
ـ اين يك شعار نبود. اين چكيده و محصول يك استراتژي و يك تجربة تاريخي بر روي سه عنصر حياتي است:
اولاًـ تمركز برروي دشمن اصلي يعني رژيم ولايت فقيه و پرهيز از هر مبارزة فرعي و انحرافي ديگر كه خواستة رژيم آخوندي است.
ثانياًـ توجه به جغرافياي سياسي ايران و عراق و اينكه چرا در رژيم ولايت فقيه آخوندها، هم دردوران جنگ 8ساله و هم در شرايط كنوني، عراق را نخستين طعمه و برونرفت از بحرانهاي خود يافتهاند.
ثالثاً ـ تلقي واقعبينانه از مرحلة پاياني رژيم آخوندي و نياز شديد آن به سلاح اتمي
بهنام خداي شهيدان و آزادگان، خداي مجاهدان و ستمديدگان
سلام برحسين پيامبر جاودان آزادي، پيشوا و راهنماي تاريخي مجاهدان
سلام بر زينب كبري همتاي سرور شهيدان در روز عاشورا
سلام بر سوگند وفا ابوالفضل العباس
با ياد اشرف شهيدان و سردار خياباني، پرچمداران عاشوراي مجاهدين حماسة غرورانگيز 19بهمن1360 كه امسال دريك تلاقي شورانگيز با تاسوعا و عاشوراي حسيني، بيش از هرزمان ديگر، اين درس فداي حداكثر و اين رسم وفا و پايداري تا به آخر را براي مجاهدين انگيزاننده و الهامبخش كرده است.
سلام بر آذر و تهمينه و مهشيد و ثريا و فاطمه و ناهيد و مهناز و محمد و ميرطه و حسن و خسرو و كاظم و محمد و شاهرخ و حسين و حسن و عباسعلي و سعيد، مجاهدان قهرماني كه تا آخرين قطره خون و تا آخرين نفس، درركاب سرداران خود، پايداري كردند و راه و رسم وفاي بهعهد بهجاي آوردند.
و سلام برصدها مجاهد خلق قهرماني كه درآستان پيكرهاي پاك اشرف و موسي و بهخاطر اداي احترام به آنان به جوخههاي تيرباران سپرده شدند.
راستي كه 24سال پس از آن بهمن سرخ و سركش، امروز نسل مجاهد خلق و تكتك رزمندگان شهر شرف، بيش از هرزمان ديگر، راهگشايي عاشوراي 19بهمن را برتارك پايداري خود ميبينند.
اگر بهياد داشته باشيد، سال گذشته، سردار شهر شرف خواهرمجاهد مژگان پارسايي، در ديباچه 19بهمن، از درس وفا صحبت كرد و با نقل از پيامهاي رهبر مقاومت افزود: «پس ازعبور از صخرههاي صعب و آتشفشانهاي بنيانکن سالهاي82 و 83، نسل مجاهد بار ديگر ازميان خاكسترخود ميشكفد و با صبري شگفت، دامگذاري و توطئههاي ملايان را در عراق يكي پس از ديگري درهم ميشكند و در اوج شرف و سرفرازي، استوار و بياعوجاج، در مسير خود، بهسوي مقصد بزرگ مردم ايران، يعني «آزادي» و سرنگوني حكومت ضدبشري آخوندي، بهپيش ميتازد».
خواهران و برادران،
اين روزها همچنين درآستانة سالگرد انقلاب ضدسلطنتي هستيم. اجازه بدهيد با گراميداشت بيستوهفتمين سالگرد انقلاب 22بهمن، درودهاي خود را تقديم پيشتازان، راهگشايان و شهيدان آن انقلاب كنيم و ياد جاودانه فروغها، مشعلهاي فروزان و تمامي شهيدان راه آزادي را گرامي بداريم.
انقلاب ضدسلطنتي پر از شكوه همدلي و همياري اقشار گستردة مردم ايران براي آزادي بود. اگرچه خميني رهبري آن را ربود و شعارها، آرمانها و فرهنگ آن را هم قلب و تحريف كرد، اگرچه دزدان ميوهچين و غاصبان حق حاكميت مردم به تاراج آن انقلاب نشستند، اما به يمن رهبري و فداي عظيم نسل انقلاب، آن انقلاب نمرد و خاكسترنشد بلكه در مقاومتي عظيم، راه خود را تا رسيدن به مقصد بزرگ مردم ايران يعني «آزادي» ادامه ميدهد.
