مراسم بزرگداشت شهادت مجاهد قهرمان حجت زماني در «اشرف»





در مراسم بزرگداشت مجاهد قهرمان حجت زماني كه در قطعة مرواريد، مزار شهيدان در شهر اشرف برگزار شد، مجاهدان و رزم‌آوران آزادي به‌همراه بيش از يكهزار تن از نمايندگان احزاب و جمعيتهاي سياسي و اجتماعي، حقوقدانان، سران عشاير و شخصيتهاي سياسي و اجتماعي و شهروندان عراقي كه از سراسر عراق به همين مناسبت در شهر اشرف گردآمده بودند، ياد و راه اين مجاهد قهرمان را گرامي داشتند.
شماري از اعضاي شوراي رهبري، مسئولان سازمان و فرماندهان ارتش آزاديبخش ملي ايران نيز در اين مراسم حضور داشتند و با نثار حلقه‌ها و دسته‌هاي گل بر نمادي كه به همين مناسبت بر پا شده بود، از اين شهيد قهرمان تجليل كردند.
در ابتدا پس از تلاوت آياتي از قرآن مجيد، گارد احترام طي آيين ويژه‌يي در مقابل تصاوير شهيد قهرمان حجت زماني اداي احترام نمود و سپس جمعي از مسئولان سازمان و هم‌چنين شخصيتها و نمايندگان گروههاي شركت‌كننده با قراردادن حلقه‌ها و دسته‌هاي گل، مراتب احترام خويش را نسبت به اين شهيد قهرمان ابراز نمودند.
سپس پيام مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران، خواهر مجاهد صديقه حسيني، توسط خواهر مجاهد معصومه ملك محمدي از اعضاي ارشد شوراي رهبري مجاهدين قرائت شد.
در قسمتي از اين پيام آمده است: سلام بر مجاهد خلق حجت زماني، سلام بر فرزند دلاور ايلام، بر گرد دلير هفت چشمه، سلام بر خزئل و فلاح، برادران قهرمان حجت كه در سالهاي 78 و 79 توسط مزدوران رژيم آخوندي به شهادت رسيدند. و سلام و درود بر خانواده غيور و مجاهد پرور زماني، سلام بر حجت روزي كه زاده شد و روزي كه به ستيز با پليدترين دشمنان خلق برخاست. سلام بر او كه سنت پايداري مجاهد خلق را تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون زنده نگه داشت. محكم و استوار ايستاد و سرخم نكرد تا سرانجام پوزه دشمن را در نهايت ذلت و خواري به خاك ماليد. سلام بر حجت روزي كه سرفراز و پر غرور دامن محبت را به خون رنگين كرد و به سوي جاودانه فروغها پر كشيد. بدرود قهرمان حجت
در قسمتي ديگري از اين پيام آمده است: اجازه مي‌خواهم از جانب خودم و شوراي رهبري مجاهدين و از سوي تمام مجاهدان و رزمندگان آزادي در شهر اشرف شهادت اين قهرمان فراموشي‌ناپذير را به همه مجاهدان و عموم مردم ايران و به ويژه به خانواده سرفراز او و به مردم و جوانان غيور هفته‌چشمه تبريك و تسليت بگويم.
دور نيست روزي كه همشهريان حجت در ايلام و سرچشمه و مردم به‌ستوه‌آمده در سراسر ايران زمين انتقام خون اين شهيد قهرمان و تك تك شهيدان راه آزادي را از خميني و دودمان پليدش بگيرند و ايران زمين را از لوث وجود اين رژيم پاك و پاكيزه نمايند.
آن‌گاه شيخ اكرم العزاوي، رئيس انجمن علماي متحد عراق، طي سخناني خطاب به مجاهدان حاضر گفت: همة شما حجت را مي‌شناختيد، پيام اين خونها اين است كه به دژخيمان و همة سياست‌بازان مي‌گويد مماشات با شكنجه‌گران بس است. همين‌جا به‌همة امت اسلامي مي‌گويم كه اين شهيد قهرمان از شهداي امت اسلامي است و خدا او را رحمت كند.
