چرا پروندة رژيم به شوراي امنيت ميرود؟
آيا شوراي امنيت رژيم را تحريم اقتصادي يا نفتي ميكند؟
آيا تحريم رژيم توسط شوراي امنيت برخلاف منافع ملي ايرانيان است؟

سرانجام رژيم به شوراي امنيت رفت، البته اين چيزي بود كه خودش نيز ميدانست و با اعتراضات سردمداران رژيم در اين روزها معلوم است كه ابهامي نداشت. با اين حال چرا اين مسير را در پيش گرفت؟
بهنظر من و با توجه به استراتژی رژیم مبنی بر صدور بنیادگرایی و توسعهطلبی، دستیابی به سلاح کشتار جمعی و بهویژه سلاح هستهيی برایش امری ضروری است. رژیم در پنهانکاری و از راههای غیرقانونی دست به توسعه فعالیتهای مربوط به غنیسازی اورانیوم زد. عملکرد و پروسه غنیسازی بهگونهيی بود که اعضای شورای حکام سازمان جهانی انرژی اتمی را نمیتوانست از نگرانی فزاینده نسبت به اقدامات رژیم باز دارد. البته پرونده هنوز به شورای امنیت ارسال نشده است. ارسال کامل پرونده به شورای امنیت در حقیقت بهاین معناست که شورای حکام در رابطه با این مسأله از خود سلب مسئولیت میکند و حل آن را برعهده شورای امنیت میگذارد. شورای حکام تا پیش از تصمیمگیری خود مبنی بر ارسال گزارش پرونده به شورای امنیت در یک پروسه طولانی کوشید رژیم آخوندی را وادار به تمکین از مقررات بینالمللی کند و بهطور واقعی شورا را قانع سازد که قصدش از غنیسازی دستیابی به سلاح هستهيی نیست. رژیم در این همه مدت با استفاده از هرامکانی دست به فریبکاریهای بسیار زد تا هدف اصلی خود را پنهان سازد. تناقضات آشکار قول و قرارهای رژیم با عملکردش بهخصوص با افشاگریهای بهموقع و متعدد مقاومت باعث شدکه اعضای شورای حکام، حتی کشورهايی که رابطه تنگاتنگ با آخوندهای حاکم بر ایران دارند، ناگزیر از ورود به فاز جدیدی بشوند و با اکثریت آرا تصمیم بگیرند که شورای امنیت ملل متحد را مستقیماً دخیل در این مسأله کنند. رژیم البته مطلوبش این بود و هست که بتواند با سرهمبندی و باجدادن از اقدامات باز دارنده جامعه جهانی جلوگیری کند. اما نگرانی بهجا و بهمورد جامعه جهانی نسبت به اعمال رژیم بمراتب قویتر از منافعی است که بعضی کشورها از راه بندوبست با حاکمیت آخوندی کسب میکنند. بنابر این وضعیت فعلی بهرغم میل رژیم و بعضی از کشورها، پدید آمده است. حاکمیت آخوندی هم دو راه بیشتر در پیش روی نداشت. یا باید به خواست جامعه بینالمللی تن میداد و از غنیسازی در این سطح و با این کیفیت چشم میپوشید و یا باید در ادامهدادن به اقداماتش اصرار میورزید. رژیم راه دوم راانتخاب کرد. یقیناً در ارزیابیش از واکنشهای جهانی دچار خطای فاحش شده است. بهنظر من رژیم در جریان یک قیاس معالفارق فکر میکرد بتواند با زدوبندهای پشت پرده وکسب آرای کشورهای عضو شورای حکام از طریق تحبیب یا تهدید یا فریبکاری، کارش را به پیش ببرد. اتخاذ این روش و عدمتوجه به حساسیت و نگرانی جهانی نسبت به امر دستیابی یک رژیم ارتجاعی و تروریست و توسعهطلب به سلاح هستهيی، باعث شد که کارش در رابطه با مسأله اتمی فعلاً بهاینجا کشیده شود.