پس از همين جا سلام ميكنيم به آن زنان و مردان، دختران وپسران شجاعي كه در راستاي اين مقاومت سترگ، درشهرهاي بهپاخاستة ميهن و دركارخانه و دانشگاه و درهركجا، بهستيز با دشمنان آزادي برخاستهاند.
درود به رانندگان و كارگران قهرمان شركت واحد اتوبوسراني تهران و عزم جزم و دليرانة آنها، درود به دانشجوياني كه با آنها اعلام همبستگي كردند. درود به مردان وزناني كه در زندانهاي رژيم ضد بشري دراسارتند. براي آنها استواري و پايداري آرزو ميكنيم و به شجاعت غرورانگيزشان دراعتصاب غذاي قهرمانانه زندانيان گوهردشت و ديگر زندانها درود ميفرستيم.
درود به ياران، هواداران و پشتيبانان غيور مقاومت در داخل و خارج و سراسر دنيا. زنان و مردان پرشور و فداكاري كه در سوز سرما و گرما، بهرغم مشكلات فراوان زندگي در تبعيد، عزم جزم كردهاند تا فرياد حقطلبانة اين مقاومت را در همهجاي جهان طنينافكن كنند. بهراستي كه تلاش و پايداري تحسينبرانگيزشما عزيزان شرط ضروري پيشرفت و شكوفايي اين مقاومت بوده و خواهد بود. شما با مجاهدت خود توانستيد وجدانهاي بشري را درهمهجا بيدار و آگاه كرده و به دادخواهي و پیگیری خواستهاي عادلانة اين مقاومت فرابخوانيد.
برادران و خواهران عزيز،
طي يك سال گذشته، مهمترين تحولي كه درايران اتفاق افتاد، يكپايگي سياسي حاكميت ارتجاع بود. بعد از رياستجمهوري احمدينژاد، وليفقيه ارتجاع دريك فرار به جلو، ناگزير شد همه تعارفات و فريبكاريهاي چند ساله را كنار بگذارد و با يكپايه كردن رژيمش، چهرة واقعي استبداد مذهبي را به همه نشان بدهد. و حالا ديگر همگان مرحلة پاياني و سراشيب سرنگوني رژيم را به چشم ميبينند.
رئيسجمهور برگزيدة مقاومت در كنفرانس مطبوعاتي هفتة گذشته، سياست كنوني رژيم ولايتفقيه را درچند كلمه بهبهترين صورت خلاصه كردند و گفتند: «رژيم ايران با روي كارآوردن احمدينژاد يك انتخاب استراتژيك كرده است؛ تضمين بقاي رژيم با بمب اتمي و بلعيدن عراق و دشمني با صلح در منطقه».
رئيسجمهور رژيم اما، از همان روز اول، با وقاحت گفت ما براي دموكراسي انقلاب نكردهايم و حقوقبشر را موضوعي«تهوعآور» خواند. كابينه او مجموعة دستچينشدهیی از جنايتكارترين پاسداران و دژخيمان است. آنها سركوب و اختناق را در داخل كشور به حداكثر رساندند. جوانها را در سراسر ايران از تهران تا كردستان و خوزستان و بلوچستان هزار هزار شكار كردند و نوجوانان زير 18سال را باشقاوت تمام حلقآويز نمودند. اعدامهاي اعلام شده توسط خود رژيم در همين چند ماه رياستجمهوري احمدينژاد 125مورد بوده است. طي همين مدت، 3184مورد دستگيري سياسي، 54مورد بستن مطبوعات، نزديك به 80هزار بازداشت اجتماعي، 5مورد قطع عضو و 38موردگرداندن جوانان درشهرها را خود رژيم اعلام كرده است.
آدمربايي در عراق و تأسيس دهها شكنجهگاه و زندان مخفي در اين كشور هم داستان جداگانهیي دارد.
رئيسجمهور ارتجاع سپس براي باجگيري و شانتاژ بينالمللي، شروع به عربدهكشي كرد و با فريادهاي دجالگرانه و تهديد بهآتشكشيدن كشورهاي منطقه و جهان اسلام بر طبل جنگ كوبيد. براي توجيه پروژة اتمي به خط و نشان كشيدن براي اسرائيل پرداخت.
