ما را ترك كرد.
مسئولي كه حضورش در صحنههاي سخت نبرد هميشه دلگرمكننده بود. از سختيهاي جنگ نميهراسيد و براي انجام وظيفه در شرايط دشوار و پيچيده قدم پيش ميگذاشت، بهوجود او مفتخر بوديم وشهادتش برايمان جانگداز بود.
ولي چه شهادت خواهر فائزه در دهسال قبل و چه شهادت آخرين شهيدمان مجاهد قهرمان حجت زماني در همين ماه، يعني ماه بهمن، ماه عاشوراي مجاهدين، يك پيام روشن و واضح براي آخوندهاي جنايتكار دارد و آنهم مقاومت سرسخت يك خلق ستمكشيده با پيشتازان دلاورش و عزم جزم آنها براي سرنگوني است.
و اين پيام كه اين مقاومت حاضر است هر بهايي را براي آزادي مردمش بپردازد و در اين راه هيچ هراسي از شما جنايتكاران ندارد. در حاليكه برخورد سبعانه شما با يك زنداني كه درچنگتان اسير است و سالها تحت شكنجه و فشار شما بوده است فقط و فقط ضعف و هراس بينهايت شما را ميرساند.
ولي بدانيد كه چه اعدام حجت زماني و چه اعدام 13زنداني در 22تا 27همين ماه براي ايجاد جو رعب و چه سركوب تظاهرات كاركنان شريف شركت واحد و آزار و اذيت بچهها و همسران آنها و چه حتي خراب كردن حسينيه دراويش در قم، شما را از سرنگوني محتوم كه به آن محكوم هستيد نجات نخواهد داد.
دوستان عزيز،
امروز جهان تازه چشمش به خطر يك رژيم وحشي كه تهديد اصلي صلح و ثبات در منطقه و دركل جهان است باز شده است و برايش ثابت ميشود كه سياست مماشات و نرمش، استبداد مذهبي حاكم بر ايران را معتدل نميكند بلكه برعكس هارترين باند آنها را سركار ميآورد.
برايشان ثابت شده كه مذاكره با اين رژيم، آخوندها را از پيگيري سلاح هستهيي باز نميدارد و برايشان ثابت شده كه سياست مماشات خطر جنگ را رفع نميكند.
ولي براي رسيدن دولتهاي غربي به اين نقطه يا بهتر است بگويم رساندن آنها به اين مقطع مردم و مقاومت ايران بهاي سنگيني پرداختند.
ما براي آزادي مردم اسيرمان، براي شناساندن چهره كريه اين رژيم و نشان ماهيت ضدبشري آن، 120هزارشهيد داديم كه بهاي بسيار سنگيني است.
علاوه بر آن، بهتان تروريسم عليه اين مقاومت كه براي رامكردن آخوندهاي وحشي صورت گرفت، براي مردم ايران فقط تشديد سركوبي را بهدنبال داشت.
خواهرمجاهدمان فائزه يكي از قربانيان تروريسم آخوندي بود، همان تروريسميكه غرب سالها به خاطر منافع اقتصاديش بر آن چشم بسته است. در همين فرانسه با تروريستها مماشات شد. قاتلين دكتر كاظم را به عوض محاكمه، در روز روشن به رژيم تحويل دادند. بر ساير جنايات آخوندها چشمشان را بستند. نتيجه اين سياست مماشات چه شد. رژيم در تمام زمينهها جلو آمد و بهمرحله اتميشدن رسيد و تازه وحشت همه را فراگرفته است كه با اين وحشي چكار كنند. زائيده شدن احمدينژاد از افعي آخوندي نتيجه سياست مماشات غرب با اين رژيم ضد انساني است .در حاليكه سالها قبل رهبر مقاومت اندرزشان داد كه افعي كبوتر نميزايد. حالا احمدينژاد رسماً بر طبل جنگ ميكوبد، رسماً از حقوق بشر اظهار تنفر ميكند وآنرا امري نخنما شده مينامد.
ما امروز در حاليكه اثبات شد، سياست مماشات صددرصد شكست خورده است. ثابت شد كه سياست مماشات خطر جنگ را دفع نميكند، ثابت شد كه بهتان تروريسم به مجاهدين، ملايان وحشي را رام نميكند، ثابت شد كه اغلب انفجارها و تهاجمات تروريستي در عراق توسط رژيم آخوندي و عواملش صورت ميگيرد، ثابت شد كه ديكتاتوري آخوندي مانع صلح و ثبات است و ثابت شد كه هماورد رژيم آخوندي و آنتيتز آن همين مقاومت است و حضور زنان در صف اول اين مبارزه تضمين تداوم و پيروزي آن است.
اعلام ميكنيم:
تنها راه، زبان قاطعيت با اين رژيم است. سياست مماشات در كمال بيشرمي با قراردادن اسم مجاهدين در ليست تروريستي، به فاشيسم مذهبي باج داد ولي اين رژيم هارتر شده و بهاي آن را مردم ايران دادند.
حالا هم زبان قاطعيت يعني بازكردن اين نوع غل و زنجيرها از پاي مردم ومقاومت ايران و رفع بهتان تروريستي است.
وما، به يمن حضور هزاران فائزه و حجت در صفوفمان و خلقي كه اين فائزهها وحجتها را پروراند، در دهمين سال شهادت خواهر مجاهدمان زهرا رجبي، افتخار ميكنيم كه راه او و راه 120هزارشهيد را با قاطعيت و استواري و به يمن وجود يك رهبري فداكار و ذيصلاح ادامه داديم وميدهيم.
افتخار ميكنيم كه يك الگوي پايداري مثل شهر اشرف و سرداراني مثل خواهر مژگان و خواهرصديقه را در مقابل جهانيان داريم و افتخار ميكنيم كه اجازه نداديم خون شهدايمان ملعبه سازش با آخوندهاي جنايتكار شود واين راه را تا سرنگوني ادامه ميدهيم.