رژيم پس از ارجاع پروندهاش به شوراي امنيت عقبنشيني ميكند؟ و تا كجا و چه خواهد شد؟
رژیم تا زمانی که نسبت به موجودیتش احساس خطر زیادی نکند دست به عقبنشینی نخواهد زد. شما یقیناً مسأله زهرخوری خمینی در رابطه با جنگ با عراق را بهیاد دارید. خمینی آن جام زهر را بهرغم میلش تا ته سر کشید و عوارض ناشی از آن را هم خودش و هم رژیمش متقبل شدند تا از عارضهبی بزرگتر یعنی سقوط کامل در آن مرحله جلوگیری کنند. در رابطه با گروگانگیری دیپلوماتهای آمریکايی نیز رژیم وقتی عقبنشینی کرد و با امضای قرارداد الجزایر ننگ و نکبتی کمنظیر را متحمل شد که اولتیماتومهای جهانی را کاملاً جدی دید. در رابطه با مسأله کنونی هم من فکر میکنم که رژیم تا هنگامی که بهطور واقعی خطر سقوط را بالای سرش نبیند عقبنشینی نمیکند. دست به مانور میزند و باز هم میکوشد وقت بخرد و فریبکاریهای نخنما شدهاش را تکرار کند. ولی تا احساس خطر سقوط، عقبنشینی نمیکند.
اگر در مقابل فشارها عقبنشيني نكند چه كار ميكند؟
فکر کنم در سؤال قبلی توضیح دادم که سیاست رژیم و بازیهایش چگونه خواهد بود. اصولاً رژیم چون در اقداماتش در درجه نخست تنها و تنها به ماندگاری و ادامه سلطهاش بر مردم ایران میاندیشد، استراتژی خود را هم در هر زمینهيی بر این اصل استوار میکند. اگر فشارها جدی و تعیینکننده نباشند، رژیم به کارش ادامه میدهد و همزمان از طریق بهراهانداختن جنجالهای بینالمللی و گسترش بنیادگرايی و کمک به توسعه تروریسم، میکوشد راه پیشبرد مقاصدش را هموار سازد. ولی اگر فشارهای بینالمللی جدی و تعیینکننده باشد من تقریباً اطمینان دارم رژیم ناچار به عقبنشینی خواهد شد.
آيا رژيم از ان.پي.تي واقعاً بيرون ميآيد؟
رژیم بهرغم قانونی که در مجلس آخوندی در این رابطه گذراند و ادامه ماندگاری در ان.پی.تی را وابسته بهاین کرد که پرونده اتمیش به شورای امنیت ارسال نشود، میبینیم که هنوز برای بیرون رفتن از ان.پی.تی هیچگونه اقدام جدی انجام نداده است. بهنظر من رژیم هنوز هم امیدوار است که از ارجاع کامل مسأله به شورای امنیت جلوگیری کند. بههمین دلیل نیز موضوع بیرون رفتن از ان.پی.تی هنوز نمیتواند در دستور کارش قرار بگیرد. زیرا میداند اگر این قدم را بردارد هر نوع راه و روزنهيی را برای جلوگیری از دخالت شورای امنیت میبندد.
سياست اروپا و آمريكا در اين رابطه چه خواهد بود؟
بهنظر من هم اتحادیه اروپا و هم ایالات متحده در مرحله کنونی سیاستشان بر این امر استوار است که رژیم را وادار کنند غنیسازی را بهطور کامل بهحالت تعلیق درآورد. برای تحقق این سیاست البته میکوشند که با دادن تضمینهايی مبنی بر حفظ رژیم، او را وادار به تمکین کنند. اما از آنجا که سیاست مماشات و معامله در این رابطه نه کارساز است و نه جوابگوی نگرانیهای جهانی نسبت به دستیابی رژیم به سلاح اتمی، هم آمریکا و هم اتحادیه اروپا برای وادارکردن رژیم به تمکین از قوانین و مقررات جهانی، هرکاری را که با توجه به شرایط ایجاده شده ضروری تشخیص دهند، انجام خواهند داد که بالاترینش استفاده از زور در درجه نخست در چارچوب تصمیمگیری شورای امنیت خواهد بود. البته اگر این کشورها خطر رژیم را بهطور جدی ارزیابی کنند و بقای آن را با صلح و امنیت جهانی بهطور جدی در تناقض ببینند این امکان را هم دارند که حتی خارج از حیطه و حوزه شورای امنیت، گامهايی را بردارند.
براساس ادعاي سران رژيم، در حال حاضر رژيم ايران به دنبال انرژي هستهيي براي مصارف صلحآميز است، آيا به فرض درستبودن اين ادعا، انرژي هستهيي براي مردم ايران مقرون به صرفه است؟
ممکن است انرژی هستهيی برای مردم ایران مقرون به صرفه باشد. اما نه از این طریق و با روشی که رژیم ارائه داده است و دست به غنیسازی اورانیوم در داخل کشور زده است. زیرا اولاً منابع اورانیوم ایران بسیار اندک میباشد و اصولاً برای کشور ما اقدام به غنیسازی در داخل کشور برای مصارف غیرنظامی بههیچ روی مقرون به صرفه نیست. ثانیاً انرژی هستهيی برای مصارف صلحآمیز را ایران هم میتواند مانند بسیاری از کشورهای جهان از منابع بینالمللی با هزینهيی بسیار بسیار اندک تهیه کند. عرض کردم ایران و نه رژیم آخوندی که به منافع و مصالح امروز و آینده ایران سر سوزنی هم توجه و حساسیت ندارد.