موضعگيريهاي احمدينژاد خوب نشان ميدهد كه رژيم با تمام قوا در صدد ساختن بمب اتمي است. بههمين جهت وليفقيه رژيم پروژة توليد بمب اتمي را بهدست سپاه پاسداران سپرده و سپردن كل دستگاه اجرايي به پاسداران، نشاندهندة اين است كه همة امكانات كشور را در خدمت اين پروژهها قرارداده است، در حاليكه ملت ايران بر روي منابع سرشار نفت و گاز زندگي ميكند و هرگز نيازي به پروژهها و هزينههاي كلان اتمي براي مصارف زيستي ندارد.
مطابق گزارش مركز پژوهش مجلس رژيم، 20درصد مردم ايران گرفتار فقر مطلق هستند و شبها گرسنه سر بر بالين ميگذارند. 50درصد ديگر از مردم گرفتار فقر نسبي هستند و از بيماريهاي ناشي از سوءتغذيه رنج ميبرند. آنروي سكة اين فقر، فساد ساختاري اقتصاد آخوندزده است.
اما رژيم ولايتفقيه بهخوبي ميداند كه كارش بهانتها رسيده و بحران سرنگوني از داخل و خارج كشور هر روز حلقة محاصره را بر او تنگتر ميكند. بحران و تضادهاي دروني حاكميت و موج فزايندة اعتراضات و تظاهرات اقشار بهجانآمدة مردم از كارگران تا دانشجويان، رانندگان، معلمان، پرستاران و مردم شهرهاي بهپاخاسته بر این واقعیت گواهي ميدهد.
تعداد كل حركتهاي اعتراضي ثبتشده در سال84 تا بهحال 3687 فقره است. 3057حركت اعتراضي فقط مربوط به دورة احمدينژاد است. اين رقم بهخوبي ميزان رشد اعتصابها و اعتراضات اجتماعي را هم دراين دوره نشان ميدهد.
هركس كه وضعيت و تاريخچه و سابقة اين رژيم را بداند، ميتواند بحران سرنگوني را در سرتاپاي رژيم ببيند. وليفقيه ارتجاع با يكپايه كردن رژيم ميخواست و ميخواهد كه با دو اهرم عراق و اتمي بر بحران سرنگوني غلبه كند.
خوشبختانه حالا پروندة اتمي به شوراي امنيت ارجاع شده و چيزي ورقخورده است. كشورهاي غربي تابهحال برخلاف همة هشدارهاي ما در طول ساليان، براي جلب رضايت آخوندها، مردم و مجاهدين و مقاومت ايران را وجهالمصالحه ميكردند. اما حالا ديگر بنبست سياست رفرم و استمالت، خود را تحميل كرده و تهديدهاي تروريستي اين رژيم، توجه دنيا را بهخود جلب كرده است. ايران و نحوة برخورد با رژيم حاكم بر آن به مسأله روز تبديل شده است:
ـ ديگركسي شك ندارد كه رژيم آخوندي فعالترين حامي و پدرخواندة تروريسم بينالمللي است.
ـ كسي شك ندارد كه اين رژيم صادركنندة ارتجاع و بنيادگرايي است.
ـ كسي شك نداردكه اين رژيم تهديد مبرم صلح و امنيت منطقهیي و بينالمللي است. ولابد يادتان هست كه اينها حرفهاي بيست و چندسالة مقاومت ايران و سازمان مجاهدين خلق ايران بوده كه خيلي طرفها نشنيده ميگرفتند…
كاش فقط ناديده و نشنيده ميگرفتند. بهعكس، بهدرخواست رژيم تن دادند و بهخود ما برچسب تروريسم زدند.
ـ راستي نام مقاومت مشروع يك ملت، در ليستهاي تروريستي آمريكا و اتحاديه اروپا چه ميكند؟
اگرپروندة اتمي اين رژيم بهشوراي امنيت ارجاع داده شده، اگر اين رژيم بهخاطر نقض وحشيانة حقوقبشر، 52بار در ملل متحد محكوم شده، اگر اين رژيم بزرگترين رژيم حامي تروريسم در دنياست، پس چرا نام نيروي اصلي مخالف آنكه خودش با 120هزار شهيد بزرگترين قرباني اين رژيم است، هنوز درليست تروريستي است؟
ـ مگر برجستهترين مراجع و اساتيد حقوق دنيا و اكثريت نمايندگان پارلمانهاي چندين كشور اروپايي و آمريكا، اين نامگذاري را دهنكجي به عدالت نخواندهاند؟
ـ مگردستاندركاران اصلي اين نامگذاري چه درآمريكا و چه دراروپا خودشان اذعان نكردند كه اين نامگذاري براي استمالت و لبخند زدن به رژيم آخوندي بوده؟
ـ مگر اين مجاهدين و اين مقاومت، خودشان افشاگر تبهكاريهاي اتمي و تروريستي و نقض حقوق بشر توسط اين رژيم نبودند؟ حقوقدانان آمريكايي چه خوب گفتند كه اين سازمان، نه تروريست بلكه آنتيتز تروريسم است.