دكتر جواد ربيعي، از تجمع عشاير ملي عراق، گفت: شهادت حجت قهرمان كه به دست دژخيمان وحشي رژيم ايران صورت گرفت، راهگشاي آزادي است.
سپس خواهر مجاهد رقيه عباسي، از اعضاي ارشد شوراي رهبري مجاهدين به تشريح فرازهايي از زندگي پر افتخار حجت قهرمان پرداخت.
در ادامه، برادر مجاهد اسماعيل مرتضايي، از مسئولان سازمان مجاهدين خلق ايران، طي سخناني گفت: شهادت حجت دليل و سند افتخار پيروزي و سربلندي و حقانيت يك راه است و در عين‌حال سند مجسمي از شكست، ذلت، زبوني و پوسيدگي يك رژيم مفلوك كه پس از 4سال و نيم شكنجه و فشاري كه به‌زعم خود براي درهم‌شكستن روحية يك مجاهد خلق به‌كار بست، سرانجام در برابر ايمان و پايداري مجاهد خلق زانو زد و از روي عجز و ناتواني به‌اعدام حجت قهرمان، تن داد.
رژيم زبون 8سال كوشيد تا درصحنة بين‌المللي چهره ديگري از خود نشان دهد و اين‌طور وانمود كند كه گويا در رژيم مفلوكش قادر است مجاهد اسير را اعدام نكند و درهم بشكند، ولي در برابر ارادة سترگ حجت قهرمان به‌زانو درآمد و سرانجام با اعدام حجت قهرمان، شكست نمايشهاي رسواي 8‌ساله‌اش را به جهان اعلام كرد.
حجت زماني اولين شهيد اين مرحله است. مرحله‌يي كه در آن با ارجاع پروندة اتمي رژيم به شوراي امنيت، به‌رغم همة توطئه‌ها و بند‌و‌بستها، كشتي رژيم به گل نشسته است و همين جاست كه بايد گفت: اي حجت، اي نمايندة پايداران شهر اشرف، اي اسطورة شهادت مجاهد خلق در اسارت دژخيمان، بر تو درود و هزاران درود كه پيشتاز مجاهدين شدي و در دوران افول و شكست خفت‌بار رژيم، تو هستي كه «حجت» قاطع بر پيروزي مردم ايران و سقوط حتمي رژيم آخوندها شده‌اي!
آري وقتي اشرف مقاومت مي‌كند اين پايداري و مقاومت به‌هركوي و برزني راه پيدا مي‌كند، به زندانها سر مي‌كشد و همه شاهد پايداري و مقاومت مجاهدين در هركوي و برزن مي‌شوند.
پس سلام بر تو اي اشرف، اي كانون مقاومت كه امروز جهان برپايداري پرشكوه تو پايدار است و اي سرچشمه و آبشخور هرمقاومتي در سراسر گيتي، دير نيست كه پايداران اشرف بر اهريمن خميني چيره شوند و پيروزي را با مردمشان در ميدان آزادي جشن بگيرند.
در ادامه، چندتن از رزمندگان آزادي طي سخناني، به‌فرازهايي از زندگي و مجاهدت حجت قهرمان و خواندن اشعاري در رثاي او پرداختند.
مراسم بزرگداشت شهيد قهرمان، حجت زماني در قطعة مرواريد اشرف با اجراي دسته‌جمعي سرود قسم و فاتحه‌خواني حاضران، به پايان رسيد.




سرباز عاشورا ـ فرازهايي از زند‌گي مجاهد قهرمان حجت زماني






الَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَاباً مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ (آل عمران 95 )

آنان كه هجرت كردند يا رانده شدند از سرزمين شان و آزار ديدند در راه من، كشتند و كشته شدند، جايگاه‌شان بهشتهايي است كه واردشان خواهند شد، پاداشي از جانب خداوند و بهترين پاداش كه نزد خداست.


