نمـادهاي افتـخار از سـرفصلهاي صـد سال مبـارزات مردم ايـران بـراي آزادي

مراسم باشكوه شهر اشرف، به‌مناسبت بيست‌و‌هفتمين سالگرد انقلاب 22‌بهمن، با عبور نمادهاي «صد سال مبارزه مردم ايران براي آزادي» آغاز شد.
صدسال مبارزه براي آزادي، صدسال رنج و خون، صدسال اميد و آرمان يك ملت بزرگ اينك در ايستادگي اشرف، در پتانسيل ارتش آزادي و در پايداري پرشكوه «اشرف» متبلور شده است. انقلاب 22بهمن «نه مرده و نه خاكستر شده». به‌عكس، جريان دائماً عميق‌شونده و روشنگر خود را، به‌رغم همه خاكسترهايي هم كه برسرش ريخته‌اند، هر روز و هر ساعت در هر كوي و برزن و در هر مدرسه و دانشكده و هر خيابان و هر خانه و خانواده از اهواز و ماهشهر و آبادان و شوش، تا مهاباد و سنندج و مريوان و از بندرعباس و نورآباد و گناوه تا فريدونكنار و خرمدره و تهران و از پاريس و لندن و رم تا برلين و استكهلم و اسلو و از بروكسل و وين تا نيويورك و واشينگتن و اتاوا و سيدني ادامه دارد. انقلاب ايران و مبارزات رهاييبخش مردم ايران، در امتداد تاريخيش، در پايداري پرشكوه شيرزنان و كوهمردان ارتش آزادي در«اشرف» تجسم يافته است.
وقتي پاي صحبت دست‌اندركاران و طراحان اين نمادها مي‌نشينيم از ابتكاراتي كه براي عبور از پيچ‌و‌خمهايي كه در مسير ساختن آنها مواجه بوده‌اند تا شوق وشوري كه هر رزمنده براي به‌ثمر‌رساندن آن داشته،خلاصه همين تاريخ صدسال مبارزه بي‌امان را مي‌توان مشاهده كرد.

انقلاب مشروطه و قيام جنگل(1300-1288)
برروي يك لوح سنگي بزرگ با حكاكي سه قبضه توپ، نمادي سربرآورده كه انقلاب مشروطه و سردار فراموشي‌ناپذيرش ستارخان و نيز قيام جنگل و سردار سربه‌دارش ميرزا كوچك خان را نمادينه مي‌كند. انقلاب مشروطه كه در 1285 با صدور فرمان مشروطه به پيروزي رسيده بود، به‌زودي درزير سم ستوران محمد‌عليشاه محو و سركوب شد، اما با پايمردي سردار ملي ستارخان و يار وفادارش باقرخان به يمن وجود مجاهدان آزادي‌ستانش دوباره جان گرفت و تا فتح تهران و به گور‌سپردن استبداد قاجاريه پيش رفت. اما وقتي فروغ جنبش مشروطه بر اثر خيانتهاي داخلي و دخالتهاي استعماري و حذف مجاهدان و پيشگامان انقلاب، سرداراني چون خياباني در آذربايجان و سرداراني چون ميرزا كوچك‌خان به‌پا خاستند، به خاموشي گراييد، سردار جنگل كه خود از مجاهدان مشروطه و ياوران ستارخان بود، قيام جنگل را درگيلان سازماندهي كرد. امروز نوادگان سردار وميرزا در«اشرف» پرچم سرداران تاريخي خود را به دوش گرفته، مي‌روند تاآرمان آنان را محقق كنند.
عنصر اصلي در طرح نماد مشروطه و قيام جنگل استفاده از شكل توپهايي است كه در همان دوران استفاده مي‌شده است. ابعاد قاعده اين نماد 4متر در 7متر و ارتفاع آن 6متر است.
يكي از دست‌اندركاران تهيه اين نماد مي‌گويد، ساختن آن حدود 1500نفرساعت كار مفيد به خودش اختصاص داده است. يكي از ابتكارها نحوه حركت اين نماد بر روي يك خودرو است. مشكل هدايت خودرو، بانصب يك دوربين كوچك كه از بيرون ديده نمي‌شود و تصاوير بيرون را به صفحه يك كامپيوتر در كابين راننده منتقل مي‌كند حل شده است.