ـ مگر نفي و رد تروريسم و هرگونه هدف قراردادن شهروندان و افراد بيگناه و علاوه براين نفي هرگونه قهر و خشونت و اقدام غير قانوني در خارج از خاك خودمان مرزسرخ و جزء پرنسيپهاي ما نبود؟
ـ مگر بارها براي انتخابات آزاد به اين رژيم فراخوان ندادهايم؟
ـ مگر التزام خود را به رفراندم تغيير نظام كه رئيسجمهور برگزيدة مقاومت در مهر 1382فراخوان دادند، اعلام نكرديم؟
ما مجاهدين پيوسته گفته و اعلام كردهايم و همة رزمآوران آزادي هم نسبت به آن التزام دارند كه: مبارزة سياسي عاري از خشونت با برخورداري از حق آزادي بيان و اجتماعات و انتخابات، كمال مطلوب ما بوده و ميباشد.
بگذريم كه اين رژيم آزادي بيان ما را در اشرف و در پاريس و لندن و واشینگتن هم نميتواند تحمل كند. تظاهرات هموطنانمان در واشینگتن را هم به داغ و درفش تهديد ميكند. پيام ويدئويي خواهرمريم به پارلمان انگلستان را هم مورد اعتراض شديد قرار ميدهد و حتي انتشار يك مصاحبه و مقاله از او راهم تحمل نميكند. نمايندگان پارلمان اروپا را تهديد ميكند. روزنامههاي بزرگ كشورهاي آمريكايي و اروپا را نيز كه از مجاهدين مطلب ميزنند و حتي آگهي منتشر ميكنند، تهديد ميكند.
ولي ما گفتهايم و بازهم تكرار ميكنيم كه: بهطور اصولي با هرگونه خشونت مخالفيم و آنرا محكوم ميكنيم و براي نفي خشونت بر ضرورت تضمين شرايط فعاليت آزاد و مسالمتآميز سياسي در ايران تأكيد ميكنيم. بههمين خاطر، آخوندهاي حاكم و كلية كساني را كه با ستم و سركوب مانع انتخاب آزاد مردم ايران هستند و خشونت را تحميل كردهاند قوياً محكوم و شايسته قرارگرفتن در معرض عدالت ميدانيم. ميبينيد حالا ديگر براي همة دنيا، مثل روز روشن شده كه اين رژيم است كه با ردكردن رفراندوم و انتخابات آزاد تحت نظرملل متحد، يك رژيم نامشروع است. يك رژيم تحميلي است كه با ارعاب و وحشت، يعني با تروريسم، حكومت ميكند و حالا سلاح اتمي هم مزيد بر علت شده است.
و اين روزها فراوان ميبينيم كه از آمريكا و اروپاست که گزينة نظامي در برابر اين رژيم را مطرح ميكنند. و ما هستيم كه ميگوييم اشغال نظامي نميخواهيم، راهحل سوم را ميخواهيم. راهحل دموكراتيك از طريق مردم و مقاومت همين مردم را كه رئيسجمهور برگزيدة اين مقاومت مطرح كردهاست، ميخواهيم.
متقابلاً ببينيد اين چه رژيمي است كه مجاهدين بدون سلاح و محصور در قرارگاه اشرف در خاك عراق را هم نميتواند تحمل كند؟
شعار مرگ بر منافقين بهعنوان شعار محوريش درهمة مناسبتها و مراسم رسمي و غيررسمي اين رژيم، مثل هميشه ادامه دارد.
