م. مسعودي

مـروری برشعبات «بانک مـرکزی تروريسـم» آخونـدی (۲)

«بانک مرکزی تروريسم» آخوندی تنها بانک منحصر به‌فردی است که فقط جريانات معينی می‌توانند در آن شماره حساب داشته و يا ازآن وام بگيرند؟! اين بانک که از سال‌57 به‌دست رژيم خمينی تأسيس گرديد، چندين شعبه اصلی و تعدادی شعبات فرعی در اقصی نقاط دنيا دارد و از پشتوانه چند ميليارد دلاری سرمايه‌های چپاول‌شده و به غارت رفته مردم ايران که تحت کنترل رژيم آخوندی می‌باشد، برخوردار است.
در واقع هر‌کجا که رژيم آخوندی سفارت و يا وابستگانی دارد، اين بانک نيز دائر بوده وخدمات ويژه خود را ارائه می‌کند. البته دفتر مرکزی آن در تهران است.
به گزارش سايت حكومتي آفتاب 23 بهمن 84، فرمانده نيروهاي استشهادي ايران اعلام كرد: «حال كه آمريكا در مقابل نظام مقدس جمهوري اسلامي در حال يارگيري است و مي‌خواهد مقدسات ما را تحت هجمه قرار دهد، نيروهاي لشكرهاي استشهادي در سراسر جهان به حال آماده‌باش درآمده‌اند. فرمانده قرارگاه عاشقان شهادت ادامه داد: نيروهاي استشهادي با دريافت فرمان عمليات قابل‌كنترل نيستند و ممكن است سالهاي سال جنگهاي چريكي در مناطق مختلف ادامه يابد».

شعبه اصلی بانک مرکزی تروريسم آخوندی!
اصليترين وفعالترين شعبه بانک مرکزی تروريسم آخوندی در عراق است. ميزان سرمايه‌گذاريهای اين بانک در عراق بالاترين و بزرگترين پروژه تروريسم آخوندی تا امروز بوده است و برای گسترش و ادامه فعاليت آن در عراق، طرحها و برنامه‌های متنوعی در نظر گرفته شده که از حيث مالی بخش اعظم اندوخته نقدی وغيرنقدی رژيم در امر تروريسم در اين کشور مصرف می‌شود.
رژيم ملايان از ديرباز عراق را برای خود به‌عنوان «دروازه امپراتوری ولايت‌فقيه آخوندی» محسوب كرده است. دخالت در امور داخلی عراق و حمايت از جريانات بنيادگرا و تروريستی در آن‌جا و ايجاد احزاب دست‌ساز خود در اين کشور قدمتی بيش از دو دهه دارد و تقريباً از بدو حکومت آخوندی در ايران به اين کار اشتغال داشته‌اند. اما اگر حتی در يک نظر اجمالی به نيات پليد وتروريستی آخوندها بعد از اشغال عراق توجه کنيم، بالغ بر هزاران نمونه و فاکت از فعاليت شعبه اصلی همين بانک مرکزی تروريسم آخوندی و دخالتهای خشونت‌بار و… ملايان را در آن‌جا به‌روشنی خواهيم ديد.
روزنامه حكومتي شرق30‌بهمن‌84 طي مقاله‌يي طرح آخوندها براي بلعيدن عراق را آشكارا بيان كرد و نوشت: «با روي كار آمدن ابراهيم جعفري و تدوين قانون اساسي عراق و آرايش جديد سياسي شيعي در اين كشور ما در آينده شاهد فشارها براي خروج نيروهاي آمريكايي از عراق خواهيم بود و ايران خواهد توانست نوعي سكان امنيتي جديد را بين تهران بغداد بنا نهد.