نهضت ملي دكتر مصدق(1332-1329)
مصدق كبير، پيشواي نهضت ملي و ضد استعماري مردم ايران، نه تشكيلاتي داشت كه آرمانهاي او را جامه ‌عمل بپوشاند و نه بازوي آهنيني كه از حكومت ملي او حراست كند.
راهبر بي‌پشت و پناهي كه اگرچه در قلوب مردم ايران جاي داشت و عموم ايرانيان پشتيبان حكومت ملي او بودند، اما به‌خاطر همان كمبود اساسي، در يك كودتاي استعماري و ارتجاعي او را سرنگون كردند و ديكتاتوري سياه سلطنتي را دوباره برايران حكمفرما نمودند.
يكي از مسئولان اجراي اين طرح مي‌گويد: «كميته طراحي بعد از بحثهاي فراوان نهايتاً به اين نتيجه رسيد كه يك ديوارسنگي كه چهره مصدق را در حالي‌كه روي دوش مردم حمل مي‌شود، مردمي كه در تظاهرات 30تير با سر دادن شعار «يا مرگ يا مصدق»، از آماج گلوله‌هاي سربازان شاه عبور كرده و صحنه را به نفع دكتر مصدق تغيير داده بودند، مي‌تواند بهترين نماد اين مقطع از تاريخ مردم ايران باشد.
طراحي و اجراي اين طرح كه قاعده آن 8متر در 3متر و به‌ارتفاع 7 متر است بر روي يك اسكلت فلزي تماماً از فوم و يونوليت ساخته شده است. اجراي آن از اولين مراحل طرح تا روز مراسم 21روز به‌درازا كشيد. در دو هفته اول يك تيم دونفره به آن اختصاص يافته بود و در مرحله نهايي كه آخرين روزهاي اجراي آن بود، 15نفر با روزانه20ساعت كار مستمر ساختن آن را محقق كردند. بيش از 3000نفرساعت وقت صرف ساختن آن شد.
موضوع تهيه نمادي كه يك چهره را به صورت برجسته نشان مي‌داد جديد بود. ما هيچ تجربه‌يي در مورد آن نداشتيم. به خصوص كه پرتره مصدق به اندازه 3*4 متر نياز به كار يك مجسمه‌ساز حرفه‌يي داشت. در گام اول تلاش كرديم مناسبترين عكسي كه براي تهيه اين مجسمه مناسب باشد را پيدا كنيم. دست آخر همان تصويري كه بر روي جلد مجله تايم از مصدق چاپ شده و در همان ‌شماره او را به عنوان «مردسال» معرفي كرده بودند به‌عنوان مناسبترين مبنا براي ساختن پرتره مصدق انتخاب شد.
مشكل ديگر اين بود كه در جريان عمل وقتي قرارشد دوچهره كاملاً مشابه از مصدق در دو طرف نماد تراشيده شود، كار را پيچيده‌تر كرد.
ازابتدا تا انتهاي اين كار فقط دو هفته وقت داشتيم و اين در حالي بود كه بايد به حداقلهاي امكانات موجود در اشرف متكي مي‌بوديم و محدوديتهاي شرايط اجازه نمي‌داد. روزي كه خبر دادند در يكي از انبارهاي اشرف مقداري فوم پيدا شده. دست اندركاران اين نماد جشن گرفتند. اما همه بايد مي‌دانستيم كه كميت آن به قدري است كه هيچ جايي براي اشتباه‌كردن در استفاده از آن وجود ندارد.