- ما كدام حرف رژيم را باوركنيم؟ از يكطرف ميگويد گروهك از بين رفته و بدون هرگونه پايگاه اجتماعي و ميگويد كه اين مجاهدين هيچ عددي نيستند، از طرف ديگر نگاه كنيد به راديو و تلويزيون و مطبوعات و خبرگزاريها و سايتها و موضعگيريهاي سياسي رژيم و سخنگويان و مزدورانش، آنچنان ازمجاهدين و مقاومت در هراسند و آنچنان ديوانهوار برخورد ميكنند و دروغ بافي ميكنند كه آدم حيرت ميكند.
هرمقام عراقي كه به ايران ميرود يا به بهانههاي مختلف او را به ايران دعوت ميكنند، خواستة اول و آخر رژيم از او محدود كردن و اخراج مجاهدين است. چند وقت پيش يك مقام عراقي به رژيم تصريح كرد كه «حضور مجاهدين خلق در خاك عراق در حوزة مسئوليت دولت كنوني آن كشور قرار نميگيرد» و اين مسأله بين نيروهاي ائتلاف و كميتة بينالمللي صليب سرخ طبق مقررات كنوانسيون چهارم ژنو حلوفصل شده است. اما اين چيزها بهگوش رژيم نميرود. يعني رعشة سرنگوني گوش رژيم را بسته و گوشش بدهكار هيچ قاعده و قانون بينالمللي نيست. بيچاره گمان ميكند كه ميتواند مانع آزادي بيان مجاهدين كه حق مسلم آنهاست، بشود. آخر مگر مجاهدين حتي در بيدادگاههاي شيخ و شاه از آزادي بيان خود صرفنظر كردند؟ اگر عراق قرار است يك كشور دموكراتيك باشد محال است كه مجاهدين از آزادي بيان خود صرفنظر كنند. ما دخالتهاي رژيم و صدور ارتجاع و تروريسم و بنيادگرايي و جنايت و خونريزي آن را افشا كردهايم و باز هم خواهيم كرد.
دوسال و دوماه پيش، در آذر1382، اولين بار، اين خواهرمريم بود كه در پيامش به گردهمايي هموطنانمان در انگلستان حقايقي را گفت كه حالا دنيا آنرا تأييد ميكند. رئيسجمهور ما گفت:
ما از 12سال پيش بنيادگرايي تحت نام اسلام را تهديد اصلي جهاني و شرايط جديد بينالمللي اعلام كرديم و دربارة آن بسيار گفتيم و نوشتيم.
دربارة تجهيزات و برنامههاي اتمي رژيم آخوندها هم گفتيم كه آنها سلاح اتمي را بهگفتة رفسنجاني عامل استراتژيكي بقاء و حفظ نظامشان ميدانند.
امروز اما تأكيد ميكنيم كه آخوندهاي حاكم بر ايران كه شعارها و نعرههاي گوشخراششان در مورد «فتح قدس از طريق كربلا» را همه بهياد دارند، بار ديگر در عراق، كه نزديك به دو سوم جمعيت آن شيعيان هستند، فرصت را مغتنم يافتهاند.
در چنين وضعيت ژئوپلتيكي، باز هم مثل روزگار جنگ 8ساله، يعني دوران جنگ ضدميهني خميني، سد سديد در برابر ارتجاع و صدور بنيادگرايي، همانا مجاهدين خلق ايران هستند. بههمينخاطر رژيم بهشكل جنونآميزي در پي زدوبند و توطئه و تروريسم عليه مجاهدين در خاك عراق است تا شايد بتواند آنها را ناگزير از ترك اين كشور كند و بعد، طعمة خودش را بدون هيچ رادع و مانع ايدئولوژيكي و سياسي بهويژه از نوع ايراني و شيعي، فرو ببلعد.
خواهران و برادران،
آيا طي اين مدت كاري بوده كه رژيم عليه اشرف نكرده باشد؟ آيا دروغي مانده كه نگفته باشد؟ آيا اتهامي بوده كه از دستش در رفته باشد؟ و آياكسي هست كه براي اخراج مجاهدين از عراق به اومتوسل نشده باشد؟
ـ مردم عراق مخصوصاً مخالفان دخالتهاي خودش را گروهگروه بهزندانهاي مخفيش مياندازد و شكنجه ميكند و با دست بسته و چشم بسته به آنها شبانه در بيابانها تير خلاص ميزند و پاسداران و اطلاعاتيهاي شكنجهگر هم وقتي زندان جادريه لو ميرود، به ايران فرار ميكنند ولي هنوز باكمال وقاحت از سركوب و كشتار شيعيان و كردهاي عراقي توسط مجاهدين دم ميزند!