خوب پس قصد آخوندها از اشغال پنهان (و بعد از احمدی‌نژاد آشکار) عراق با همين فاکت بالا روشن است ونياز به توضيح بيشتری ندارد. در زمينه تروريسم خلص آخوندی نيز کافی است به آخرين اظهار‌نظرهای مقامات و شخصيتهای عراقی وغير‌عراقی و گزارشهاي خبرگزاريها طی چند ماه اخير اکتفا نموده تا بحث را بتوانيم ادامه دهيم:
خبرگزاري فرانسه 20‌آذر84: منتظر السامرايي، ژنرال سابق نيروهاي ويژه عراق، روز يكشنبه به خبرگزاري فرانسه گفت كه شاهد رفتار وحشيانه و شكنجه زندانيان عراقي بوده است. وي شبه‌نظاميان شيعه عراقي را مسئول اين رفتار وحشيانه معرفي كرد. سامرايي افزود: بيان جبر وزير كشور عراق 17‌هزار عضو سازمان بدر را در وزارت كشور به خدمت گرفته بود. آنها از سوي دولت تهران حقوق مي‌گرفتند و به زبان فارسي در بين خود صحبت مي‌كردند. وي افزود: تمامي فرماندهان و مقامات ارشد وزارت كشور عراق از اعضاي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي يا حزب‌الدعوه هستند.
به گزارش يونايتدپرس 23‌آذر84، در جريان انتخابات پارلماني عراق، سراسر اين كشور صحنه رويارويي عوامل رژيم ايران با مردم عراق به ويژه هواداران سازمانها و احزاب سياسي اين كشور بود. يكي از برجسته‌ترين موارد دخالت و تقلب رژيم آخوندي در اين انتخابات كاميونها و تانكرهاي مملو از برگه‌هاي آرا بود كه از ايران به عراق فرستاده شده بود.
روزنامه السياده 28‌آذر‌84: منابع مطبوعاتي مطلع مي‌گويند، 13‌افسر وزارت كشور كه 7 نفرشان متهم به شكنجه بازداشت‌شدگان در بازداشتگاههاي وابسته به وزارت كشور هستند دو روز قبل از راه زميني به ايران فرار كردند. اين منبع توضيح داد كه وزارت كشور از ديروز خالي شده است و اضافه كرد كه مسئول مالي وزارتخانه آخرين كسي است كه با دزديدن 500‌هزار دلار آمريكايي از روز دوشنبه گذشته به ايران فرار كرده است».
خبرگزاري فرانسه 25‌آذر‌84، واشينگتن: روز جمعه فرمانده ارشد آمريكايي، رژيم ايران را به دخالت در انتخابات عراق متهم نمود و گفت كه روي احزاب سياسي در جنوب به‌صورت سنگيني سرمايه‌گذاري كرده است و به‌دنبال نفوذ در تشكيل دولت جديد مي‌باشد.
روزنامه نيويورك‌تايمز نوشت: تنها يك روز مانده به انتخابات پارلماني عراق، پليس مرزي در شهر بدره تانكرهايي پر از هزاران برگة تقلبي رأي را كه از ايران وارد عراق شده بود، توقيف كرد. راننده تانكر توقيف شده اعتراف كرد كه حداقل سه تانكر ديگر پر از برگه‌هاي تقلبي از مرزهاي مختلف عبور كرده و وارد عراق شده‌اند.
خبرگزاريها 23آذر84: وزير امور خارجه آمريکا : مشکل وقتی است که ايران، به گونه‌يی از بعضی تروريستها حمايت مي‌کند. به‌عنوان مثال بريتانيايیها ضمن ابراز نگرانیهايشان گفته‌اند که ايرانیها ممکن است تأمين‌کنندة انواعی مشخص از تکنولوژیهايی باشند که بر توانايیهايی حملات در منطقه می‌افزايد.
سايت الملف 25‌آذر‌84، نوشت: يك كميته امنيتي ويژه براي تعقيب علاوي و به شكست‌كشاندن وي در انتخابات و يك مركز دولتي براي فرستادن اطلاعات محرمانه به وزارت اطلاعات رژيم ايران در نزديكي دفتر حزب‌الدعوه عراق درحومه القادسيه، راه‌اندازي شده است.
به گزارش روزنامه الشرق 14‌دي‌84، عدنان پاچه‌چي رئيس جنبش تجمع دموكراتهاي مستقل عراق و عضو ليست العراقيه ملي بر ضرورت جلوگيري از تشكيل يك حكومت مذهبي در عراق تأكيد كرد و گفت: رژيم ايران از طريق احزاب مذهبي دخالت آشكاري در حيات سياسي عراق دارد. اين احزاب داراي نيروهاي مسلح شبه‌نظامي بوده و تشنج ايجاد مي‌كنند.