تأسيس سازمان مجاهدين خلق ايران1344
پاسخ آن سؤال تاريخي و كمبود اساسي مبارزات صدساله را محمد حنيف‌نژاد و ياران پاكبازش سعيد محسن و اصغر بديع‌زادگان به تاريخ ايران دادند. آنها با تأسيس سازمان مجاهدين خلق ايران درسال 44، از اين بن‌بست تاريخي راهي نو گشودند و مبارزات مردم ايران را كه پس از ناكاميهاي انقلاب مشروطه و مصدق و سركوب خونين 15‌خرداد سال‌42 به بن‌بست كامل رسيده بود، نجات دادند. نماد تأسيس سازمان مجاهدين خلق ايران مشعلي است فروزان برفراز يك ديواره سنگي كه سه ستاره پيشتاز به نشانه سه بنيانگذار كبير مجاهدين برآن حكاكي شده است. همان بنيان مستحكمي كه مشعل انقلاب نوين مردم ايران را شعله‌ور كرد. طرحي نو برفلك سياسي و اجتماعي ايران كه حاصل جمعبندي مبارزات گذشته و علل شكست آنها بود.
مسئول اجراي اين طرح مي‌گويد: «سه هفته مانده به مراسم در يكي از نشستهاي مربوط به آمادگي براي مراسم امسال موضوع تهيه نمادها هم مطرح شد و بحث و مناقشه بر سر تهيه مواد آن كه در شرايط امروز عراق تهيه آن مشكل است، درگرفت.
ابتكار و تجربه ساختن نماي بيروني نمادها كه عيناً مشابه سنگتراشي به نظر برسد در كارگاه يكان ما به ثمررسيد و به سازندگان ساير نمادها منتقل شد.
در حدود 3500 نفر ساعت براي اين نماد وقت مفيد اختصاص يافته است. هر چه به روز مراسم نزديكتر مي‌شديم مجبور به فشرده‌تر كردن زمانبندي كار و كاستن از زمان استراحت بوديم.

سرآغاز مقاومت انقلابي ـ 30 خرداد 1360
اكنون ناقوسهاي 30 خرداد به صدا درمي‌آيند. نماد 30 خرداد، روز تاريخي اتمام حجت نهايي مردم و مجاهدين با خميني، از راه مي‌رسد. با 30 خرداد است كه انقلاب بهمن نمي‌ميرد و خاكستر نمي شود. در اين روز تاريخ ايران ورق مي‌خورد و دوران مقاومت انقلابي براي سرنگوني رژيم خون‌آشام خميني فرا مي‌رسد. نماد 30‌خرداد، نمايش ناقوسهاي حك‌شده برديوار سنگي است. پاسخ مجاهدين به ناقوسهاي 30 خرداد، پاسخ عاشوراگونه است. بايد به هرقيمت درمقابل خميني كه به مرگ يا تسليم فرا مي‌خواند برخاست و گفت هيهات مناالذله.
يكي از مسئولان اجراي اين طرح مي‌گويد: «طرح ناقوس نشانگر آغاز مقاومت عادلانه مردم ايران در برابر رژيم خميني در 30خرداد سال 60 است. شكل ناقوس را از عبارتي در يكي از سرودهاي سازمان «ناقوس مرگ دشمنان» الهام گرفته‌اند.
در مجموع حدود 1500‌نفر ساعت وقت صرف ساختن آن شده است. اولين مشكلي كه مواجه بوديم كمبود مواد اوليه بود.
مشكل بعدي اين بود كه چنين اشكال بزرگي را چگونه يكپارچه كنيم. به طوري كه از بيرون تماماً بايد به صورت يك سنگتراشي عظيم ديده شود.
مشكل ديگر فاصله كارگاه يكان ما تا خيابان 100 (محل برگزاري مراسم) بود. به‌خصوص كه بايد ازخيابانهاي فرعي عبور مي‌كرديم. ارتفاع نماد وقتي روي خودرو حمل‌و‌نقل قرار مي‌گرفت به قدري زياد مي‌شد كه با كابلهاي فشار قوي برق و موانع ديگر در خيابانها مواجه مي‌شديم. مجبور شديم يك قطعه بزرگ بالاي ناقوس را جداگانه درست كنيم و صبح زود نماد و قطعه بالايي آن‌را جداگانه به خيابان 100 ببريم و در محل مراسم به هم وصل كنيم. تمام افراد دست اندركار اين طرح تا آخرين دقايق مانده به شروع مراسم كار مي‌كردند و تنها چند دقيقه قبل از شروع مراسم، كار وصل كردن دو قطعه ناقوس را به پايان رساندند.
كاهش هزينه در اجراي اين طرح نيز از مهمترين انگيزه‌هاي افراد دست‌اندركار بود. تمام آهنهايي كه در اسكلت اين نماد به كار رفته از لابلاي ديوارهاي مخروبه بيرون كشيده شد و تمام آرماتورهاي به كار رفته را از ديركهاي بتوني شكسته بيرون كشيدند. هزينه ساخت اين نماد تنها 20درصد برآوردها و بودجه اختصاص يافته به آن بود».