ـ يكروز كشف ميكند كه مجاهدين در نجف و فلوجه و آبهاي خليج فارس سوار بر زرهيهاي آمريكايي و ناوهاي استراليايي بهسركوب شيعيان يا سنيهاي عراق مشغولند!
ـ و روز ديگر خبر ميدهد كه مجاهدين با انگليسيها مشغول بمبگذاري در اهواز هستند! با اسرائيليها در بمباران الانبار همكاري ميكنند!
ـ بعد هم سفيرش در فرانسه دست بهدامان وكيل فرانسوي ميشود كه بياييم بگوييم بمباران شيميايي حلبچه نه كار رژيم بوده ونه كار عراق بلكه كار مجاهدين بوده است!!
ـ چند وقت پيش رژيم خبر داد: ده نفر از اعضاي مجاهدين خلق قرار است پس از ديماه براي محاكمه به آمريكا منتقل شوند! و هفتاد نفر هم قرار است در بهمن و اسفند درعراق محاكمه شوند!
ـ رهبر اين مقاومت هم كه بهگفتة رژيم و تلويزيونهايش، با 30تن ازعناصر رهبري مجاهدين در پايگاه مركوري كه همان بديعزادگان خودمان باشد «مشغول رهنمود دادن و مشورت دادن به فرماندهان نظامي آمريكا»است! در وسطهايش هم كه بهگفتة رژيم و مزدورانش، گاه ميرود سوئيس يا اسكانديناوي، گاه به آمريكاي لاتين و گاه به مرز اردن و گاه به سعودي و گاه آنچنانكه مطبوعات مزدور رژيم در عراق نوشتند، ميرود به اسرائيل!
وقتي هم كه جنايتهاي هولناك و ددمنشانة رژيم ومزدورانش در زندان جادريه وزارت كشور افشا ميشود و درستي گفتههاي مجاهدين پس از ربودهشدن دو مجاهد خلق، بهاثبات ميرسد؛ رژيم كلافگي خود را دريك فرافكني عليه مجاهدين در ارگان 9بدر بارز ميكند و مينويسد: «گروه مجاهدين خلق كه قصد ايجاد هرج ومرج و بلوا در جامعة عراق دارند در رابطه با بازداشتگاه جادريه گفتند كه اين وابسته به وزارت كشور و تحت اشراف ايران بوده است. اين توطئه را گروههاي تروريستي براي متهمكردن ليست شيعه و تضعيف موقعيت شيعه واحزاب آن درعراق قبل از انتخابات برنامهريزي كرده اند»!
در هر حال ما يك بارديگر تأكيد ميكنيم كه وزارت كشور عراق و نيروهاي ويژة آنرا مسئول حفظ جان دو مجاهد خلق ربوده شده؛ حسين پويان و محمد علي زاهدي ميشناسيم و خواهان اقدامات قاطع در قبال امنيت و سلامت آنها هستيم.
راستي چرا رژيم تا اين اندازه براي نبودن اشرف و مجاهدين در عراق پافشاري ميكند ؟
آيا بمباران و تخلية قرارگاهها، ضبط و غارت اموال، جمعآوري سلاحها، قطع راديو، قطع دارو و سوخت و ارزاق و لجنپراكني 24ساعته و انواع اتهامات و برچسبها و محدوديتها و فشارهاكافي نيست؟! از نظر رژيم هرگز كافي نيست.
چون تا وقتي كه اشرف هست و مجاهدين در اينجا هستند، صورتمسألة سرنگوني و ارتش آزادي بهقوت خود باقيست و رژيم به تعادل و تثبيت نميرسد.
پيام ماندگاري اشرف و پيام استواري ساكنانش، همان خطر سرنگوني و صورت مسألة سرنگوني نظام آخوندي است. پس اينجا، نقطة كانوني و استراتژيكي نبرد سرنوشت است.
اگر بهياد داشته باشيد، دو سه هفته پيش وقتي رژيم آخوندي بهرغم تقلبات نجومي درجريان انتخابات عراق، در حفظ و تداوم هژموني خود شكست خورد، و وقتي كه يك جبهة بزرگ از نيروهاي ميهنپرست و دموكراتيك عراقي را در مقابل خود يافت، بيمحابا تقصير را به گردن مجاهدين انداخت!