مجاهد شهيد حجت زماني 31سال پيش در هفت‌چشمه ايلام به‌دنيا آمد، تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر به‌پايان برد و با پايان دورة دانشسراي تربيت‌معلم، مدتي به‌شغل معلمي در مدارس ايلام پرداخت. حجت همزمان با وقوع عمليات فروغ جاويدان در حالي‌كه 14ساله بود با نام سازمان مجاهدين آشنا شد. در همان سال دو عامل باعث نزديك‌ترشدن حجت نوجوان به مجاهدين شد. عامل اول پيوستن برادر بزرگترش پهلوان خزئل زماني بود كه در همين سال به مجاهدين پيوست و عامل ديگر اعدام يكي از خويشاوندانش توسط پاسداران رژيم، كه او را بيشتر به جنايات رژيم و حقانيت مبارزات مجاهدين آگاه نمود. تلاشهاي حجت از سنين نوجواني و مشخصاً از 15‌سالگي آغاز شد، خلال اين سالها او مطالعة كتابهاي مجاهدين را آغاز كرد و همراه با گوش‌دادن به صداي مجاهد از مواضع سازمان در زمينه‌هاي مختلف آگاه گرديد. مجاهد شهيد حجت زماني در سنين نوجواني عزم خود را بر ادامة راه مجاهدين جزم كرد و از 17سالگي در تكاپوي پيوستن به‌مجاهدين بود. تا سرانجام در سال1376، دوران جديد زند‌گيش را با وصل به سازمان مجاهدين و زندگي مبارزاتي آغاز كرد. عمل انقلابي را توأم با دانش مبارزاتي در راه پيشبرد اهداف مجاهدين عليه رژيم ضدبشري به‌كار گرفت و به‌زودي به‌عنصري كارآمد تبديل شد. در همان زمان طي نامه‌يي نوشته بود: «احساس كردم اولين جوانه‌ها از عشقي وافر به رهبري در درونم سر برمي‌آورد، اين عشق راهگشا و حلال بسياري از مسائلي بود كه فكر مي‌كردم هرگز قادر به حل آن نخواهم بود با درك جديدي كه به‌دست آورده‌ام، مي‌فهمم كه خيلي از آن‌چه كه بن‌بست مي‌پنداشتم، ساخته‌هاي ذهني‌ام بود». اما حرفها و نوشته‌هاي حجت قهرمان تنها برخاسته از شور و شعار نبود، به‌زودي او با ابتلائات و آزمونهاي صعب و سنگيني مواجه گرديد. در ديماه78 برادرش پهلوان خزئل قهرمان، در هفت چشمه در مقابل تهاجم پاسداران پس از مقاومتي جانانه به شهادت مي‌رسد. از دست‌دادن يك برادر مجاهد عزم او را صيقل مي‌زند. در سال بعد او در ابتلائات بيشتري به آزمايش كشيده مي‌شود. دومين مجاهد از خانوادة زماني، برادر ديگرش فلاح نيز در مصاف با دژخيمان آخوندي شهيد مي‌شود. و سرانجام آزمون اصلي به حجت روي مي‌نمايد. در تيرماه‌1380، حجت به‌هنگام تردد در ميدان ونك تهران مورد شناسايي قرار گرفت و به‌اسارت پاسداران جنايتكار رژيم آخوندي درآمد بلافاصله دوران بازجويي و شكنجههاي فوق طاقت عليه او در اوين آغاز شد. حجت با مقاومتي در خور يك مجاهد دژخيمان آخوندها را به عجز واداشت. به‌طوري‌كه مدت بازجويي او به‌طور غيرعادي چهارسال به‌درازا كشيد. طي اين مدت دژخيمان در زندانهاي مختلف هر رذالتي را به‌كار گرفتند تا زير انواع شكنجه‌هاي جسمي و روحي، در عزم مجاهدوار او خللي وارد آورند. سرانجام سلسله‌يي از تهديدها عليه حجت آغاز شد و در تير1383 حجت قهرمان را در يك محاكمة فرمايشي به‌چهار بار اعدام محكوم كردند. از آن پس حكم اعدام حجت حربه‌يي بود تا با آن آزمودة خود بارها و بارها به آزمايش بگذارند. ازجمله او را از بند زندانيان سياسي به‌بند مجرمان عادي منتقل ساختند تا در ميان معتادان، قاتلان و زندانيان داراي بيماري مسري، مقاومتش