چرا «فنآوري هستهيي» به ضرر ملت ايران است؟ مگر بد است كه كشوري چه به لحاظ علمي و چه به لحاظ اقتدار بهخصوص در كشورهاي جهان سوم بدون توجه به نوع حكومت آن در نقطه بالاتري قرار بگيرد؟ چه پاسخي داريد؟
من فکر نکنم مسألهيی که امروز رژیم برای مردم ایران و مردم جهان درست کرده است ربطی به فنآوری هستهيی داشته باشد. هیچ اشکالی ندارد و قاعدتاً هیچ دولت و یا سازمان ذیربط جهانی نیز مخالفتی ندارد که ایران از فنآوری هستهيی برخوردار باشد. فنآوری هستهيی هم فینفسه و بدون در نظرگرفتن زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مناسبات دیپلوماتیک، الزاماً به افزایش اقتدار یک حکومت نمیانجامد. میماند دستیابی به قدرت از طریق بالارفتن بنیه نظامی که آن هم مقولهيی دیگر است و رژیم هم دنبال همانست و فنآوری هستهيی برای مقاصد صلحآمیز را پوششی برای پنهانساختن هدف اصلیش کرده است. از این گذشته اقتدار را یک کشور با توجه به استفاده از ظرفیتهای واقعیش و قرارگرفتن درست در مناسبات بینالمللی ميتواند کسب کند. سوئیس، نروژ، سوئد و اتریش، کشورهايی هستند بسیار کوچک ولی با اقتدار. آنها را با کشورمان ایران مقایسه کنید و ببینید که چگونه صاحب اقتدار شدهاند. از اروپا مثال زدم. در آسیا هم به کشورهايی مانند ژاپن و کره جنوبی و مالزیا بنگرید و ببینید اقتدار و جایگاه تحسین برانگیزشان در عرصه جهانی منوط و وابسته به سلاح هستهيی و یا حتی فنآوری هستهيی میباشد؟
رژيم ميگويد فنآوري هستهيي حق آنهاست همچنان كه كشورهاي ديگر دارند. حتي اگر كسي فرض كند كه هدف رژيم توليد سلاح اتمي نيست و اين رژيم هم يك رژيم ضدمردمي نيست شما با چه دلايلي آنرا خلاف منافع ملي مردم ميدانيد و داشتن آن چه ارتباطي با به اصطلاح غرور و سربلندي و استقلال يك ملت ميتواند داشته باشد؟
در پاسخ به سؤال پیشین گفتم که اقتدار یک کشور اولاً الزاماً وابسته به امری بهاسم فنآوری هستهيی نیست. ثانیاً وابسته به سلاح هستهيی هم نیست. غرور و سربلندی یک ملت یا یک کشور هم وابسته به نقش و جایگاهی است که در رابطه با خدمت به جامعه جهانی دارد. دراین مورد هم میتوان دهها مثال و نمونه از کشورهای با غرور و سربلند ذکر کرد که بسیاری چیزها دارند ولی سلاح هستهيی ندارند و از فنآوری هستهيی هم برخوردار نیستند. بنابراین ضمن این که دستیابی به علم و تکنولوژی پیشرفته در همه زمینهها و از جمله فنآوری هستهيی را برای ایران کاملاً ضروری میدانم آنرا نمیتوانم محملی برای غرور و سربلندی بشناسم.
شوراي امنيت ممكن است چه تحريمهايي را اعمال كند. بعضيها ميگويند دود اينكار به چشم مردم خواهد رفت و فشار بيشتري را متحمل خواهند شد.