به گزارش روزنامه الشرق‌الاوسط 18‌بهمن‌84، چاپ عراق، سفيرانگلستان در سفارت آن كشور در منطقه الخضراي بغداد، به خبرنگاران گفت: رژيم ايران در جنوب عراق نفوذ كرده است.
تلويزيون الحره 18‌بهمن‌84، به نقل از روزنامه نيويورك تايمز، گفت: وزارت دفاع آمريكا در نظر دارد كه هزينه پروژه خنثي‌سازي بمبهاي محلي در عراق را به سه برابر آن‌چه كه هست افزايش دهد و اين مبلغ را به سه ميليارد و نيم دلار برساند. مقامهاي وزارت دفاع آمريكا معتقدند كه بيشتر اين بمبها در ايران ساخته و سپس به عراق منتقل مي‌شود.
تلويزيون العربيه اول اسفند‌84: زالمای خلیلزاد سفیر آمریکا در بغداد روز دوشنبه گروهی از شبه نظامیان عراقی را متهم کرد که در ایران آموزش نظامی می‌بینند و از رژيم ايران، پول می‌گیرند. این نخستین باری است که زالمای خلیلزاد با چنین صراحتی از آموزش نظامی شبه‌نظامیان عراقی در ایران یاد می‌کند.
اين فاکتها و هزاران مورد ديگر، در طول اين چند سال که از اشغال عراق می‌گذرد فقط ثابت می‌کند که تروريسم آخوندی علاوه بر عنصر ماهوی رژيم ملايان بدون دليل و بر‌حسب اتفاق رشد نکرده و بدون داشتن امکان و فرصت و ميدان جولان نمی‌توانست در عراق اين‌چنين نا‌امنی و بی‌ثباتی و خشونت را به امری يوميه تبديل نمايد؟! و حتی خيز خود برای تسلط بر کل منطقه را پس از بلعيدن عراق معين کند؟!
روزنامه حكومتي شرق30‌بهمن‌84 :در بعد منطقه‌يي با روي كار‌آمدن شيعيان هوادار ايران در عراق، ايران در آينده خواهد توانست ژئوپولتيك مدرني را براي رفع نقصان و استحاله ژئوپولتيك شمالي و شرقي خويش برگزيند كه در بعد منطقه‌يي داراي نتايج ذيل خواهد بود:
ـ به استيصال‌كشيدن هرگونه تهديدات اسرائيل عليه ايران.
ـ پيوند مجدد استراتژيك بين سوريه، ايران و عراق و شايد لبنان در آينده.
اين روزنامه حكومتي كه اين مقاله را با عنوان «مديريت فرصتها در عراق نوين»، درج كرده، به مطامع آخوندها براي گسترش يك امپراتوري ارتجاعي در منطقه نيز اذعان كرد و نوشت: «باروي كار‌آمدن شيعيان در عراق و پس از آن پيروزي نسبي اخوان‌المسلمين در مصر، حماس در فلسطين، منطقه به دومينوي خاورميانه بزرگ اسلامي تبديل شده است و ايران مي‌تواند با درك فرصتها، از اين موقعيت استراتژيك حداكثر استفاده را ببرد و گفتمان حداكثري خويش را بر نوعي ديپلوماسي پويا بنا نهد».