وزارت اطلاعات آخوندها مجاهدين را «متهم به شرکت فراگير در انتخابات پارلماني عراق» و«فعاليت پنهان و گستردهیی در جهت تحريک مردم عراق» كرد و لاريجاني دبيرشوراي عالي امنيت آخوندها، در تلويزيون رژيم، با سخافت، فرماندهي نيروهاي آمريكايي را متهم كرد كه «دست بهدامن مجاهدين شده كه شما بياييد تو شهرهاي مختلف تبليغ كنيد كه اين ليست شيعه رأي نياورد…».
بعد هم خبرگزاري مهر وليفقيه گفت: «حضور مجاهدين در قرارگاه اشرف عامل اصلي اغتشاش و آشوب در عراق» است!
حالا فكرش را بكنيد كه رژيم چه حالي پيدا ميكند؛
ـ وقتي که بيش از 12هزار تن از حقوقدانان عراقي، همه اتهامات آخوندساخته را پس از تحقيقات حقوقي، نقش برآب ميكنند و اعلام ميكنند كه در هر دادگاهي حاضر هستند شهادت بدهند.
ـ وقتي كه اين 12هزار حقوقدان، همراه با 8500حقوقدان در اروپا برعدم مشروعيت برچسب تروريستي گواهي ميدهند.
ـ وقتي كه در كنار 2ميليون و 800 هزارتن از مردم عراق، مجاهدين را وزنه تعادل استراتژيكي در برابر رژيم آخوندها و سد سديد در برابر تروريسم و بنيادگرايي ميخوانند.
بنابراين، بگذاريد يكبار ديگر به رژيم آخوندي، بهويژه كانون دژخيمان و مجمع آدمخواران نظام ولايتفقيه در كابينة پاسدار احمدينژاد، اطمينان بدهيم كه مجاهدين خلق ايران مانند ساليان گذشته نه در ايران و نه در هيچ كجاي ديگر جهان، از حقوق خلق در زنجيرشان يعني حق حاكميت مردم بهجاي حاكميت آخوند، كوتاه نخواهند آمد. همچنانكه به هرقيمتي برروي حقوق حقة خود درعراق طبق مقررات كنوانسيون چهارم ژنو پاي خواهند فشرد، هيچ اجبار وتهديدي را نخواهند پذيرفت و درهيچ شرايطي از آزادي بيان و عقيده و از افشاي جنايتها و مداخلات و پروژهها و توطئههاي رژيم آخوندي صرفنظر نخواهند كرد.
ـ امروز ديگر به اثبات رسيده است كه : «اگراشرف بايستد و پايداري كند، جهان خواهد ايستاد».
ـ اين يك شعار نبود. اين چكيده و محصول يك استراتژي و يك تجربة تاريخي بر روي سه عنصر حياتي است:
اولاًـ تمركز برروي دشمن اصلي يعني رژيم ولايتفقيه و پرهيز از هر مبارزة فرعي و انحرافي ديگر كه خواستة رژيم آخوندي است.
ثانياًـ توجه به جغرافياي سياسي ايران و عراق و اينكه چرا در رژيم ولايت فقيه آخوندها هم دردوران جنگ 8 ساله و هم در شرايط كنوني عراق را نخستين طعمه و برون رفت از بحرانهاي خود يافتهاند.
ثالثاً ـ تلقي واقعبينانه از مرحلة پاياني رژيم آخوندي و نياز شديد آن به سلاح اتمي
خواهران و برادران
همميهنان، ايرانيان شريف وآزاده، ياران و پشتيبانان مقاومت ايران؛
انقلاب 22 بهمن اگرچه رهبريش و حتي شعارها و فرهنگش توسط دزد بزرگ قرن ربوده شد، اما نيست و نابود نشد. بلکه به يمن 27سال پايداري و راهبري پاكبازش، با رودي خروشان از خون شهيدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادي، بهيمن 30خرداد و عاشوراي 19بهمن، به يمن جاودانه فروغها و شعلههاي فروزان و قهرمانان ارتش آزاديستان و حاميان و هواداران استوار و پرشورش در سراسر جهان، ميرود تا در«راهحل مردم و مقاومت» بهگل بنشيند و آزادي مردم ايران را محقق كند.
سلام بر پيامبر جاودان آزادي