شورای امنیت ملل متحد در چارچوب وظایفش برای حفظ صلح و امنیت جهانی و جلوگیري از جنگ، اقدامات گوناگونی را میتواند به کشورهای عضو سازمان ملل پیشنهاد کند. این اقدامات میتواند از تنبیهات و تحریمهای سیاسی یا تحریمهای اقتصادی و منزویساختن دولت خاطی در سطح جهانی گرفته تا تصمیم به دخالت نظامی و توسل به زور برای رفع خطر از صلح و امنیت جهانی، را شامل شود. در رابطه با عملکرد رژیم آخوندی حاکم بر کشورمان نیز اگر شورای امنیت دخالت کند با توجه بر ضرورتهای موجود در یکی یا چند تا و یا همه زمینههای یاد شده اقدام خواهد کرد. اما این امر که دود اقدامات شورای امنیت به چشم مردم ایران خواهد رفت باید عرض کنم که اگر منافع رژیم آخوندی با منافع ملتی که اسیر و گروگان این رژیم هست یکی میباشد در اینصورت دود اقدامات شورای امنیت در چشم ملت ایران هم خواهد رفت. اگر مردم ایران موجودیت و منافعشان را با موجودیت و منافع رژیم آخوندی در تناقض میبینند بایستی از هر اقدام بینالمللی و در چارچوب تصمیمگیریهای سازمان ملل علیه این نظام استقبال کنند. یادتان باشد دولت نژادپرست آفریقای جنوبی وقتی که با تحریمهای بینالمللی مواجه شده بود سعی میکرد به مردم این کشور بقبولاند که دود این تحریمها به چشم همان سیاهپوستانی میرود که برای احقاق حقشان علیه نظام نژادپرست حاکم مبارزه میکنند. اما سیاهپوستان آفریقای جنوبی در تله این فریبکاری نیفتادند و برای تشدید مبارزه خود و یافتن امکانات بیشتر بهمنظور خردکردن ماشین دولتی نژادپرست یکصدا و متحد خواستار گسترش تنبیهات و تحریمهای وسیع علیه دولت حاکم شدند. نه، من حاضر نیستم منافع زندانبان را با منافع زندانی یک کاسه کنم.
خانم رجوي در پيام خود به مناسبت گزارش پرونده رژيم به شوراي امنيت، از اين رويداد بهعنوان يك سرفصل ياد كرد چرا و چه معني از آن استنباط ميشود؟
از لحاظ مناسبات بینالمللی این یک نقطه عطف محسوب میشود. بهاین معنی که رژیم درمییابد که کشورهای طرف حسابش نمیتوانند برای همیشه در برابر اقداماتش سیاست مماشات و همراهی و چشمپوشی را ادامه دهند. این اقدام همچنین هشداری به رژیم میباشد که دستکم در صحنه جهانی نمیتواند از یک خط قرمزهايی عبور کند و جهان هم نمیتواند این مرزشکنیها را نادیده بگیرد. از لحاظ داخلی نیز مردم ایران علناً میبینند که رژیم برای جامعه جهانی و حتی کشورهای پشتیبانش دیگر غیرقابلتحمل شده است. این اقدام و گامهای بعدی آن همچنین فرصتها و امکانات تازهيی برای آزادیخواهان ایران درجهت مبارزه برای کسب حقوق مردم ایران فراهم میسازد. تاکنون رژیم چه در داخل کشور و چه در سطح جهانی هراقدام جنایتآمیزی را که مرتکب شده است در برابر خود واکنش جدی و تعیینکنندهيی ندیده است. اما ارجاع پرونده اتمی به شورای امنیت به منزله آغاز رویارويی جدی و مسئولانه بینالمللی با رژیمی است که حضور و تداومش صلح و امنیت جهانی را بهطور جدی بهخطر میاندازد.
گزارش فعاليتهاي رژيم به شوراي امنيت چه پيامدهايي را به همراه دارد و شما سير تحولات را چگونه ميبيبنيد؟
فعلاً که بازی جدید رژیم با کشورهای اروپايی در ادامه همان روال سابق پیش رفته است و سولانا با زبان دیپلوماتیک گفته است که رژیم همچنان میخواهد سر جامعه بینالمللی کلاه بگذارد. پیشنهاد روسیه هم اگر از جانب رژیم پذیرفته شود عملاً به معنای دستبرداشتن رژیم از همه ادعاهای دهان پرکنش مبنی بر اقتدار و استقلال و عظمت و کرامت و از این دست خالیبندیهايیست که دیگر خریداری در هیچ بازاری ندارد. موضعگیری سولانا و نتیجه مذاکرات رژیم با روسیه میتواند راهی را که جامعه بینالمللی درمورد پرونده هستهيی رژیم در پیش میگیرد نشان دهد. باید منتظر ماند و دید رژیم چه ترفندی را در پیش میگیرد.