تحولات چند ساله اخير در منطقه، به‌ويژه در عراق و ايران ثابت کرد که آن‌چه باعث گرديد تا آخوندها بتوانند در پهنه تروريسم و صدور بنيادگرايی گسترش يافته و توانايیها وسرمايه‌گذاريهای ساليان قبل را کامل به‌کار گيرند و اينک نيز برای به‌دست‌آوردن يک پشتوانه غير‌متعارف و سلاح بقا‌ي خود به خواست جامعه جهانی پشت کرده و يکطرفه همه چيز را زير پا بگذارند، بدون کمترين مبالغه و ملاحظه سياسی بايد گفت که فقط و فقط به‌خاطر سياست استمالت از رژيم آخوندها طی قريب به دو دهه گذشته بوده است. آنهايي‌که تصور می‌کنند صرفاً اشغال نظامی عراق و مقدمتاً حضور نظامی نيروهای ائتلاف دليل اصلی تيغ‌کشیهای آخوندی است، سخت در اشتباه می‌باشند. دليل اصلی آنست که وقتی به‌جای قرار‌دادن رژيم بنيادگرا و تروريست ملايان در کرسی تهديد اصلی جهان و خطر بالفعل قرن جديد، با آن به مماشات واستمالت وگفتگو می‌پردازند، همان رخ خواهد داد که اينک در عراق و کل منطقه هر‌روز با تحريک آخوندها بلوايی و خشونتی و جنگی به‌وقوع می‌پيوندد!؟ اما يک طرف ديگر اين خطای استراتژيک نيز آنست که بنا بر قانونمنديها و آرايش قوای سياسی منطقه، هر‌گاه که تهديد اصلی به‌عنوان درد اصلی و تضاد و مشکل اصلی درست تشخيص داده نشود، به تبع آن درمان، راه‌حل و جواب اصلی نيز قابل‌تشخيص نخواهد بود. در حالي‌که مقاومت ايران و به‌طور‌خاص مجاهدين خلق به‌وضوح ثابت نموده‌‌اند که تنها پاسخ واقعی و قطعی به بنيادگرايی و تروريسم آخوندی بوده و هستند و اگر تعادل‌قوايی در برابر صدور بنيادگرايی و تروريسم ملايان تا مقطع اشغال عراق در منطقه برقرار بود و رژيم ميدان جولان دادن و گسترش نداشت به‌دليل حضور آزادانه و مستقل آنها در مقابل دروازه ورودی رژيم (يعنی عراق) برای برقراری امپراتوری بنيادگرانه خودشان بود. خيلیها براين باور بودند (و شايد هنوز هم هستند) که با قدرت نظامی دولت سابق عراق تعادل قوای منطقه در برابر رژيم آخوندی و صدور بنيادگرايی اسلامی و تروريسم دولتی ملاها حفظ می‌شد؟! و حالا با حضور نظامی قدرتهای جهانی؟! در‌حالي‌که اين تفکر کاملاً غير‌تخصصی، غير‌کارشناسانه و تهی از کمترين آگاهی عميق از کل آرايش سياسی و اجتماعی منطقه و ايضاً عدم‌شناخت از ماهيت و ويژگيهای اساسی رژيم آخوندی و نيروهای مقاومت ضد‌بنيادگرايی در ايران بوده و هست. به‌نحوی که اين تفکر و ديدگاه صرفاً نظامی‌گرايانه وقتی پا به عرصه سياسی گذاشت تبديل به استمالت وسازش و تسليم در برابر ملايان گرديد. رژيم خمينی آرزو داشت که مجاهدين بعد از خارج‌شدن از فرانسه به هر کشور ديگری حتی همسايگان ايران نقل مکان بکنند اما به عراق نروند ولو اين‌که عمليات نظامی آنها از مرزهای کشور مفروض هزار بار بيشتر از مجموع عمليات ارتش آزاديبخش از طريق مرزهای عراق باشد؟! زيرا ورود مجاهدين به عراق قبل از اين‌که برای رژيم در صحنه نظامی کابوس‌آفرين باشد در پهنه قفل‌شدن، مانع به‌وجود‌آمدن و بسته‌شدن راه رژيم برای صدور بنيادگرايی و تروريسم، ادامه جنگ و بلعيدن عراق و… مصيبت‌بار بود که در اولين رويکرد آن لاجرم از نوشيدن جام زهر آتش‌بس و پايان‌دادن به عامل تداوم بقاي خود در آن شرايط گرديد که قيمتش را با تن‌دادن به شقه درونی نظام هنوز دارد می‌پردازد و «عطای بلعيدن