را درهم بشكنند، اما حجت با اعلام اعتصاب غذا در زندان امواج سياسي كوبنده‌يي در سطح داخلي و بين‌المللي عليه رژيم به‌پا كرد. ماههاي پاييز و زمستان سال83، دوران طولاني اعتصاب غذاي قهرمانانة مجاهد قهرمان حجت زماني بود كه با گذشت هرماه تعداد بيشتري از زندانيان سياسي به آن مي‌پيوستند. آخوندها حجت را مسبب شكل‌گيري مقاومت زندانيان تشخيص داده و آخوند محسني اژه‌اي، وزير جنايتكار اطلاعات به‌همراه شخص ديگري به نام نبي راجي تحت عنوان شعبة ديوان كشور حكم اعدام او را تأييد كرد. حكمي كه نقطة كمال زندگي مبارزاتي حجت بود. او با سرفرازي مجاهديش درحالي‌كه دادگاه و كل حاكميت پوسيده و فاسد آخوندي را به زير سؤال مي‌برد حكم اعدام را به‌سخره گرفت و با شهامت در زير حكم نوشت: ”اعتراضي ندارم!“ بار ديگر هم‌چون 30هزارزنداني مجاهد و مبارز قتل‌عام شده تأكيد كرد كه كه هيچ بيم و باكي از سرنوشتي كه در راه رهايي مردمش پذيرفته است ندارد. ماههاي بعد جلادان زندان كه گمان مي‌بردند با حكم نهايي اعدام مي‌توان مجاهد را از پاي در آورد يا در ايمان او خللي وارد كرد، بر فشارهاي خود افزودند و به‌ضرب و شتم او در زندان روي آوردند. حجت بارديگر مقاومت خود را با دست زدن به اعتصاب غذا از روز 17شهريور گذشته آغاز كرد. اين اعتصاب غذاي قهرمانانه روحية مقاومت را در ساير زندانيان سياسي بالا برد و آنان نيز به‌اعتصاب غذا پيوستند. موج اعتراضهاي داخلي و حمايتهاي بين‌المللي اين بار نيز به‌رژيمي كه افسارگسيخته به‌تاخت و تاز در عرصة داخلي و بين‌المللي روي آورده بود نشان داد كه فشار و تهديد و شكنجه بر مقاومت عنصر مجاهد خواهد افزود. سرانجام دژخيمان حجت قهرمان را براي فشار بيشتر به بند زندانيان خطرناك و از آنجا به‌سلول انفرادي منتقل كردند تا تماس او با ساير زندانيان قطع شود. در دهة اول ماه محرم امسال رژيم با وحشت بسيار از بازتابهاي داخلي و بين‌المللي در صبحگاه روز 18‌بهمن، جنايت خود مبني‌بر اعدام مجاهد خلق حجت زماني را به‌اجرا درآورد. آخوندها نه تنها از زندگي بلكه از شهادت اين مجاهد قهرمان آن‌چنان در هراس بودند كه تا ده روز از اعلام رسمي خبر واهمه داشتند.
امروز يكايك مجاهدان آزادي ايران زمين با سلام و درودهاي بي‌پايان به سرور شهيدان و امام مجاهدان، خود را مباهي و مفتخر مي‌دانند كه امسال نيز چون همة ساليان گذشته، در روز عاشورا مجاهد ديگري سر بر راه و بر قدوم آن حضرت نهاد و بي‌ترديد با شهداي خاكپاي حضرتش محشور خواهد شد.




حجت و بينه‌يي بر پايداري پرشكوه مجاهدين در سهمگين‌ترين شرايط تاريخ ـ حوري سيدي






چند روزي بود كه خبرهاي ضد و نقيضي از ناپديد‌شدن و يا شهادت مجاهد قهرمان حجت زماني مي‌رسيد. اين خبرها نگرانم مي‌كرد و در درونم به‌هم مي‌ريختم ولي باز به‌خودم تسلي مي‌دادم و دعا مي‌كردم كه خبر نهايي را كه حتماً حضور حجت در زندان است بشنوم.
سيماي آزادي را مطابق معمول در ساعت‌14 باز كردم تا در جريان آخرين خبرها قرار بگيرم. بغض در گلو شكسته و اشكهاي پنهان در چشمان گوينده سيماي آزادي، قلبم را لرزاند و ناخودآگاه اشك از چشمانم جاري شد و فهميدم كه دشمن ضدبشري باز‌هم از سر كينه خون مجاهد ديگري را بر زمين ريخته است.