بعد از اينكه شوراي حكام تصميم گرفت پروژه اتمي رژيم را به شوراي امنيت ملل متحد گزارش كند در واكنش به آن احمدينژاد تعليق فعاليتهاي اتمي را لغو كرد. مواضع احمدينژاد در سخنراني خامنهاي تأييد شد و رژيم گام بعدي خودش را مشخص كرد ولي چرا شاهد موضعگيريهاي ضدونقيضي از سوي برخي از سران رژيم نيز هستيم. مثلاً نماينده رژيم در آژانس بينالمللي اتمي ميگويد بعد ازاين تصميمگيري ما رسماً اعلام خواهيم كرد كه همكاريمان با آژانس را ادامه ميدهيم و آقازاده نيز ميگويد هنوز از ان.پي.تي خارج نشديم و خارج نميشويم و با آژانس همكاري خواهيم كرد. به نظر شما چه معني ميدهد؟ و چه هدفي را از آن دنبال ميكنند. آيا احتمال بازگشت و يا بندوبست ديگري هم هست؟
قبلاً عرض کردهام برای رژیم ادامه سلطهاش بر ایران مهمترین ارزش محسوب میشود.
تمامی کنش و واکنشهایش هم در چارچوب مسأله اتمی از این نقطه میگذرد. اما در درون همین وضعیت یک حقیقت خود را به تابناکی عیان کرده است و آن اینکه هر اقدام رژیم چه تسلیم به خواست جامعه جهانی و دستکشیدن از ادعاهايی که تاکنون کرده است و چه ادامه دادن به گستاخی و پافشاری بر سرکشیهایش در برابر جامعه جهانی او را به مجرای سقوط و نابودی میکشاند. ماجرای بازی اتمی رژیم اکنون به شمشیر دولبهيی تبدیل شده است که از هرطرف که فرود آید اولاً بر پیکر رژیم مینشیند. ثانیاً آن را بیشتر و بیشتر چه در عرصه داخلی و چه در صحنه بینالمللی به موضع ضعف میکشاند. بنا براین خروج از ان.پی.تی یا بازگشت به مذاکرات تعلیق غنیسازی و یا ادامه آن بستگی به حسابهايی دارد که رژیم در رابطه با حیات و مماتش میکند. حسابهايی که اینبار سودی در آن متصور نمیشود.
به نظر شما با توجه به اينكه 27كشور به قطعنامه رأي مثبت دادند و عملاً رژيم در مقابل جامعه جهاني قرار گرفت رژيم دست به چه اقداماتي ميزند و از چه برگهايي استفاده ميكنند چه تابلوهايي متصور است.
از آنجا که این رژیم سرکوبگر، ارتجاعی و بنیادگرا و توسعهطلب و تروریست و در عینحال معاملهگر و باجپرداز است، جز دستزدن به اقداماتی در همین زمینهها کار دیگری نمیتواند انجام بدهد. کما اینکه فعلاً میکوشد از اهانتی که به پیامبر اسلام شده و مسلمان از آن آزردهخاطر گشتهاند بهره ببرد و جهان را به آشوب بکشاند. از طرف دیگر به نفی و انکار جنایات آلمان هیتلری پرداخته است تا از این طرق جبهههای جدیدی را در صحنه بینالمللی باز کند تا شاید بتواند گلیم خویش را از آب از سرگذشتهاش بدر برد و پای تا زانو در گل فرو رفتهاش را بلکه بیرون بکشد. اما حکایتش حکایت مور فرو غلتیده در تاس لغزنده است.
به نظر شما قدم بعدي مقاومت و هواداران آن چه بايستي باشد؟
مقاومت ایران بایستی از هراقدامی که در جهت تضعیف رژیم صورت میگیرد و بلاتردید به سود مردم ایران میباشد، با قاطعیت و جدیت پشتیبانی کند. باید همچنان و بیش از گذشته توطئهها و ترفندهای رژیم را خنثی سازد و باز هم با افشاگریهای مستدل و مستند پرده از ریاکاریها و دغلبازیهای رژیم بردارد. مقاومت ایران بهخصوص از شرایط و فضای فراهم آمده بایستی در جهت تعمیق هرچه بیشتر مبارزه و جلب حمایت گستردهتر مردم میهنمان و کسب پشتیبانی بینالمللی برای مقابله با رژیم تلاش کند. روزها و ماههای بسیار حساس و تعیینکنندهيی در برابر مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آن قرار دارد. اوضاع و شرایطی که میتواند چهره ایران را دگرگون سازد وبه شب سیاه حاکمیت آخوندی پایان بخشد و نویدبخش آزادی و دموکراسی برای مردم ایران باشد.