عراق را به لقای سرنگونی کل رژيمش» برای سالهای متمادی بخشيد و تن به عقب‌نشينی از ادامه جنگ خانمانسوز هشت ساله ايران و عراق داد. لذا هم اينک نيز برای ورشکسته‌نمودن و از دور خارج‌کردن و از کار انداختن سرمايه‌های اين شعبه اصلی بانک مرکزی تروريسم آخوندی در عراق پاسخ نهايی از قطع کامل شريان حياتبخش به آخوندها يعنی دفن سياست استمالت شروع می‌شود وراه‌حل اصلی نيز با به‌رسميت‌شناختن مقاومت مشروع مردم ايران ورفع تمامی محدوديتهای ضد‌دموکراتيکی که به آنان تحميل شده است تسريع می‌گردد. به گواهی ميليونها شهروند شريف عراقی و شخصيتهای ملی و مذهبی و لائيک و آکادميک عراق، بدون شک نمی‌توان شکست طرحهای اساسی آخوندها در شرايط عراق بعد از اشغال را بی‌رابطه با ادامه حضور مجاهدين در اين کشور ارزيابی نمود. چون، حضور آنها ولو بدون سلاح و بدون امکانات، بر هم‌زننده و افشا‌کننده خطوط تبليغاتی و بنيادگرايانه و عوامفريبانه آخوندها در عراق می‌باشد لاکن بيهوده نيست که برای نابودی و اخراج مجاهدين از عراق، آخوندها سر به ديوار می‌کوبند. چرا که پايداری و مقاومت باشکوه مجاهدين در عراق و پيوندهای روز‌افزون آنها با مردم آن کشور نه تنها چشم دول دنيا و نيروهای ائتلاف را به واقعيت نفوذ رژيم ملايان در عراق باز نموده، بلکه زمينه‌ساز شکل‌گيری دموکراتيک‌ترين وگسترده‌ترين جبهه ضد‌بنيادگرايی در تاريخ معاصر عراق نيز گرديده است.
جمهوري اسلامي 26بهمن‌84 (15فوريه): در نگرشي كلي‌تر به تحولات عراق، مسائل و نشانه‌هايي مشاهده مي‌شود كه خوش‌بينيهاي موجود را با ترديد مواجه مي‌سازد… پس از برگزاري انتخابات مجلس عراق كه مشخص گرديد ائتلاف شيعه به پيروزي چشمگير و غيرمنتظره‌يي دست يافته است اشغالگران تلاش پشت پرده و در عين‌حال گسترده‌يي را آغاز كردند تا به هر صورت ممكن از شكل‌گيري دولتي با ماهيت شيعي كه خارج از كنترل آنها باشد جلوگيري نمايند… گروههاي اقليت عراقي كه به‌رغم سابقه طولاني در قدرت، در انتخابات اخير به ناكامي بزرگ تبديل شدند، تلاش كردند با توسل به حربه‌هاي مختلف تغييري كلي در نتيجه انتخابات ايجاد نمايند. گروههاي شكست‌خورده و عصباني عراقي، در چارچوب همين ترفند، ادعاي تقلب گسترده در انتخابات را مطرح ساختند. اين گروههاي ريز و درشت كه تعداد آنها به سرعت به 40‌رسيد حتي براي خود تشكيلاتي موسوم به «مرام» راه انداختند… درحالي‌كه نتايج اوليه حاكي از كسب 138‌كرسي توسط ائتلاف يكپارچه بود در ليست نهايي اين رقم به 128 كاهش پيدا كرد و به اين ترتيب، اين نتيجه، شيعيان را از اكثريت مطلق انداخته و مانع امكان تشكيل دولت مستقل از شيعيان شد. براساس شرايط جديد، شيعيان مجبور مي‌شوند براي تشكيل دولت، با گروههاي اقليت، دولت ائتلافي تشكيل دهند».
در پايان اين قسمت لازم است روشن بگوييم، تا زمانی که اين معادله درست وکامل برقرار نشود، رژيم آخوندی از هيچ جنايتی در حق مردم ايران و منطقه و جهان پرهيز نخواهد نمود و مردم دنيا تا چند نسل درگير آن‌چنان جنگ و خشونت تحميلی خواهند گرديد که دهها بار بدتر از جنگهای اول و دوم جهانی می‌باشد، در حالي‌که امروز کم‌هزينه‌ترين راه برای ممانعت از وقوع چنان فاجعه بشری و برقراری صلح و ثبات و امنيت در منطقه و کل جهان در دسترس می‌باشد.