خبر مثل هميشه تكاندهنده بود. سروي سرفراز و يلي قهرمان از خطة قهرمانان ايلام، از تبار شيران قهرماني هم‌چون علي‌اكبر اكبري و پهلوان خزئل زماني در خون خود خفته بود.
اينك حجت با خون پاك و سرخ خويش، پيوندش با مردم و آرمان آزادي را ابدي نموده است.
لحظات متناقضي به‌ذهنم هجوم مي‌آورد.از يك سو دلم مي‌خواست حجت زنده باشد و ضربان قلب و نبضش را در مبارزة هر روز خودمان، اگر چه از راه دور، حس كنم و از سوي ديگر او را به‌خاطر حماسة پايداريش، رشادت و جسارتش تحسين مي‌كردم و در برابر آن سر تعظيم فرود مي‌آوردم.
اينك پس از گذشت 3‌سال از پايداري پرشكوه مجاهدين در سختترين و پر پيچترين شرايط تاريخ، حجت به سمبل و بينة آن تبديل شده است و چه افتخاري بالاتر از اين؟
با گذشت هر‌ثانيه، خودم را به راه و آرمان حجت قهرمان، برادر عزيزم كه اينك مايه غرور هر مجاهد شده است، نزديكتر مي‌يافتم. خون او را در رگان خودم جاري مي‌ديدم و پرچم هيهات منا‌الذله كه او به دوش كشيده بود را بر دوش خودم مي‌يافتم.
قطعاً حجت قهرمان آخرين شهيد اين مسير پرشكوه نخواهد بود. اما خون به ناحق ريخته او كه به‌دست دژخيمان ارتجاع بر زمين ريخته شد، به ثمر خواهد نشست.
حجت، تنها قهرمان هفت‌چشمه نبود. اينك از خون او نه هفت چشمه كه هفتاد چشمه جوشان و خروشان، سر برخواهد آورد و به سيل بنيان‌كني تبديل خواهد شد كه ريش و ريشه آخوندها را از بن بركند.
حجت طي چهار سال و نيم اسارت خود، با پايداري و استقامت در برابر حمله و هجوم و فشار و شكنجه‌هاي رژيم قرون‌وسطايي آخوندي، آنان را به خاك ذلت و خواري نشاند. اين حجت بود كه با سري پرشور و قلبي مالامال از عشق به مردم در هر‌اعتراض و اعتصابي در زندان در كنار ساير زندانيان سياسي حضور مي‌يافت و عرصه را بر دژخيمان زندان تنگ مي‌نمود.
حجت با شهادت خود يك پيام روشن و واضح به دشمن داد: مجاهد خلق هيچ‌گاه تن به سازش و تسليم و توبه و ندامت نخواهد داد.
حجت تنها يك قهرمان مجاهد كه به اسارت كشيده شده، نبود.حجت عصيانگري بود به تقدير و سرنوشت. او با هر‌گام و با هر اعتراض خويش در زندان و با بي‌اعتنايي به تهديدات ايادي رژيم براي اعدام، برگهاي زرين مقاومتش را مي‌نگاشت.
گرد گردنفرازي كه مرگ را به سخره گرفت و دشمن را به زانو در‌آورد.
آن‌چه مجاهد شهيد حجت زماني را با هر‌مجاهدي پيوند مي‌دهد و بر عزم و اراده آنان در پيمودن راهي كه او بر آن سر و جان نهاد، مصممتر مي‌كند، چيست؟ چه رمز و رازي در خون اين مجاهد نهفته است؟ به‌نظر من رمز و راز و پيام حجت براي هر‌كدام ما در صبر و پايداري و شكيبايي اوست.
مجاهدي كه هيچ‌گاه لب به اعتراض نگشود و شكوه شهادتش را نيز خود تعيين نمود.
حجت زماني، دليل و بينه‌يي درخشان است در كارنامه سراسر افتخار مقاومت مردم ايران.
برادر شهيدم، حجت زماني، با درود، بدرود